یکی از مهمترین ایراداتی که به رفتار و گفتار نیروهای سیاسی، مدیران و مسئولان در این سالها می توان گرفت؛ تاکید، تمرکز مطلق و کلی بر سیاست و گاه ترجیح منافع جریانی بر منافع ملی است. ایران برای ما بزرگتر از سیاست است و مردم با اهمیتتر از جناحهای سیاسی هستند. این حرف را نباید به منزله دوری از سیاست و در پیش گرفتن سیاستزدایی در اقدامات اجتماعی و جمعی قلمداد کرد. منظور از این ادعا ایجاد توازن و نوعی تعادل در اقدامات اجتماعی و امر سیاسی است که با تفکیک و تعادل حوزهها را درهم نمیریزد و هر موضوعی را بدوندخالت هیجان و احساس و منافع زودگذر جناحی در جای خود بررسی میکند که به نوعی توجه به عدالت را به ذهنها میرساند. چه آنهایی که رای دادهاند، چه آنهایی که مشارکت نکردهاند و چه آنهایی که به سایر افراد حاضر در رقابت رای دادهاند در یک چیز مشترک هستند و آن امید به بهبودی اوضاع و آیندهای روشن برای کشور، که اتفاقا از جدلهای بیحاصلی که همیشه برای آن بهانهای پیدا میشود خسته و رویگردان هستند. حالا انتخاب ماست؛ یا با همدلی، تلاش و احترام به دولت آینده و رئیسجمهور رسمی جمهوری اسلامی ایران فردایی روشن و پرامید را هدف قرار دهیم یا با دامن زدن به رقابتهای بیحاصل و بیمبنای سیاسی ثبات و آرامش کشور را گرفتار رفتارهای خودپسند کنیم. فکر میکنم راهحل اول تنها شرط زندگی بهتر و فردایی روشنتر برای مردمی است که ایران همرا با آسایش، آرامش، رفاه و سربلندی آن را با همه وجود میخواهند و این هدف و خواسته را در محیطی بدونتنش و جنجال و هیاهوهای بیثمر جستوجو میکنند. باید به دولت کمک کنیم تا امید دوباره در جامعه رونق گیرد.