بدونشک در بحرانی مثل کرونا که مهمترین راه مقابله با آن پیشگیری و رعایت دستورالعملهای بهداشتی است، علاوه بر تصمیماتی که دولتمردان و مدیران مرتبط میگیرند، مردم هم نقش بسیار مهم و کلیدی دارند. ما در بحران کرونا در پیکهای مختلف مشاهده کردهایم که وقتی تصمیمات خوبی گرفته شده و مردم هم رعایت کردهاند، میزان فوتی ما به زیر ۵۰ نفر در روز رسیده است. اما مجدد میبینیم در روزهای اخیر به بالای ۵۰۰ نفر که تا به حال سابقه نداشته، رسیده است. این یک پیام دارد و پیام آن، این است که مردم به هر دلیل خسته شدهاند و برای رعایت پروتکلهای بهداشتی آنگونه که باید خودشان را مسئول نمیدانند که این موضوع نیز میتواند دلایل متعددی داشته باشد. از آن جمله کاهش اعتماد به تصمیمگیران و فشارهای اقتصادی ناشی از بحران کرونا، که زندگی مردم را تحتتاثیر قرار داده است. طولانیشدن دوران کرونا و ناکارآمدی نظام حمایتی دولت از مردم در این شرایط سبب شده مردم اعتماد نکنند و تکیهگاهی نداشته باشند، در حالیکه در شرایط فعلی انتظار میرود دولتها بیش از گذشته کنار مردم باشند. موضوعی که در راستای یکی از مولفههای اصل ۲۹ قانون اساسی است. به موجب این اصل باید از مردم در شرایط بحران حمایت کرد و به تامین رفاه آنها پرداخت. در چنین شرایطی مردم برای خودشان راهی جز این نمیبینند. آنها معتقدند اگر کرونا بگیرند و بمیرند بهتر از این است که گرسنه بمانند. عباراتی شبیه این نشاندهنده آن است که مردم از این همه فوت و مصیبتها و گرفتاریها خسته شدهاند. به همین خاطر وقتی کاهش اعتماد و حمایت باشد، لذا باید انتظار این بیتوجهی را نیز داشت. راهکار چیست؟ مردم در چنین شرایطی برای خود و اطرافیانشان هم شده باید رعایت پروتکلها را مدنظر داشته باشند. اگر خانوادهای عزیزی را از دست داده، ما که چتر حمایتی درست و مناسبی نداریم بنابراین مصیبت بعد از فوت عزیز برای خانوادهها میماند. در حالیکه اگر دستورات و پروتکلهای بهداشتی رعایت میشد، شاید چنین مرگهایی اتفاق نمیافتد. گرچه مرگ دست خداست، اما با رعایت پروتکلها میتوان از وقوع آنها هم جلوگیری کرد. مردم باید بدانند خروج از این وضعیت بدونکمک آنها امکانپذیر نیست. اینکه منتظر باشند دولت برایشان کاری انجام دهد، تنها یک بعد ماجراست. در نتیجه خود مردم هم باید بهخاطر خودشان و اطرافیانشان مسئولیتهای خود و شهروندیشان را انجام دهند. انسان موجودی است که اراده دارد و میتواند در شرایط مختلف تصمیمات مناسبی را اتخاذ کند. الان نیز در شرایط بحرانی زندگی میکنیم و نیازمند بازنگری در سبک زندگیمان هستیم. این بازنگری هم در سطح بهداشت فردی و هم در سطح بهداشت جمعی و محیط باید صورت گیرد. در این شرایط باید خودمراقبتیها افزایش یابد و ارتباطات باید بهشکل مجازی حفظ شود. گرچه ارتباطات مجازی بهاندازه ارتباطات واقعی اثربخش نیستند، اما میتوانند در این شرایط بحرانی مورد استفاده قرار بگیرند. در این شرایط بحرانی باید روشها و سبکهای زندگی تغییر کند، در غیر اینصورت همچنان باید تاوان این کمتوجهیها را پرداخت کنیم.