بستن
کد خبر: ۱۰۱۹۸۲۲

رئیس‌جمهور سیزدهم و نظام بین‌الملل

رئیس‌جمهور سیزدهم و نظام بین‌الملل
مهدی مطهرنیا آینده‌پژوه سیاسی و اجتماعی

روی کــار آمــدن سیـد ابراهیم رئیسی با جهــت‌گیری‌ها از منظر سیاست‌گذاری‌ و نوع نگرش‌های حاکم بر تشکیل دولت سیزدهم، در بافت موقعیتی ناشی از تقابل ایران با نظام جهانی، منجر می‌شود که وضعیت ایران در حال حاضر در لبه تیغ خود را به نمایش بگذارد. به این معنا که در حال حاضر ایران در بافت موقعیتی ناشی از فشارهای بین‌المللی و هماهنگی‌های منطقه‌ای با رهبری ایالات متحده آمریکا، مدیریت اسرائیل و پشتیبانی‌های ریاض قرار دارد. پس دکترین محدودسازی همکاری‌های بین‌المللی با ایران و محاصره منطقه‌ای تهران در حال تکمیل شدن است و به‌تبع آن گذار از این دکترین به دکترین بعدی یعنی تبدیل چالش تهران به تهدید نظم منطقه‌ای و نظام بین‌الملل در دستور کار قرار گرفته است. به این ترتیب باید براین نکته تاکید کنم که با وضعیت کنونی جداسازی سیاست داخلی از سیاست خارجی امری بسیار سخت به‌نظر می‌رسد. ایران در این محاصره منطقه‌ای و کاهش مبادلات بین‌المللی خود ناشی از تزاحم‌ها، تعارض‌ها و تضادهایی که در جامعه بین‌المللی داراست، با عنایت به اینکه برجام در وضعیت بسیار نامناسبی به‌سر می‌برد، به‌زودی در یک بافت موقعیتی مخاطره‌انگیز باید جوابگوی بسیاری از مسائل در صحنه داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی باشد. اینکه بخواهیم مرزی میان مسائل داخلی کشور و مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی قائل شویم و بدون عنایت به اثرات متقابل این محیط‌ها بایکدیگر، بتوانیم مسائل را حل‌و‌فصل کنیم امری است که می‌توان آن را از منظر ادعایی مطرح کرد اما توان نمایش آن در عالم عمل و امر واقع بسیار کم‌سابقه و دارای احتمال بسیار ضعیف در جهان امروز است. به بیان دیگر امروز اقتصاد مقوله‌ای ملی نیست، بلکه مقوله‌ای بین‌المللی است، حتی فرهنگ و نظام باورها و ارزش‌های آدمیان که بسیار متمایل به رویکرد ملی‌محورانه و زیرسیستم‌های ملی مانند جماعت‌هایی از اقوام و فرقه‌هاست، گرایش به ارزش‌های جهانی پیدا کرده است و بسیاری از مسائل فرهنگی در قالب‌های ملی متاثر از مسائل بین‌المللی هستند. حال آنچه که روی داده است از آن رضایت داشته باشیم یا نداشته باشیم مساله دیگری است اما اگر در زمینه‌های فرهنگی و ارزشی این معنا را به‌عنوان یک واقعیت و امری که روی داده است در نظر بگیریم، می‌بینیم که امروزه حتی نظام ارزش‌های یک ملت نمی‌توانند بدون توجه به نظام ارزش‌های بین‌المللی خود را حفظ و حراست کند، چه رسد به مقولاتی مانند اقتصاد، امنیت و مسائل ارتباطات سیاسی یک کشور با کشورهای دیگر. از این‌رو باید منتظر بود و دید که آیا این امکانپذیر است که بدون آنچه که در بیرون رخ می‌دهد و در ارتباط با ایران و پرونده‌های مربوط به ایران در حوزه منطقه‌ای و بین‌المللی مطرح است، مسائل مربوط به ایران را با اتکا به آنچه که در درون هست، حل کرد یا خیر. بی‌شک و بدون تردید بعضی از ملت‌ها سابقه و تجربه این امر را در تاریخ داشته‌اند. بعد از جنگ جهانی دوم حتی درخصوص ژاپنی‌هایی که توانستند استقلال خود را بازیابی کنند و بعد از بمب هیروشیما و ناگاساکی قد برافرازند، می‌بینیم که در کنار یوشیدا نخست‌وزیر قدرتمند ژاپن مک‌آرتور آمریکایی قرار می‌گیرد. یا اگر بیسمارک در اتریش- مجارستان می‌تواند آن‌گونه وحدت ایجاد کند و آلمان شکل بگیرد، بی‌تردید در چارچوب نظم منطقه‌ای و شناخت آن وارد عمل می‌شود. تجربیات زیسته‌شده بشر نشان می‌دهد که سیاست داخلی و خارجی و محیط‌های گوناگون رفتار و کنش در عرصه سیاست به یکدیگر مرتبط هستند و از قانون ظروف مرتبطه تبعیت می‌کنند. در عصر جدید نظریه‌هایی مانند نظریه آشوب مطرح است و گفته می‌شود اثر پر پروانه در برزیل موجب آشوب در تگزاس می‌شود. با در نظر داشتن این موضوعات شاید بتوان گفت آنچه مد نظر رئیس‌جمهور رئیسی است آن است که می‌خواهد این مساله را با اتکا به نیروها و توان داخلی حل کند و نه اینکه به مسائل بین‌المللی در حل مسائل داخلی توجه نداشته باشد. این معنا را تا حدود زیادی می‌توان پذیرفت. اما مساله این است که آیا توان نیروهای داخلی با‌توجه به محیط پر گردوغبار موجود میان تهران و پایتخت‌های دیگر جهان حتی مسکو و پکن می‌تواند جوابگو باشد؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی