بهرغم تلاش تیم قبلی در وزارت امور خارجه و خسته نباشید به آنها، وزیر امور خارجه جدید اسب زینشدهای را تحویل نمیگیرد و مشکلات زیادی پیشرو دارد. تقریبا همهچیز از نو باید ساخته و پرداخته شود. مهمتر از همه ارزیابی از بنیانهای ساختار توسعه نفوذ کشور در منطقه است که در سایه آن باید اقدامات بعدی صورت گیرد. رابطه با قدرتهای بزرگ باید دوباره تعریف شود و جایگاه هر یک در سیاست خارجی مشخص شود. رابطه با کشورهای عربی باید دوباره بازبینی شود. پرونده کشورهای همسایه از ترکیه تا پاکستان هر یک در محل دیگری غیر از وزارت امور خارجه بوده، آنها بهتر است برگردند و... .
ساختار وزارت امور خارجه
ساختار فعلی برای کار در منطقه که علیالاصول و بنا به ادعاها باید نقطه تمرکز دیپلماسی باشد خیلی مناسب نیست. این ساختار برای کار با قدرتهای بزرگ معنی و مفهوم دارد و بر اساس آن طراحی و کپیبرداری شده است. اما در منطقه به همان معضلی برخواهد خورد که دولت گذشته به آن برخورده و گفته شده که وزارت امور خارجه منطقه را رها کرده است. ساختار قبلی، با معاونتهای منطقهای قدرت عملیاتی بیشتر داشت و با تمرکز به کارها در جزئیات رسیدگی میشد. بدین مفهوم که وزارت امور خارجه شاید ماهی چند بار به ترکیه، افغانستان، ترکمنستان یا پاکستان میرفت. یکبار آن با وزیر امکانپذیر است اما باید در مراحل بعدی فرد رتبهدار در حد وزیر به آن بپردازد. مشکلی که وزارت امور خارجه با آن روبهرو بود و عملا کار منطقهای تعطیل شد. همچنین معاونت اقتصادی ارزشافزودهای برای وزارت امور خارجه نیاورد و به سیاست خارجی کمکی نکرد؛ اگرچه تبدیل به یک پست برای یک نفر موردنظر شد. اشکالات جدی بروز یافته در مراسم تحلیف ریاستجمهوری سیزدهم؛ از استفاده از پرچم کردستان بهجای پرچم عراق تا نحوه نشستن میهمانهایی چون رئیس مجلس روسیه در جایگاهی نادرست آن هم بعد از
چهل سال سابقه باز هم نیازمندی به تجدید ساختار جدی در این سازمان را تاکید میکند.
مسائل امنیتی
مشکلات امنیتی کشور با منشأ خارجی متنوع هستند: تهدیدات گاه و بیگاه رژیم صهیونیستی، تبعات امنیتی «توافق ابراهیم»، ارتجاع عرب و... . اما دو موضوع باید با دقت زیاد مورد توجه قرار گیرد: افغانستان ظرف چند ماه آینده میتواند منشأ برخی تحولات امنیتی در ایران شود. کنترل دائمی تحولات آن کشور از منظر برقراری نظامی متعادل در افغانستان، که منجر به گسیل آوارگان از یکسو و افزایش مشکلات امنیتی از سوی دیگر نشود، حائز اهمیت است. عراق و سوریه، بستر هماوردیهای منطقهای و خارج از منطقهای است. انتخابات آینده مجلس عراق در اکتبر سالجاری و ترکیبی که آن را شکل خواهد داد، میتواند محدودیتها و مشکلاتی را برای کشور بهوجود آورد. مواضع رسمیعراق و سوریه در سازمانهای بینالمللی و منطقهای و حتی سازمانهای ورزشی به سرعت در جامعه ما تاثیر میگذارد؛ بنابراین افزایش و گسترش سطح مراودات با سایر اقشار دو کشور از وضعیت محدود فعلی میتواند راهگشا و مورد توجه باشد.
مسائل سیاسی
وزارت امور خارجه طی سالهای اخیر متحمل صدمات جدی از سوی جریانات داخلی و خارجی شد. جریانات مخالف داخلی سعی کردند که برای تضعیف وزیر امور خارجه خود وزارت امور خارجه را در دید عموم به یک سازمان بیاحترام تبدیل کنند. وزیر امور خارجه جدید باید برنامههای ترمیمیزیادی بهمنظور بازگرداندن جایگاه این سازمان به موقعیت واقعی خود تدارک ببیند. از آن جمله: اول، برای بازگرداندن جایگاه وزارت امور خارجه باید نقش وزارتخانههای نفت، اقتصاد و صمت در سیاست خارجی از سازمانهای تصمیمگیر به سازمانهای پشتیبانی، تغییر کنند و روابط خارجی کشور به جای انفعال موجود، سیاسی شود. دوم، شخصیت اجرائی و جدی و موثر و با احترام وزیر امور خارجه در سطح ملی و منطقهای تثبیت شود. سوم، رابطه با ترکیه، پاکستان و هند آسیبشناسی شده و کانالهای ارتباطاتی جدید تعریف شود. اجازه داده نشود دلالان، خلأ بهوجود آمده در چند ماه گذشته را پر کنند. چهارم، رابطه با عربستان و کانالهای فعال در این بین مورد تجدید نظر قرار گیرد. به نظر نمیرسد عراق کاندیدای خوبی برای واسطهگری بین ایران و عربستان باشد. پنجم، در اولین فرصت، وزیر امورخارجه آخرین مواضع و
سیاستهای کشور را با وزرای امور خارجه چین و روسیه به عنوان دوستان محوری کشور در سیاست خارجی مورد بررسی قرار دهد. ششم، موضوع توافق 25 ساله ایران و چین به عنوان یکی از منابع مهم تامین نیازمندیهای داخلی مورد توجه جدی قرار گیرد. تقریبا این اطمینان وجود دارد که نماینده ویژه قبلی غیر از استفاده تبلیغاتی در این مسیر کار جدیای نکرده است.
برجام
در خلال هشت ماه سال میلادی جاری و با روی کار آمدن دولت جدید آمریکا، «برجام» بهرغم «6 دور مذاکره»در وین در واقع از دستور کار جدی خارج بوده است. سیاست درست کشور برای جلوگیری از بازی فصلی و دورهای دولتها و سیاستمداران آمریکایی و وادار کردن آنها به احترام گذاشتن به تعهداتشان باعث شده عملا آنچه بهنام «مذاکرات» خوانده میشد بینتیجه باشد. غرب به رهبری آمریکا نیز با توجه به تغییر دولت در ایران و «امیدوار» بودن به مذاکراتی، که با دولت آینده خواهد کرد تا بهحال با این «شبهمذاکرات» سازگاری نشان داده است؛ روابط را حفظ و از «اقدامات» بیشتر علیه ایران خودداری کرد. اما به نظر میرسد کلیه ذینفعان جدی در برجام از ایران گرفته تا اکثریت کارشناسان آمریکایی و خود اسرائیل هر یک به دلایلی با برجام 2015 مشکل دارند و با ادامه آن بهشکل قبل موافق نیستند. به عبارت دیگر وزارت امور خارجه جدید با دو «پلتفرم» روبهروست: مذاکرات وین برمبنای «پلتفرم» برجام 2015 حرکت کرده است. این مسیر با تحریمهای دوران ترامپ و مزایای غیرقابل چشمپوشی آن برای آمریکا از یک طرف و قانون مجلس و «کمیته تطبیق» برای اعمال شرایط جدید ایران از طرف دیگر
به کوچه بنبستی رسیده است که خروج از آن جز با انعطاف زیاد یک طرف متصور نیست. اگر فرض را براین بگذاریم که با خروج «نیروهای مماشاتگرا» از صحنه سیاسی، دولت همانند دولت قبل قرار نیست که منعطف و از مواضع خود صرفنظر کند بنابراین وزارت امور خارجه باید به دنبال «پلتفرم» جدیدی برای این موضوع بگردد زیرا امکان انعطاف آمریکا بر اساس درخواست ایران تقریبا ناممکن است. «پلتفرم» جدید میتواند بسیاری از موضوعات از مسائل اتمی، تحریمها، امنیت منطقه، امنیت آبراهها تا حتی محل مذاکرات که بیدلیل در اروپا تعریف شده است را دربربگیرد. لذا وزیر امور خارجه جدید با این سوال جدی روبهروست و باید خود را برای پاسخگویی به آن آماده کند: 1 - اگر آمریکا وارد فاز فشار سیاسی و دیپلماسی علیه ایران بشود تا ایران را به «پلتفرم» قبلی و«برجام» متعهد نگه دارد چه اتفاق داخلی و خارجی متصور است؟ آیا انسجام در اردوی مقابل ایران افزایش مییابد یا کاهش؟ بدینمفهوم که آیا اروپا و آمریکا میتوانند حمایت خاموش یا فعال چین و روسیه را (به عنوان نزدیکترین کشورها به ایران) در اعمال فشار بر ایران بهدست آورند یا اینکه خود اروپا و آمریکا دچار از هم
گسیختگی میشوند؟ به هرحال فعال شدن جدی آمریکا علیه ایران هم مشکل امنیتی برای ایران بهوجود خواهد آورد و هم مشکل سیاسی،
2 - اگر ایران بخواهد چارچوب مذاکراتی(پلتفرم) جدیدی را به طرفهای مدعی تحمیل کند چه موضوعات و چه مسیری را باید در پیش گیرد؟ وزیر امور خارجه همواره میتواند با توجیه، خود را پشت شورای امنیت و مجلس و فلان دستور... پنهان کند؛ اما نهایتا در نظام سیاسی ما او به تنهایی مجبور به تحمل عواقب آنهاست.