ادامه از صفحه اول/ درک و شناخت اولویتهای جامعه سخت نیست تا هنگامی که سیاستهای داخلی در راستای تامین رضایتعمومی نباشد؛ هر چقدر هم که در زمینه سیاستخارجی به اصطلاح خودشان موفقیتآمیز عملکرد داشته باشند، اما چنین موفقیتهایی در نگاه مردم قابل قبول نخواهد بود! بر همین اساس باید پذیرفت دنیای درون، دنیای بیرون را میسازد! و این نکتهایست که باید سرفصل ادبیات ذهنی مسئولان قرار بگیرد. رضایت عمومی یکی از تعاریف منافع ملیاست، حکمرانان باید بپذیرند که منافع ملی معنی و مفهوم گستردهای پیدا کرده است بهعنوان مثال آمار مرگومیر این روزهای مملکت در خصوص بحران کرونا به نوعی منافع ملی را تحت تاثیر قرار میدهد؛ لذا عدم واکسیناسیون عمومی، کمبود دارو و سرم، گرانی دارو و درمان، کمبود تخت در بیمارستانها، صفهای بلند برای دریافت دارو، بازار سیاه دارو، بحران آب و برق، خشکسالی و از این دست موضوعات هم ارتباطی مستقیم با منافع ملی دارد؛ بنابراین مسئولان باید در قبال هرگونه نقص و کاستی و مشکلات اینچنینی احساس مسئولیت داشته باشند. باید عملکرد تصمیمسازان و تصمیمگیران به گونهای باشد که مردم احساس برنده بودن کنند .متاسفانه باید پذیرفت شرایط موجود احساس برنده بودن و پیروزی به اکثریت ملت نمیدهد! بنابراین حکمرانان هوشمند و سیاستشناس عملکردشان به گونهایست تا جوامعشان نیز احساس بُرد کنند و به تعبیری رابطه حکمرانان با ملتهایشان باید بُرد-بُرد باشد. اگر جامعهای احساس کند رابطهشان با مسئولان بر اساس فضای بُرد- باخت تعریف داشته باشد، آن جامعه بیمار است و روزبهروز در اذهان چنین جامعهای عصبانیت، خشم و کینه انباشت میشود! گاه تصمیمسازی و تصمیمگیری حکمرانان منافعی برای ملت ندارد و به تعبیری در فضای منافع ملی معنی و مفهوم نمیشود، چرا که در چنین کشورهایی منافع ملی به منافع شخصی و جریانی تقلیل پیدا کرده است.