پس از تجربه ناکارآمد وزرای آموزش و پرورش در دولت قبل، این روزها اخبار انتخاب وزیر آموزش و پرورش در محافل خبری و میان معلمان دست بهدست میشود. با مراجعه به کارنامه وزرای آموزش و پرورش پس از انقلاب میتوان دریافت به غیر از مقاطعی کوتاه، معلمان تجربه شیرینی از انتخاب وزرا نداشتهاند. گواه این تجربه تلخ دغدغه اصلاح معیشت و منزلت معلمان، اصلاح ناپذیری ساختار آموزشی و فاصله آن از نظامهای آموزشی دنیا، تامین حداقلی امکانات آموزشی و کمک آموزشی، از سالهای دور تا بهامروز است؛ که به قوت خود باقی مانده. البته ناکارآمدیها را نمیتوان به تنهایی محصول شخص وزیر دانست و در کنار شایستگی افراد برای کرسی وزارت آموزش و پرورش باید به جریانهای خاص سیاسی و ساختار پیچیده حاکم بر فضای نظام آموزشی اشاره کرد. با توجه به گسترش و کارکرد آموزش و پرورش، انتخاب وزیر برای این وزارتخانه حساس، درکانون توجه همگان بوده است. از سویی مسئولان برای تسلط بر ایدئولوژی حاکم بر نظام آموزشی، تغییر و اصلاح کتب درسی منطبق با منافع و اهداف خود و یک دست نمودن جریان آموزش، معلمان و دانش آموزان با جریان همسوی خود، در تلاش برای معرفی و انتصاب وزیر متبوع خود است. از سویی دیگر احزاب و جریانهای خاص برای پیشبرد اهداف حزبی و پیشبرد منافع گروهی خود در تلاش هستند تا گزینه مطلوب خود به وزارتخانه راه یابد و از سویی دیگر معلمان بهعنوان بخشی که واقعیتهای حاکم بر آموزش رسمی و نظام آموزشی را درک نمودهاند، در انتخاب وزیر متبوع خود انتظاراتی متفاوت دارند که هیچگاه مورد توجه قرار نگرفته است. اگر حاکمیت، معلمان و گروهها و جریان خاص سیاسی را به عنوان اضلاع مهم انتخاب وزیر در نظر بگیرم، خواهیم دید معلمان بهرغم درک واقعیتهای نظام آموزشی، همواره در این رقابت و تلاش مهجور و مظلوم بودهاند، هرچند که شعار نامزدهای تصدی وزارت آموزش و پرورش برخاسته از انتظار معلمان بوده، اما تجربه انتخاب وزرا در دولتهای گذشته نشان داده، خواست و انتظار معلمان در انتخاب وزیر جایگاهی نداشته و نخواهد داشت. بر همین اساس میتوان دریافت عامل مهم عدم توجه به خواست معلمان تعارض منافع و ناهمگن بودن منافع معلمان و اضلاع دیگر این انتخاب بوده که حاصل آن کشمکش در نظام آموزشی و به بیراهه رفتن آن است. با معرفی گزینه مطلوب دولت جدید بهنظر میرسد این دولت نیز ارادهای برای توجه به خواست معلمان ندارد؛ معلمانی که با جان و دل بار آموزش و تحصیل دانش آموزان را به دوش می کشند و مسیر آموزش را بهتر از جریانهای دیگر تاثیرگذار بر انتخاب وزیر میشناسند.