به گواه شواهد تاریخی و تجربی «تشخیص عینی» عرصه سیاسی اصلیترین عامل موفقیت یا ناکامی، صاحبمنصبان و سیاست ورزانی است که «پیگیر اهداف خاص» هستند، میباشد. ناکامی صاحب منصبان بیتردید بستر انبوه درد و رنج برای میلیونها شهروند و تضعیف امنیت و منافع ملی می باشد. بنابراین وظیفه میهندوستان است تا قبل از برنامه ریزی به منظور تحقق برخی اهداف سیاسی، پیامدهای (اجتماعی و ملی) احتمالی اهداف خود را با دقت هرچه بیشتر پیشبینی کنند. برخی مواقع گفته و نوشته میشود که بسیاری از فعل و انفعالات در عرصه سیاسی و عملکرد برخی نهادها و صاحب منصبان در راستای بسترسازی به منظور ادامه راه رهبری میباشد. با توجه به شرایط عینی عرصه سیاسی(ناکارآمدی مدیریت کلان و کاهش مقبولیت و مشروعیت برخی صاحب منصبان و نهادها)، تصور اینکه فردی بتوان جایگزین رهبری(اینکه بتوان حول ادامه دهنده راه رهبری به اجماع رسید) شود محتمل به نظر نمیرسد. باید به فکر، چارهای واقعبینانه و کم هزینه بود. چه کسی میتواند این حقیقت که شرایط داخلی، منطقهای و جهانی 1400 هیچ شباهتی به شرایط داخل و خارجی 68 ندارد، را انکار کند. چند نکته پیرامون «امکان پذیر بودن یا نبودن تحقق هدف بستر سازی» به اجمال ارائه میشود. به عبارتی، تبینی کلی و مختصر پیرامون یک امر کاربردی، یعنی، چرا «ساختارهای سیاسی برآیند برخی» نیازهای اجتماعی و مستلزم برخی ملزومات و نه برآیند برخی ارادهها، منویات و اهداف (جناحی) سیاسی میباشد، ارائه میشود. ساختارها(سیاسی)... ؟ به بیانی کلی یک ساختار معطوف به اجماع عناصر گوناگون در یک نظم مشخص و محدود به منظور تحقق هدف یا اهداف گوناگون میباشد. به عنوان مثال، برای ساختن یک بنا؛ آجر، آهن، سیمان، لوله آب و گاز، سیم برق و... به شکلی منظم، یک نظم (بنا) را ایجاد میکنند. یا برای ساختن یک خودرو، ادغام یا چیدمان چند صد قطعه یک ساختار (خودرو) را ایجاد میکند و... اما ساختارهای اجتماعی (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، دفاعی و...) برخلاف ساختارهای فیزیکی، به رفتار انسانها(شهروندان) مربوط میشود. بدین معنی که تعداد انسان(شهروند) اندیشهها، آرزوها، اهداف خواسته و... خود را در قالب رفتار منظم به منظور تحقق برخی اهداف جمعی، سازماندهی میکنند. بهعنوان مثال، نهادهای دفاعی، نمود رفتار سازماندهی شده جمعی از شهروندان به منظور صیانت از آب و خاک، رفاه، آرامش و امنیت، فرهنگ و تاریخ ایران میباشد. نهاد آموزش و پرورش نمود رفتار سازمان یافته و نظام مند تعدادی از شهروندان به منظور تربیت و تعلیم انسانهای با اخلاق، نوع دوست، میهن دوست و... میباشد و... بنابراین تاسیس یا تداوم یک نهاد اجتماعی بدون وجود برخی نیازهای اجتماعی(سیاسی)، در جهان خرد بنیاد معاصر نه تنها پرهزینه بلکه ناپایدار و کوتاه مدت خواهد بود. صرف نظر از نوع ساختار(ساختمان، سازمانها و نهادهای اجتماعی، انواع ماشین آلات و ابزارها و...)، هر ساختاری تا زمانی پا برجا خواهد بود که اجزای متشکله آن، نقش یا کارکرد خود را انجام دهند. منطق تداوم ساختارها، «عینا» در مورد انواع ساختارها اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... صادق است. انواع ساختارهای اجتماعی، سیاسی و... متشکل از تعدادی اعضا (شهروندان) که برای تحقق یک هدف مشترک(ملی و جمعی) تلاش میکنند، هستند، به عبارتی اعضای(شهروندان) ساختارهای سیاسی باید به هدفی که ساختار برای تحقق آن ایجاد شده است، باور داشته باشند. هنگامی که اعضای ساختار سیاسی به هر دلیل باور خود را برای تحقق یک هدف مشترک از دست دهند، این بدین معنی است که کارکرد اعضای بیباور، در راستای تلاش برای تحقق هدف خاص کاهش مییابد. به بیانی، منطق مشترکی میان همه و انواع ساختارها(فیزیکی، اجتماعی، سیاسی و...) حاکم است، مثلا به همان دلیلی که نمیتوان یک ساختمان(ساختار) چند طبقه را بر روی دریا یا در هوا به صورت معلق ساخت، به همان دلیل ساختارهای سیاسی و مدیریتی به ضرورت باید بر روی یک «بستر عینی(نیاز اجتماعی)» ساخته شوند. اینکه ساختارهای سیاسی و مدیریتی کلان در جهان معاصر بطور اجتناب ناپذیری باید بر بنیاد منافع ملی که نمود انواع نیازها و اهداف ملی(جمعی) است، ایجاد یا ساخته شود. بنابراین تصور تداوم یا ایجاد یک نهاد(سیاسی) بی آنکه نیاز اجتماعی را محقق کند، غیرمنطقی، غیرکاربردی و در نتیجه غیرمحتمل خواهد بود. از اینرو، با در نظر گرفتن انبوه چالشها و تنشهای اجتماعی و ملی، اختلاف نظرها، تضاد منافع عمیق میان جناحهای گوناگون و تضاد منافع میان برخی جناحها و شهروندان، بسترسازی برای تداوم برخی نهادهای سیاسی به مثابه ادامه راه رهبری با ساختارهای فعلی غیرکاربردی خواهد بود.