اگرچه اولویت سیدابراهیم رئیسی طبق گفتههایش تلاش برای تعمیق مناسبات با همسایگان است، اما خود ایشان و جریان حامی بیش از همه به این واقعیت اشراف دارند که تلاش برای لغو تحریمها و احیای برجام میتواند مهمترین مانع و سد پیشروی سیاست خارجی برای گسترش و تعمیق مناسبات با همسایگان را از پیش پای دولت سیزدهم بردارد. شاید دولت سیزدهم به صورت مجزا در تلاش باشد با سفرها و تحرکات دیپلماتیک روابطش با همسایگان را به شکل چشمگیری افزایش دهد، ولی تا زمانی که تحریمها به شکل کنونی ادامه داشته باشد و برجام احیای نشود تعمیق مناسبات منطقهای به خروجی ملموسی دست پیدا نمیکند، بهویژه که دولت سیزدهم سعی میکند از دل تعمیق مناسبات دیپلماتیک منطقهای به امتیازات اقتصادی و تجاری دست پیدا کند. همه میدانند با توجه به تحریمها، فشارهای حداکثری آمریکا و همچنین چالشهای مربوط به عدمتصویب لوایحFATF، ایران با چهموانع خودخواسته متعددی در مسیر تعمیق مناسبات با کشورهای جهان، چه همسایگان و چه بازیگران منطقهای و فرامنطقهای مواجه است. یعنی این چالشها و موانع، نه ارتباطی با همسایگان دارد و نه با تلاش برای پررنگ کردن مناسبات با همسایگان قابلحلوفصل است. چون مشکل جای دیگری است؛ در داخل کشور. یعنی به هر میزانی که ما تلاش دیپلماتیک برای گسترش مناسبات با همسایگان داشته باشیم مادامی که تحریمها و سد عدمپذیرش لوایح FATF به قوت خود باقی باشند اتفاق خاصی روی نمیدهد. پیرو این نکته اهتمام دولت سیزدهم و وزارت امورخارجه با هر وزیری، چه امیرعبداللهیان و چه هر کسی برای پررنگ کردن روابط ایران با همسایگان شرط لازم است، اما شرط کافی نیست. باید لغو تحریمها، احیای برجام و تعیینتکلیف لوایح باقیمانده FATF در دستور کار قرار گیرد وگرنه به قول معروف آش همان آش است و کاسه همان کاسه. چالشی که این دولت و شخص رئیسی با آن دست به گریبان است این است که آیا او و دولتش بدونگرهزدن سیاست خارجی کشور به مذاکره، احیای برجام و تعیینتکلیف لوایح باقیمانده FATF میتواند مناسبات منطقهای و چالشهای اقتصادی و معیشتی داخلی را به سر و سامان برساند یا خیر؟ چون اگر نتواند، هم باید به مردم پاسخگو باشد و هم باید پاسخ تناقض فکری و عملی خود را به طرفدارانش بدهد که در این صورت شاهد شکلگیری چنددستگی در جامعه خواهیم بود. ضمن اینکه پیرو نکته قبلی دوباره تاکید میکنم آستانه و کاسه صبر مردم هم پر شده است، لذا دیگر فرصت اشتباه وجود ندارد. یعنی دولت رئیسی نمیتواند با آزمون و خطا کارها را دنبال کند. باید دید که حاکمیت در دولت سیزدهم چه راهبردهایی را برای چهار سال پیشروی سیاست خارجی ایران مطرح میکند تا وزارت امور خارجه آن را در پیش بگیرد. حسین امیرعبداللهیان و هر فرد دیگری فقط و فقط کارگزار و مهره خُرد اجرای سیاست خارجی ایران است که از مراجع بالادستیتری این اوامر و سیاستها به وی ابلاغ میشود. با این حال اگر گزاره مدنظر شما را هم تحلیل کرده و اینگونه تصور کنیم که حضور احتمالی فردی چون حسین امیرعبداللهیان در اقامت وزیر امور خارجه احتمالی دولت سیزدهم یعنی اولویت رئیسی برای تعمیق و گسترش مناسبات با همسایگان است که در این رابطه باید چند نکته را در نظر گرفت؛ اول این که همه همسایگان ما مربوط به خاورمیانه نمیشوند، بلکه برخی از آنها در آسیای مرکزی و منطقه قفقاز قرار دارند که هر کدام خاستگاه سیاسی و ژئوپلیتیک خود را دارند از ارمنستان گرفته تا آذربایجان، ترکمنستان و ...؛ از طرف دیگر در حوزه آسیای میانه اکنون همسایه شرقی ما افغانستان با چالش جدی امنیتی و جنگ داخلی دست به گریبان است. دولت سیدابراهیم رئیسی باید منتظر باشد و ببیند دولت مرکزی کابل قدرت را در اختیار خواهد گرفت یا طالبان. چون اگر طالبان به قدرت برسد تازه اول مشکلات است. زیرا سوال مهمتر آن است که آیا در صورت قدرت گیری طالبان، جمهوری اسلامی ایران می تواند با این گروه وارد تعامل، گفت وگو و مذاکره دیپلماتیک شود؟ آیا اساساً با رسیدن قدرت به دست طالبان میتوان به این گروه اعتماد کرد؟ آیا این جریان برای مرزهای شرقی کشور ما تهدید امنیتی به وجود نخواهد آورد؟ دو دور مذاکره اخیر طالبان با ایران ملاک نیست. باید دید طالبان در قدرت با ایران چه میکند. باید دید که آیا دولت رئیسی مساله مذاکره و احیای برجام را به نتیجه میرساند یا نه. چون قطعاً ریاض، ابوظبی و منامه هم برای برای احیای مناسبات با ایران در شرایط فعلی تمایلی ندارند. این دیگر ارتباطی به تلاش دولت سیزدهم برای احیای روابط با این کشورها ندارد. به هر حال عربستان، بحرین و امارات تصمیم خود را گرفتهاند و در جبهه آمریکا و اسرائیل قرار دارند و از هیچ تلاشی هم برای ایجاد و تشدید مشکلات داخلی ایران هم دریغ نمیکنند. این تلاشها چه در سطح سیاسی، چه در سطح دیپلماتیک و چه در سطح امنیتی و نظامی و حتی در قالب حمایتهای مالی برای بحران آفرینی در ایران طی سالهای اخیر به روشنی قابلمشاهده است. پس اگر ایران به دنبال احیای مناسبات با این کشورهاست که قطعاً هم باید در دستور کار قرار بگیرد، باید اول تکلیف خود را با مذاکره با آمریکا روشن کند. چون در آن صورت است که عربستان، امارات و بحرین مجبور میشوند روابط و مناسبات خود با ایران را تعدیل بخشند. با در نظر گرفتن این واقعیت باید این را هم بپذیریم حتی اگر دولت سیزدهم بدون مذاکرات با آمریکا سعی در احیای روابط با کشوری مانند عربستان داشته باشد و حتی بر فرض محال ریاض هم تمایلی به این احیای روابط داشته باشد این ایالات متحده آمریکا خواهد بود که اجازه تعمیق و گسترش روابط را بین ایران و عربستان نخواهد داد. پس میبینید به سرانجام رسیدن مذاکرات آمریکا و ایران، احیای برجام، لغو تحریمها و تعیینتکلیف لوایح باقیمانده FATF تا چهاندازه روی تلاشهای دولت سیزدهم برای تعمیق مناسبات با همسایگان کارساز و موثر است.