در این وانفسای خبرهای شاد و نشاط انگیز، تنها امیدمان به قهرمانان افتخار آفرین کشورمان بود که آنطور که باید و شاید به هدف نرسیدیم. لازم میدانم توجه و نظر ویژه مسئولان محترم وزارت ورزش و سایر دست اندرکاران را به نکات زیر جلب کرده و امیدوارم اینبار مورد عنایت ویژه این عزیزان قرار گیرد: الف: سالهاست که ضرورت روانشناسان متخصص در ورزش را بهمسئولان یادآوری و لزوم وجود روانشناسان کارآمد در کنار تیمهای ورزشی را اعلام مینماییم. متاسفانه کمترین توجه به این نکته منطقی و لازم، به کار گرفته شد. ب: مسئولان کاروان ورزشی ایران، اینبار باید تعداد افراد کاروان و ضرورت حضورشان را به رئیس جمهور محترم و مردم شریف ایران اعلام نمایند. ماساژور کمک ماساژور، آب، یخساز و امثال این مشاغل باید اعلام و نیروهای انتخابی برای این مشاغل نیز اعلام گردند. پ: حداقل کسانی که با پول مردم برای گردش وخرید سوغات از بین نورچشمیها اعزام شدند، شناسایی گردند. عدالت ایجاب میکند این همراهان خود هزینههای سفرشان را پرداخت کنند، نه مردمی که برای تهییه داروهای فرزندشان درخیابانها سرگردانند. ج: ضرورت حضور روانشناس متخصص ورزشی در کنار هرتیم برای روانکاوی و شناسایی نقاط ضعف روحی و روانی ورزشکاران و جبران کاستیهای روحیشان در تمام دنیا به رسمیت شناخته شده و هر تیم برای خود یک یا دو روانشناس بههمراه دارند. د: گرفتن تستهای روانشناسی مثل عزت نفس، اعتماد بنفس، افسردگی، خستگی روحی وعصبی، رشد اجتماعی و... و شناسایی نقاط ضعف ورزشکان مهمتر از تغذیه و سایر حرکات آنها باشند. ر: حتی در ورزشهای انفرادی مثل کشتی که ما دهها سال پیش عناوین و مدالهای قابل توجه داشتیم، امروز با ضرب غیرت و همت فرزندان غیورمان کسب عنوان میکنیم. اما سایر کشورها که ارزوی ورزشکاران ما راداشتند امروز مدالهای طلایی را بهگردن میآویزند، آن هم با ورزشکارانی ایرانی که با بیمهری سر از غربت و زیر سایه پرچم کشور دیگر به مهمترین آوردگاه ورزش جهان رفتهاند. چرا؟ از سوی دیگر هر تیم ورزشی، یک تحلیلگر حریف دارد که حریفان ورزشکاران خود را شناسایی و به ورزشکاران خود منتقل میکنند. آموزش آناتومی بدن و چگونگی تقویت بخشهای مختلف نیز یکی دیگر از محورها است. فرزندان ما در چندروز مانده به مسابقه با فشارهای طاقت فرسا اقدام به کاهش وزن میکنند و فشار روحی، عصبی و جسمی در جهت کاهش وزن حرکاتی مرتاضگونه انجام و موجب رنج و عذاب خود میشوند. در سوی دیگر، رانتخواری در انتخابات فدراسیونها و عدم استفاده از پیشکسوتان و نوابغ ورزشی، باندبازی و ویژه خواری در استخدام مربیان بیگانه در حالیکه مربیان متخصص و دارای دانش روز در کشور مان موجود هستند از دیگر ضربات دلالان به ورزش کشوراست. بیشک وزارت ورزش و جوانان برای تقدیم پست وزارت به نورچشمیها تاسیس شده و حتی نتوانست یک قدم تاثیرگذار در ورزشهای عمومی بردارد و قهرمان پروری جایگزین پهلوان پروری شد. امروز همه دلسوزان نگران تداوم روشهای پوسیده گذشته و ادامه باند بازیها در این وزارت در آستانه انتخاب وزیر جدید هستند و امیدوارند که آقای سجادی که از خانواده ورزش است، این وضعیت را در دولت و وزیر قبل به اتمام برساند. به قید سوگند اگر ورزش کشور به سیاق قبل از تاسیس وزارت ورزش برگردد و کسوت باردیگر مورد توجه واقدام قرار گیرد، در اینده میتوانیم در میادین جهانی و منطقه ای حرفهای بیشتری برای گفتن داشته باشیم، اما در غیر اینصورت و غلبه مسائل اجتماعی و سیاسی بر ورزش، بازهم تعداد مدالها وعناوینمان دچار کاستی خواهند شد.