این قسمتی از مقالهای است که سال گذشته همراه با دکترحسین موسویان در مجله لوبلاگ منتشر کردیم. با توجه به وضعیت کنونی افغانستان، یادآوری این نکات به مخاطبان بینالمللی - به ویژه از جانب دستگاه دیپلماسی کشور لازم به نظر میرسد. آنطور که جیمز دابینز فرستاده ویژه دولت بوش در مورد افغانستان اذعان داشته است، به واقع « برخلاف باور عمومی، اینطور نبود که آمریکا بعد از ۱۱ سپتامبر یک ائتلاف تشکیل دهد و بهواسطه آن طالبان را شکست دهد. دقیقتر این است که بگوییم آمریکا به ائتلافی پیوست که از چند سال قبل، اواسط دهه ۱۹۹۰، به همین منظور تشکیل شده بود». آن ائتلاف نیز به اعتراف فرستاده ویژه آمریکا همان ائتلافی بود که ایران نه تنها تشکیل داده بود، بلکه از سالها قبل حمایت لجستیکی، مالی و سیاسی آن را نیز برعهده گرفته بود تا بهوسیله۱۵ هزار نیروی پیکارجوی آن (نیروی موسوم به ائتلاف شمال) رژیم طالبان-القاعده را سرنگون کند. باز هم به اعتراف دولت آمریکا، خروج از انسداد « سیاسی» در کنفرانس بینالمللی بُن نیز که در بحبوحه عملیات نظامی در مورد آینده افغانستان تشکیل شده بود و نمیتوانست به جمعبندی برسد فقط با مساعدت و ابتکار عمل فرستاده ویژه ایران فردی به نام محمد جواد ظریف - میسر شد. نماینده آمریکا در مورد آن جلسه مینویسد: «ظریف از جای خود بلند شد. یونس قانونی نماینده هیات ائتلاف شمال را به گوشهای از اتاق فراخواند؛ حدود یک دقیقه به آرامی با او صحبت کرد و آقای قانونی بر سر میز مذاکره برگشت و بی درنگ پذیرفت دو پُست مهم وزارتی را برای خروج از انسداد سیاسی واگذار کند». در واقع، همراهی او که صرفا با میانجیگری ظریف ممکن شد عاملی بود که باعث شد دولت موقت تشکیل شود و حامد کارزای به جانشینی طالبان سکان دولت جدید افغانستان را در دست بگیرد. در دورانی که بحث از آغاز جنگ در افغانستان بود، یکی از دو نگارنده این متن (سیدحسین موسویان) ریاست کمیته روابط خارجی شورای عالی امنیت ملی ایران را برعهده داشت. در آن زمان، این کمیته آنطور که او شاهد است ساعات طولانی در مورد سود و زیان همکاری با آمریکا برای شکست طالبان در افغانستان به بحث و گفتوگو مینشست. در این جلسات، با وجود همه خاطرات تلخ و سوابق سیاه آمریکا در ایران، بسیاری از مقامات تهران - از جمله برخی فرماندهان سپاه پاسداران بر این باور بودند که ایران میتواند همکاری با آمریکا و اعتماد به این کشور را در این مقطع خاص به بوته آزمایش بگذارد. نهایتا تصمیم بر این شد که اگر تجربه همکاری موفقیتآمیز بود - و آمریکا از آزمون خود سربلند بیرون آمد ایران بهزعم مقامات عالی تهران تا پاکسازی کامل عناصر تروریستی از افغانستان و ایجاد ثبات در آن کشور به این همکاری ادامه دهد؛ و از آن پس از این تجربه احیانا به عنوان یک الگو یا نقشه راه برای حل و فصل مسائل امنیتی مشابه در منطقه استفاده کند، اما دولت بوش همکاری و حُسن نیست ایران را با قرار دادن این کشور در «محور شرارت» پاسخ داد. طبیعتا ایران نیز آمریکا را با «معضل افغانستان» خود تنها گذاشت. وضعیت کنونی افغانستان محصول مستقیم این خطای بزرگ آمریکاست.