با ادامهدار شدن اعتراضــات کارگــران هفتتپه، مردم استان خوزستان و به تبع آن چند شهر دیگر کشور، کشاورزان اصفهان و... در پی اعتراضات دی ماه 97 و آبان 98 ، در این نوشتار برآنیم تا بهگونهای مختصر به این پرسش پاسخ دهیم که چرا اعتراضات در دولتهای یازدهم و دوازدهم (روحانی) رو به افزایش نهاد؟ بررسی اعتراضات در طول دو دهه اخیر نشان داده است که اگر نگوییم همه (جز در مواردی که صنفی بوده است)، بلکه غالب آنها از سوی بدنه اجتماعی اصلاحطلبان تحت عنوان هواداران اصلاحطلبی در هر دوره و زمانی بنا به دلایل و خواسته یا خواستههایی صورت پذیرفته است که اگر بخواهیم بهترین و مهمترین کلیدواژه را در چراییِ اعتراضات و افزایش آنها در دولتهای یازدهم و دوازدهم برگزینیم «ناامیدی» است. راقم این سطور اعتراضات را از حیث هویت به دو نوع تقسیم میکند: اعتراضاتی که چنانچه آنها را بر اساس هرم مازلو مورد بررسی قرار دهیم، در راستای رسیدن به سطوح میانی هرم و با هدف دستیابی به آزادیهای فردی و اجتماعی بیشتر، برابری حقوق زن و مرد، آزادی مطبوعات و در یک کلام آزادیهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... صورت میگیرد که میتوان از آنها با نام «اعتراضات مدنی»، «آرام» یا « نرم» یاد کرد که در قالب صدور بیانیه، و... ظهور و بروز مینماید. اعتراضات سخت يا خیابانی که با حضور در کف خیابان همراه با شعارهای مبتنی بر خواستهها صورت گرفته و احتمالا با خشونت همراه باشد. با عنایت به تعاریفی که از ۲ نوع اعتراض شد، باید گفت آغاز اعتراضات نسبت به شرایط فرهنگی و آزادیهای سیاسی و اجتماعی با حضور حداکثری آحاد مردم در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۹۶ ، با برکشیدن کاندیدایی (آقاي خاتمي) که احساس میشد میتواند به خواسته آنها جامه عمل بپوشاند، شکل گرفت؛ اما، ناتوانی برآورده کردن تمامی یا حدی از انتظارات و خواستههای رأی دهندگان در دولتهای هفتم و هشتم، ناامیدی نسبی را در بین برخی هواداران جریان اصلاحطلبی ایجاد کرد. بهگونهای که با شرکت حداقلی در انتخابات ۸۴ و روی کار آمدن آقای احمدینژاد، عملکرد دولت نهم آنها را پشیمان از عدم شرکت در انتخابات مذکور کرده، با امید به ادامه راه سال ۷۶ و ۸۰ در رسیدن به آنچه خواسته آنها بود، مجددا با حضور در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ ، حوادث بهوجود آمده و عدم آنچه که انتظار داشتند، عزم آنها را به شرکت در انتخابات ۹۲ و ۹۶ ، در واهمه از ادامه راه دولتهای نهم و دهم از یکسو و وعدههای پرطمطراق آقای روحانی از سوی دیگر جزم کرد؛ اما احساس عدم عمل به وعدهها، بالاخص در دولت دوازدهم، همراه با فشارهای اقتصادیِ حاصل از فزونیِ تحریمهای ناشی از خروج آمریکا از کشور و قطع نسبتا کامل مبادلات اقتصادی، این بار نهال ناامیدی و یاس تقریبا مطلق از آنچه که انتظارش را در بهبودی اوضاع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... میپنداشتند، نه تنها نسبت به رئیسجمهور برآمده از حمایت اصلاحطلبان که از جریان اصلاحطلبی، بارور شد؛ بهگونهای که با رویگردانی از اصلاحطلبان، همراه با اعتراضات خیابانی در قالب جشن قهرمانی تیم فوتبال همراه با شعارهای سیاسی، ظهور و بروز یافت. در این امر آنچه مسلم مینماید نقش انواع رسانهها اعم از حقیقی و مجازی در آگاه سازي و افزايش سطح انتظارات مطالبهگران بیتاثیر نبوده است، اما اکنون ضروري است که آقای رئیسی كه بر کرسی دومین قدرت رسمی کشور تكيه زدهاند به هوش باشند تا آنچه را که بر اصلاحطلبان و جریان اصلاحطلبی رفت، بر جریان اصولگرایی و اصولگرایان نرود وگرنه همانی را درو خواهند کرد که دولتهای یازدهم درو کردند. آنگاه پاسخي براي مردم باقي نخواهد ماند.