به عبارت دیگر مدیریت فشل بخش کشاورزی و رهاشدگی در این بخش باعث بروز ابربحرانها و چالشها شده که همین الان هم به آشفتگی بازار مصرف و آسیب به امنیت غذایی مردم منجر شده که عوارض آن را در کمبودها و نارضایتیهای گسترده کشاورزان و دامداران و فعالان این عرصه میتوان دید. البته که این انتظار وجود ندارد همه این مشکلات در سال اول وزارت وزیر جدید برطرف شود، اما معضلات جدی این بخشها اگر حادتر از این شود امنیت غذایی کشور به خطر خواهد افتاد همانطور که الان در برخی از شهرها این اتفاق رخ داده است. ایران سرزمین پهناوری است و با جمعیتی 85 میلیونی که سرمایه انسانی خوبی محسوب میشوند، با این حال سالها فساد اداری و مالی و سوءمدیریت و توجه به منافع شخصی و گروهی در تصمیمگیریها و ارجحیت دادن آن به منافع ملی و جمعی باعث دلسردی مردم از دولتها شده است. امروز کشور در وضعیت بسیار حساسی قرار دارد و این انتظار میرود تا مسئولان با آیندهنگری و صداقت به رفع مشکلات کشور مشغول شوند؛ بخش کشاورزی یکی از مهمترین بخشهای تولیدی کشور است که موضوع امنیت غذایی مردم را در بر میگیرد. با این حال کشاورزی و دامداری ایران در سایه سالها
بیتوجهی دچار آسیبهای بیشمار و عمیقی شده است که اگر به سرعت و با برنامهریزی قابل اجر مداوا نشود چه بسا شاهد کاهش تولید محصولات کشاورزی و دامداری باشیم که امروز هم هستیم. اما در این بخش مشکلات زیادی وجود دارد که در دولتهای گذشته بدون توجه بزرگ شدند. از طرفی ایران با مخاطرات طبیعی مانند خشکسالی و کم بارشی و کم آبی مواجه است که خود این موضوع؛ بحثی مهم و اساسی بهشمار میرود. وزیر پیشنهادی دولت سیزدهم در حوزه کشاورزی برنامههای خود را برای بهبود وضعیت این حوزه اعلام کرده که به صورت تیتروار شامل شفافیت در ارائه خدمات به بخش کشاورزی، استفاده از مشارکت مردمی، برونسپاری و چابکسازی، پاسخگویی به ذینفعان کشاورزی، عدالت در سیاستها و برنامهها، تأمین رفاه قابل قبول و امنیت غذایی برای همه، حفاظت از منابع پایه و محیط زیست، فسادستیزی و مقابله با بروکراسی، حرکت بر مدار اقتصاد مقاومتی، جهش تولید کشاورزی، روستا کانون تولید کشاورزی، حمایت از سرمایهگذاری در بخش کشاورزی است که شاید در ظاهر چشمنواز باشد، اما در عمل همه چیز متفاوت است چراکه مشکلات از کوچکترین تا بزرگترین بخش ذینفعانی دارد که در برابر اصلاحات مقاومت
خواهند کرد.
جایگاه از دست رفته ایران
هرچند طی سالهای اخیر سایه خشکسالی و بحران کمآبی روی توسعه کشاورزی ایران سایه افکنده است، اما دارا بودن زمینهای وسیع و آب و هوایی متنوع و چهارفصل در کشور که امکان کاشــت اغلــب محصولات کشاورزی را دارد، میتواند رقیب قدرتمندی برای سایر صنایع کشور باشد، چه آن که در ترازوی تجارت خارجی نیز همواره محصولات کشاورزی و صنایع تبدیلی آن کفه سنگینتر را از آن خود کردهاند. در همین زمینه کشورهایی را میبینیم که درعین توسعهیافتگی و تعلق به جهان اول با توسعه علمی کشاورزی خود و گسترش صنایع وابسته به آن گامهای بلندی در جهت فتح بازارهای جهانی برداشتهاند و محصولات آنها در تمام نقاط جهــان بازار دارد. این درحالی است که در کشور ما بــا وجود پیشینه طولانی کشاورزی و پس از گذشت دههها همچنان کشاورزی ایران بر پایه سنت مــیچرخد و بدین ترتیب از کاستیهای بسیاری رنج میبرد. مشکلاتی که باعث شده تا این بخش به جایگاه واقعی خود در اقتصاد ملی دست نیابد و حتی در ایجاد اشتغال و در میان بخشهای خدمات و صنعت رتبه سوم را داشته باشد. درحال حاضر ٥ بحران اصلی در این حوزه میتوان یافت. بحرانهایی که از خرد بودن اراضی کشاورزی و واحدهای
بهرهبرداری در بخش پرورش دامهای سبک و سنگین شروع میشود و به مسن بودن بهرهبرداران و کشاورزان ختم نمیشود. این بحرانها در بخشهای دیگری چون، پایین بودن میزان سواد کشاورزان و حضور ناچیز تحصیلکردههای دانشگاهی کشاورزی هم به صورت جدی قابل بررسی است.
مدیریت رهاشده، معضلی فرای معضلات
همه معــضلاتی که در حـوزه کشاورزی شاهد هستیم کلکسیونی از سوء مدیریت در سالهای مختلف است، شاید اگر در زمان خودش مدیریت درستی برای حل مشکلات بخش کشاورزی و دامداری صورت میگرفت امروز این بخش یکی از توسعهیافتهترین بخشها در کشور بود. به طور قطع میتوان گفت مدیریت، بزرگترین مشکل بخش کشاورزی است. مدیریتی که هنوز بعد از گذشت چهار دهه نتوانسته در حوزه آمایش سرزمین، الگوی کشت و تنظیم بازار اقدامات موثری انجام دهد. در واقع نبود زنجیره تولید، تامین و ارزش باعث چنین اتفاقی شده است. اگر در بحث صنایع تبدیلی و تکمیلی، فرآوری محصولات کشاورزی و انبارداری مشکلات را حل کرده بودیم، امروز با چنین مشکلات بزرگی در حوزه تولید مواجه نبودیم. دنیا از خامفروشی و فلهفروشی محصولات کشاورزی و غذایی فاصله گرفته و محصولات تولیدی فرآورده میشود درحالیکه ما همچنان به دنبال خامفروشی هستم و با این شرایط ما شانسی برای توسعه صادرات نخواهیم داشت. تمام این مسائل باعث اختلاف قیمت فاحش محصول از مزرعه تا سفره مردم شده و گاهی اوقات، قیمتی که محصول از کشاورز خریداری میشود یکپنجم هزینه تولید هم نیست؛ اما مصرفکننده همان محصول را پنج برابر
قیمت واقعی خریداری میکند. چهار دهه است که این مشکلات هرسال در کشور ما تکرار میشود، اما متاسفانه برنامه جدی برای حل آن ارائه نمیشود. اگر هم راهحلی ارائه میشود بهصورت موقت و مقطعی است که بعد از مدتی بیتاثیر میشود. بنابراین به نظر میرسد وزیر پیشنهادی وزارت جهاد کشاورزی در دولت سیزدهم راه سخت و پر چالشی را برای احیا و ساماندهی این بخش در پی خواهد داشت و فازغ از راهکارها و برنامه هایی که ارائه داده آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است توجه به توسعه زیرساختهایی است که متاسفانه در سال های اخیر و با وجودیکه برخی از وزرا موفقیتهای زیادی را نیز به دست آوردهاند، اما همچنان مغفول مانده است، حال باید منتظر شد و دید در صورت اخذ رای اعتماد ساداتی نژاد نخستین اقدام و برنامه او برای این وزارتخانه کلیدی چه خواهد بود.