همانـــطور که مسئـــولان امر در هیــاترئیسه مجلس گفتـــهاند روز شنبه کابینه آقای رئیسی در مجلس بررسی میشود. همه شواهد و قرائن موجود حکایت از آن دارد که کابینه رئیسجمهور جدید به اتفاق آرا مورد تصویب مجلس قرار خواهد گرفت. با نگاهی به کلیت وزرای آقای رئیسی این سوال پیـــش مـــیآید که اگر بهفرض آقای احمدینژاد تاییدصلاحیت شده بود و در انتخابات پیــــروزی میشد یا اگر سرلشکر سعید محمد در انتخابات تایید صلاحیتشده و رای آورده و پیروز میشد، واقعا چه تفاوت اســــاسی و بنیادیای میان لیست کابینــــهای که آقای رئیسی معـــرفی کرده و آنکه آقای احمدینژاد یا سردار محمد معرفی مــــیکرد، وجود داشت. آیا تفاوت معناداری وجود میداشت؟ گمان نمیکنم. نکتـــه مهم آن است کـــه قدرت و اختیـــارات قوه مجریه تعــــریفشده و پرسش اساسی آن است که با توجه بهاینکه قدرت و اختیارات قوه مجریه مشخص شده و سیاستهای کلی و کلان نظام در بخشهای دیـــــگر حاکمیت تعییـــن میشود، چه تفاوتی میکرد اگر آقای احمدینژاد، سعید محمد یا سیدابراهیم رئیسی انتخاب میشدند و وزرای آقای احمدینژاد و سعید محمد چه کسانی میشدند؟ پرسش دیگر آن است که ممکن بود چه تغییر و تحولاتی آقای احمــــدینژاد بهوجود بیــــاورد؟ به عنوان مثال آیا آقای احمدینژاد میتوانست جلوی هزینههای هنگفت و بینتیجه را بگیرد؟ آیا آقای احمدینژاد میتوانست در هزینههای کلان بخشهای خاص دخالتی داشته باشد؟ آیا احمدینژاد میتوانست در حضور ایران در سوریه، لبنان، یمن و عراق تغییری بهوجود بیاورد؟ میتوانست تنشزدایی با غرب کرده و در این حالت تغییری بهوجود آورد؟ همه میدانیم که پاسخ این پرسشها چیست؟ لذا اینکه آقای احمدینژاد، سعید محمد یا دیـــگران رئیسجمهور نشدند، میتوان گفت بیشتر از این بابت بوده است که مشکلات بعدی به وجود نیاید؛ چرا که همه میدانیم با آقای رئیسی مشکلی به وجود نخواهد آمد. البته شاید پیش از این هم این انتظار هم میرفت که چنین کابینهای از سوی رئیسجمهور معرفی شود؛ اما باوجود برخی اظهارنظرها که معقدند بودند کابینه رئیسی کابینهای فراجناحی و بر اساس شایستهسالاری است بهنظر میرسید افراد بهتری برای تصدی وزارتخانـــههای دولت در نظر گرفته شوند. به هر صورت باید منتظر رویکرد مجـــلس در مقابل وزرای پیشنهادی و در صورت رای اعتماد آنها در چهار سال پیشرو باشیم تا بتوانیـــــم نسبت به عملــــکرد کابینه رئیسی اظهارنظر دقیقی کنیم.