کادرمدیریتی استقلال مورد معامله سیاسی قرار گرفته و وزارت ورزشوجوانان برخی جریانات سیاسی را در مدیریت باشگاه دخیل کرده است. برخی افراد هیاتمدیره منسوب به آن جریان هستند. به اعتقاد من انتخابات نادرستی برای هیاتمدیره باشگاه استقلال صورت گرفت و این هیاتمدیره دستخوش حوادثی شد که نشان میدهد انتخاب چنین افرادی، معیاری نداشته است. هیاتمدیره پرسپولیس نیز اسیر اتفاقات سیاسی شده است ولی آسیبی که به استقلال وارد شده، به شکلی بوده که هواداران تصور کردند حمایت از پرسپولیس صورت میگیرد. به هیچ عنوان این موضوع را تایید نمیکنم. هیچ عقل و منطقی در مدیریت، سرنوشت خود را در حمایت از یک باشگاه قرار نمیدهد ولی نوع کار اینگونه وانمود میکند که وزارت ورزش به یک باشگاه توجه بیشتری کرده اما به اعتقاد من چنین نیست. اگر بخواهیم ببینیم دولتی موفق بوده یا خیر، باید به ورزش آن نگاه کنیم چون تابلوی موفقیت یک دولت، ورزش آن است. اگر ناکامیهایی در مدیریتهای باشگاههای پرسپولیس و بهخصوص استقلال دیده میشود، نشأت گرفته از دولت دوازدهم بوده است. استقلال چوب کشمکشهای مدیریتی و سیاسی را خورده است. اگر شاهد تغییراتی در هیاتمدیره باشگاه استقلال باشیم، به منزله آن است که هیاتمدیره ورزشی انتخاب شده است ولی اگر تغییری صورت نگیرد، یعنی معامله سیاسی در هیاتمدیره باشگاه استقلال و حتی پرسپولیس صورت گرفته است. وقتی که مدیریت باشگاه تیم را رها میکند، سرمربی برای آنکه تیمش از گردونه عقب نماند و همچنین حسننیت خود را ثابت کند، تصمیم به پرداخت پاداش میگیرد تا شاگردانش را در کوران مسابقات حفظ کند. راه دیگری برای فرهاد مجیدی وجود نداشت تا شرایط را حفظ کند. اگر شرایط عادی بود قطعا چنین کاری مورد مؤاخذه قرار میگرفت. برای ادامه همکاری با فرهاد مجیدی نیز باید تحلیل فنی درستی صورت بگیرد و اگر تشخیص داده شد حفظ او بهسود تیم است، باید از این مربی حمایت شود.