آرمان ملی- علیرضا پورحسین: یک مقام ارشد اتحادیه اروپا میگوید به گمان او مذاکرات احیای توافق هستهای در وین، اوایل ماه سپتامبر از سر گرفته شود. او تاکید کرد که این فقط گمانهزنی بوده که میتوان از شرایط کنونی به آن رسید و امیدوار است با استقرار کامل دولت سی ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور جدید ایران و تایید آن، این اتفاق رقم بخورد. به گفته این مقام ارشد اروپایی، مقامات ایرانی گفته بودند که نمیدانند مذاکرات هستهای برعهده وزارت امور خارجه خواهد بود یا مسئولیت آن به جای دیگری داده خواهد شد. مقام ارشد اتحادیه اروپا میگوید که اگر امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه بعدی ایران شود -که او فردی با تجربه است- مطمئنا کسی خواهد بود که میتوانیم با او کار کنیم. از سوی دیگر طبق برخی شنیدهها انریکه مورا، دیپلمات ارشد اروپایی در سفر خود به تهران نیز با امیرعبداللهیان دیدار داشته و پالسهای مثبتی از سوی ایران درخصوص تداوم مذاکرات دریافت کرده است. حتی طبق برخی شنیدهها به انریکه مورا این امر تاکید شده است که ایران در دور بعدی مذاکرات بهدنبال یک توافق است و بسیاری نیز انتخاب امیرعبداللهیان را در همین راستا میدانند تا ایران
هرچه سریعتر در منطقه و در وین به یک توافق با طرفهای گفتوگو دست یابد. در راستای بررسی این مساله «آرمان ملی» گفتوگویی با حسن بهشتیپور، تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل داشته است که درادامه میخوانید.
مذاکرات وین در دولت سیـزدهم در کوتاه مدت به نتیجه ختم میشود؟
اینکه سیدابراهیم رئیسی گفته است که با مذاکرهکردن مشکلی ندارد، یک اصل اساسی است؛ زیرا مذاکره امروز تنها راهحلی است که دولت سیزدهم میتواند از طریق آن اهداف تعیین شده خود را محقق کند. بدون مذاکره مشخصا نمیتوان به اهداف اقتصادی و سیاسی رسید. گفتوگو باعث میشود که چارچوبها و اهداف دولت را برای طرف مقابل تبیین کند تا ایران هم بتواند امتیاز بگیرد وهم امتیازاتی بدهد و وارد عرصه دادوستد دیپلماتیک شود. رئیس دولت سیزدهم اینکه در روز تحلیف عنوان میکند از تمام راههای دیپلماتیک استفاده میکند، به یک ضرورت اشاره دارد، اما اینکه بتواند مذاکرات در وین را به سرعت به نتیجه برساند، تا حدودی سخت است؛ زیرا هنوز مسائل حل نشده مهمی باقی مانده است. امروز ایران بر مساله گرفتن تضمین تاکید دارد و طرف مقابل نیز این را نپذیرفته است و مشخصا برای حل این مساله باید راهحل دیپلماتیک در پیش گرفت. باید تعریف دقیقی از تضمین ارائه شود تا اجرای برجام ممکن شود و آیا اساسا تعهدها درخصوص برجام میتواند عملیاتی شود یا خیر. از سوی دیگر آمریکا نیز تاکید دارد درخصوص مسائل منطقهای و دفاعی با ایران مذاکره کند و ایران نیز زیر بار این مساله
نمیرود و همچنین باید حلوفصل شود. ایران اساسا بیثباتسازی منطقه را قبول ندارد و مشخصا با مسائل منطقه با کشورهای خود منطقه مذاکره میکند همچون اتفاقی که امروز میان ایران وعربستان در حال رقم خوردن است. حل این مسائل نیاز به اراده و زمان قابلتوجهی است.
اینکه انریکه مورا و مقامات اروپایی عنوان میکنند که تــوافق قریبالـوقوع است، به واقعیت نزدیک نیست؟
موارد کلی در مذاکرات وین توافق درخصوص آنها صورت گرفته است، اما درج مسائل منطقهای و تضمین خواست ایران مسائلی نیستند که بهراحتی بتوان از کنار آنها عبور کرد و مشخصا تعداد این موارد اختلافی شاید زیاد نباشد. وزیرخارجه احتمالی دولت سیزدهم نیز عنوان کرده است که مذاکرات را ادامه میدهیم، اما در مقابل ظلم ایستادگی میکنیم و نشان میدهد که به واقع تمایل به گفتوگو در دولت سیزدهم با اما و اگرهایی همراه است. سوال اساسی این است که موارد اختلافی چگونه حل میشود؟ تا زمانی که هر یک از طرفین از بخشی از خواستههای خود نگذرند، توافق شکل نمیگیرد و نمیتوان تفاهم را نزدیک متصور دانست. در هر توافق طرفین باید به سمت یکدیگر حرکت کنند و در غیر این صورت مذاکرات وین شکست خواهد خورد.
آقای امیرعبداللهیان بهعنوان جدیترین گزینه وزیرخارجه در دولت سیزدهم مطرح است، آیا ایشان این توانایی را دارد تا مسائل سیاست خارجی ایران را حل و فصل کند؟
تخصص امیرعبداللهیان حوزه خاورمیانه است و شاید به این علت که اولویت دولت سیزدهم تقویت روابط با همسایگان و کشورهای منطقه مطرح شده است، ایشان مدنظر جهت تصدی وزارت خارجه مطرح شده است. ایشان ارتباطات خوبی با کشورهای همسایه دارد و در منطقه شناخته شده است. باید توجه داشت که فارغ از اینکه چه کسی وزیرخارجه میشود، این مساله نیز از اهمیت برخوردار است که مذاکرات به چه کسی واگذار و چه کسی به وین فرستاده میشود. مشخصا انتخاب آقای امیرعبداللهیان بهتنهایی مسیر سیاست خارجی کشور را مشخص نمیکند و باید منتظر ماند و مشاهده کرد تیم مذاکرهکننده متشکل ازچه کسانی است. باید توجه داشت که وزیرخارجه حکم کاپیتان تیمی را بازی میکند که سرمربی آن رئیسجمهوری است و رئیسجمهوری این کاپیتان را انتخاب میکند تا بتواند تیمش را مدیریت کند. وزیرخارجه امروز در متن بازی بوده و موثر است و باید تیم دیپلماسی را هدایت کند. اینکه عنوان میشود پرونده احیای برجام توسط وزارتخارجه مدیریت شود یا به شورای عالی امنیت ملی واگذار شود، حائز اهمیت نیست؛ زیرا تصمیمگیری در خصوص این پرونده در شورایعالی امنیت ملی صورت میگیرد که در راس آن رهبری حضور دارد.
امروز این اهمیت دارد که مدیریت پرونده احیای برجام به شخصی سپرده شود که عرصه بینالمللی را بهخوبی بشناسد و بتواند بهخوبی از منافع ملی و ظرفیتهای موجود دفاع و استفاده کند. وزارت خارجه نباید یک حلقه بسته ایجاد کند و به نظرات کارشناسی توجه نداشته باشد و این موارد باید مدنظر قرار گیرد.