آرمـــان ملی-علیــرضا پورحسین: تاکیــد چندیـنبــاره رئیس دولـــت سیزدهم بر اولویت قرار گرفتن منطقه خاورمیانه جهت توسعه روابط از یکسو و مطرحشدن شخصیتی که مسلط بر خاورمیانه است از سوی دیگر این نگرانیها را درخصوص سیاست خارجی ایران ایجاد کرده است که مبادا از اروپا، آمریکا و خاور دور جهت توسعه روابط غافل شوند. اتفاقی که مشخصا نمیتواند نتایج خوبی داشته باشد. نخست به این علت که عدم ارتباط گیری با قدرتهای جهان چالشهایی را در اقتصاد و تجارت ایران ایجاد میکند؛ از سوی دیگر چالشهای ایران در منطقه خاورمیانه بهقدری پیچیده شده است که طبق نظر بسیاری از کارشناسان شاید نتوان این چالشها را مجزا از روابط خارجی با قدرتهای جهانی قلمداد کرد. متخصصان این حوزه بر این باور هستند که ایران امروز با کشورهای منطقه و حتی همسایگان خود به قدری چالش سیاسی و امنیتی دارد که شاید فضا را برای ایجاد روابط حسنه در پایینترین سطح را نیز ایجاد نکند و مشخصا در این شرایط نمیتوان روی هیچ کدام از کشورهای در حال توسعه منطقه خاورمیانه بهعنوان یک شریک حساب باز کرد. امری که بهنظر میرسد این ضرورت را ایجاد میکند تا دولت سیزدهم علاوه بر
وزیرخارجه مسلط به منطقه از معاونانی استفاده کند که در عرصه بینالمللی نیز توانایی مانور سیاسی داشته باشند. در راستای بررسی این مساله «آرمان ملی» گفتوگویی با فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین کشورمان داشته است که در ادامه میخوانید.
توجه بیش از اندازه دولت به منطقه خاورمیانه و غفلت از سایر کشورها چه تبعاتی میتواند داشته باشد؟
در ایـــن روزهـــا صحــبــت از وزیــر شـــدن آقای امیرعبداللهیان است که باید در این خصوص توجه داشت که ایشان نیز یک دیپلمات همچون سایرین است و مشخصا اهداف مصوب نظام را پیگیری خواهد کرد. باید توجه داشت که نمیتوان گفت اولویت سیاست خارجی، منطقه خاورمیانه است؛ زیرا منطقه بهصورت مشخص با سایر کشورهای جهان ارتباط دارد و هر کدام بدون دیگری ناقص میماند. ایران نباید از قسمت استقلال خود در عرصه سیاستخارجی چشمپوشی کند، بهخصوص در این برهه زمانی که در اثر تحریمها دچار لطمات زیادی شدهایم. عدم توانایی در مبادله مالی، صادرات و واردات امروز کشور را دچار ضعف کرده است و اگر ایران خود را محدود به روابط با کشورهای منطقه کند، ممکن است متضرر شود؛ زیرا شاید بسیاری از کشورهای منطقه تمایلی به ارتباط گیری با ایران نداشته باشند.
ایران در منطقه دشمنان پنهانی نیز دارد؟
امروز شاهد هستیم که پاکستان با حمله به افغانستان با نیروهای نیابتی خود هویت فارسی افغانستانی را از بین میبرد که این بزرگترین ضربه را به ایران وارد میکند. امروز برخی کشورهای بزرگ منطقه مثل عربستان و ترکیه روابط خود با اسرائیل را بهخاطر رابطه با ایران مخدوش نمیکنند. از ابتدای تاریخ رابطه آنها با اسرائیل فرازونشیب داشته است؛ اما هیچگاه از خطوط قرمز آنها عبور نکردهاند و امروز نیز رابطه با اسرائیل را به رابطه با ایران ترجیح میدهند؛ بنابراین ایران در عرصه سیاست خارجی باید در نخستین گام تیم مذاکرهکننده فعلی را حفظ و تکلیف مذاکرات وین را مشخص کند؛ سپس به فکر ارتباط گیری با منطقه باشد.
تغییر در تیم مذاکرهکننده ایران چه تبعاتی در پی دارد؟
در این نقطه یک معیــار سنجش جدی برای دولت سیدابراهیم رئیسی بهخصوص در حوزه سیاست خارجی شکل میگیرد. اگر دولت سیزدهم مطابق با وعدههای رئیسی به دنبال نگاهی فراجناحی و پیگیری منافع ملی است، قطعا باید تیم مذاکرهکننده فعلی حداقل تا پایان نشست وین و حصول توافق جدید برای احیای برجام کار را ادامه دهند، به این علت که تغییر این تیم و روی کار آمدن افراد جدیدی که با جزئیات و فضای مذاکرات آشنا نیستند، کار را سخت میکند. ضمن اینکه بدون تردید نگاه و ادبیات مذاکرهکنندگان کنونی را نخواهند داشت. از اینرو برای اینکه فضای مذاکرات و نیز روند گفتوگوهای اعضای 1+4 وایالات متحده آمریکا با تیم مذاکرهکننده جدید ایرانی هماهنگ شود، زمان زیادی را تلف خواهد کرد که در شرایط کنونی کشوربا انبوهی از چالشها و مشکلات است و به هیچوجه به نفع ما نیست. اگر هم رئیس دولت سیزدهم به واقع میخواهد مذاکرات به نتیجه نرسد و برجام نابود شود که بهترین سناریو تغییر کل ساختار وزارت امور خارجه دولت دوازدهم است، چراکه قطعا حضور افرادی مانند باقری کنی و جلیلی در سیاست خارجی ایران که در کارنامه خود جز وقتکشی و خریدن وقت ندارند، بازگشت به همان بنبست
در دیپلماسی دولتهای نهم و دهم است. مذاکرات پرونده فعالیتهای هستهای ما که عمری یکساله و دوساله ندارد. نزدیک به 20 سال است که مذاکرات با غربیها را در دستور کار داریم که 10 سال آن فقط وقتکشی آقایان بود که در نهایت به بنبست رسید و از دل آن بنبست مذاکرات برجامی و توافق هستهای حاصل شد. حال اگر امروز آقای رئیسی بهدنبال آن است که از این بنبستگراها استفاده کند؛ یعنی چهار سال پیشرو کشور باید خود را آماده مواجهه با اجماع جهانی و آغاز فصل جدیدی از صدور قطعنامههای جدید بکند، آن زمان دیگر مدیریت کشور هم سختتر میشود.