بستن
کد خبر: ۱۰۲۰۲۱۴

«بهشت» تنــــــــدروها

«بهشت» تنــــــــدروها

آرمان ملی- امید کاجیان: این بار خبــرش رسمـــا اعلام شد؛ شهردار‌شدن علیرضا زاکانی. کسی هم نیست تا بخواهد این خبر را تکذیب کند. یک انتخاب پر‌حاشیه از سوی شورای شهر تمام اصولگرای ششم. آنطور که عواقب این حواشی حتی اعضای شورا را نیز با چالش‌های بسیاری روبه‌رو ساخته است. دست آخر اینکه روز گذشته اعلام شده است اعضای ششمین دوره شورای اسلامی شهر تهران «علیرضا زاکانی» را با ۱۸ رای از مجموع ۲۱ رای به عنوان نوزدهمین شهردار پایتخت پس از پیروزی انقلاب اسلامی برگزیده‌اند. البته این خبر پیش‌تر نیز یک‌بار اعلام شده بود. پیش از تشکیل جلسه رسمی و علنی برای این کار، چند روز قبل‌تر در رسانه‌ها اعلام شد شورا، شهردار جدید پایتخت را بر اساس شاخص‌های مد‌نظر شورای شهر ششم تهران ارزیابی کرده و برای همین بیشترین آرای منتخبان را کسب کرده است. این خبر البته چند‌ساعت بعد از سوی مهدی چمران رئیس شورای شهر نه تکذیب؛ بلکه تایید نشده است. احتمالا مهدی چمران نیز با علم بر اینکه این‌گونه معرفی‌کردن شهردار پیش از رای‌گیری رسمی حرف‌و‌حدیث‌هایش بسیار است چنین موضعی گرفته بود؛ اما معلوم بود که نتیجه نهایی همان زاکانی است. اتفاق عجیب‌تر افشا‌شدن گفت‌وگوی چمران و نرجس سلیمانی در مراسم تحلیف اعضای شورای شهر ششم بدون‌اطلاع از روشن‌بودن میکروفن‌شان بود‌‌ه است. مهدی چمران در پاسخ به انتقادات نرجس سلیمانی مبنی‌بر اینکه کاش رای‌های ما شفاف و آشکار بود و این مسأله پیش نمی‌آمد، پاسخ داد: من دیشب - روز اعلام اولیه شهردار تهران - یکی از بدترین شب‌ها را داشتم؛ حتی از جنگ بدتر بود. آنقدر ناراحت شدم از اینکه اسامی این‌گونه منتشر شده است؛ در حالی که (‌از قبل) این همه ما اعلام کرده بودیم. سلیمانی در واکنش به گفته‌های چمران ادامه داده: اگر رای‌گیری به‌صورت شفاف و روز یکشنبه انجام می‌شد، بهتر بود؛ که چمران در واکنش گفته: عده‌ای فشار می‌آورند. سلیمانی در ادامه افزوده: عده‌ای از دوستان از اول رای‌شان این نبود. چمران هم می‌گوید: یک عده را می‌ترسانند، اصلا تهدیدشان کردند. همین حالا که رای مخفی هم دادند، به آنها گفتند اگر رای ندهید چنین می‌کنیم! ردوبدل شدن این گفت‌وگوها در رسانه‌ها غوغایی به‌پا می‌کند؛ هرچند بعد‌تر تلاش می‌شود موضوع به‌نوعی رتق‌و‌فتق شود؛ آن‌طور که سلیمانی در یادداشتی نوشت: هرچند رای‌گیری رسمی در جلسه آتی نیز بنا به دلایل قانونی به‌رغم میل باطنی و قلبی بسیاری از اعضا به‌صورت مخفی انجام خواهد شد خشنودم که رسما حمایت قاطع خود را از جناب آقای دکتر زاکانی اعلام کنم و امیدوارم نمره بیست بدرقه راه آغاز شهردار جدید شهر تهران باشد. اما با همه این حواشی و حرف‌و‌حدیث‌ها در نهایت دیروز در رای‌گیری به عمل آمده رسما علیرضا زاکانی به عنوان شهردار تهران برگزیده شد. درمورد این انتخاب البته انتقاد‌های دیگر نیز مطرح شده است .
چند نکته درباره زاکانی
زاکانی سیاستمداری تمام اصولگراست که البته گروهی او را تندرو می‌نامند و هم‌اکنون هم نماینده قم در مجلس است.‌ بعد از نامزدی ریاست‌جمهوری و البته کناره‌گیری‌اش به نفع رئیسی، یکی از گزینه‌های وزارت دولت سیزدهم به شمار می‌آمد، اما با مطرح‌شدن نام او به عنوان شهردار، بسیاری گفتند این به‌معنای دست ردی است که برخلاف تصورات، رئیسی به سینه زاکانی برای حضور در کابینه آینده زده است؛ نکته‌ای که البته خود زاکانی آن را رد می‌کند و در مورد انواع و اقسام وزارتخانه‌های پیشنهادی دولت رئیسی به خود سخن می‌گوید و اینکه خود‌ش آنها را قبول نکرده و ترجیحش شهرداری بوده است‌(!) وی‌ در این باره در توئیتی می‌نویسد: «در دیدار آقای قالیباف، ایشان گفت وزارت رفاه، وزارت بهداشت و دفتر رئیس‌جمهور برای شما مطرح است، بنده گفتم برای آنها افراد بهتری وجود دارد و تحول شهرداری ارجح است.» او در ادامه می‌گوید: «به دیدار آقای رئیسی رفتم. ایشان گفت سه روز قبل تصمیم داشتم از شما در چند جای دولت استفاده کنم و با رهبری هم صحبت کردم و تعاریفی نقل کردند[که لایقش نیستم] بعد ایشان گفتند از وقتی شنیدم در شورای‌شهر برای شهرداری مطرح هستید به‌نظرم این کار مهمتر آمد و کاربزرگی است.» این در حالی است که پیش‌تر توصیه‌هایی مبنی‌بر اینکه کسانی که نماینده مجلس هستند بهتر است در این سمت به نمایندگی ملت ادامه دهند تا حضور در پست‌ها و سمت‌های دیگر، صورت گرفته بود که خیلی‌ها همین مباحث را از موانع وزارت زاکانی بر‌می‌شمردند. به هر روی در نهایت تازه ‌واردان ساختمان بهشت سر‌مست از پیروزی در‌غیاب مشارکت حداکثری، راه سیاست‌ورزی و جناح‌گرایی را به حد اعلا رسانده و در چنین وضعیتی یکی از مخالفان سرسخت اصلاح‌طلبان و دولت سابق را در جایگاه هدایت پایتختی قرار داده‌اند که بنا به گزارش‌ها میزان مشارکت انتخاباتی در آن خیلی کمتر از 30 درصد بوده است و تنها یک‌چهارم واجدین شهرش برای ریاست‌جمهوری رای داده‌اند؛ دیگر چه رسد به شورای‌شهر (!)، که در آن آرای‌باطله نفر دوم شده است (!)البته در اینکه شورا براساس جناح خود، شهردار را برگزیند ایرادی نیست و حق فاتحان خیابان بهشت همین است. اما آنچه این انتخاب را حاشیه‌آفرین کرده، این نکته است که از ظواهر امر پیداست شورا در این اقدام آنقدر غرق در سیاسی‌گری بوده که چند نکته را در‌باره زاکانی از یاد برده است؛ نخستین آن تخصص و سابقه در امور شهری است. اگر به‌رزومه او نیز نگاهی بیندازیم در آن اثری از تحصیلات یا امور اجرایی مشخص شهرداری نمی‌بینیم. این در حالی است که چهره‌هایی مانند حناچی و قبل از آن افشانی پیش از شهرداری تهران سوابقی از جنس مدیریت شهری و استانی داشته‌اند. در سویی دیگر اینکه اساسا چرا زاکانی که هم‌اکنون وظیفه مهمی در ردای نمایندگی دارد و البته رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس است در میانه‌راه می‌خواهد پارلمان را ترک کند و شهردار شود؟ مگر نه اینکه یکی از توصیه‌های مهم خالی نکردن جایگاه نمایندگی و رفتن به جایی دیگر بوده است؟ یا چرا کسی که نماینده قم در مجلس است به‌جای شهرداری تهران، شهردار شهر و استان قم نمی‌شود و سر از تهرانی در‌می‌آورد که نه به او رای داده‌اند و نه البته اکثریت مردمش با وی هم عقیده‌اند. زاکانی مسئول حضور در مجلس است اما یک‌بار نامزد ریاست‌جمهوری می‌شود‌، یک‌بار بحث وزارتش مطرح می‌شود و این بار هم شهردار تهران لقب می‌گیرد؛ با این اوصاف چه تضمینی است که شهرداری را هم نصفه‌و‌نیمه رها نکند و جایی دیگر برود‌؟ به هر روی او شهردار تهران نام گرفته و از این پس باید دید که او در رخت جدید چگونه پیش خواهد رفت و آیا سیاست‌زدگی در دوره مدیریت او جای تخصص‌گرایی و عمل برای شهر را می‌گیرد یا نه‌؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی