ادامه از صفحه یک| كشور و ملت ایران از دیرباز مهد فكر و آزادی و اندیشه بوده است و حاكمان در هیچ برهه اززمان نتوانستند جلوی اندیشیدن را بگیرند. بوعلیسینا از ترس سلطان غزنوی آواره شد و از این شهر به آن شهر افكار خود را شكوفا میکرد. در این روزگار اگر 2درصد مردم از فضای مجازی استفادههای غیرعلمی یا احیانا ناهنجاری میبرند، 98درصد كاربران آن بهرههای علمی و بازرگانی میبرند. مانند این است كه چند كارخانه مشروبسازی را كشف كنند، بعدا بگویند باید تاكهای انگور را محدود كرد و تحت كنترل درآورد. رئیس كمیسیون فرهنگی مجلس بداند كه چنین شیوههایی هیچ نتیجهای كه اینها در پی آن هستند، ندارد؛ مانند طرح محدودكردن ماهواره كه امروز در اغلب خانهها وجودارد و صداوسیما را از چشم اهل خرد انداخته است. شبكه رسانهای تلگرام را كه فیلتر كردند چنددرصد از كاربران آن تقلیل یافت یا توئیتر؟ آقایان میدانند كه اندیشه بشر محدودكردنی نیست. دنیای اینترنت و فضای مجازی بهشدت رو به گسترش است. چرا باید برخورد حذفی كه درقرن گذشته برخی روحانیون با دانش نوین و تكنولوژی داشتند در این روزگار در خانه نمایندگان ملت تكرار شود. تاریخ به پای این
تفكر چه خواهد نوشت و ازما چگونه یاد خواهد كرد؟ اگرنمایندگان محترم دغدغه اخلاق جامعه دارند راه علاج آن، این نیست كه ایران كرهشمالی شود. بهجای طرح ساماندهی شبكه مجازی، بیایید بحران اقتصادی، بیكاری، بیاعتمادی، تورم و... را دغدغه كار خود قرار دهید كه با دادن چنین وعدههایی به مجلس راه یافتید. مساعدت كنید تا سایه شوم تحریمها از سر ملت برداشته شود و مشكلات سیاست خارجی حل شود. جوان این مملكت چه گناهی كرده كه یا باید راه مهاجرت در پیش بگیرد یا نومیدانه زندگی كند كه سرانجامش افسردگی یا... است. بنای این مجلس بهاصطلاح انقلابی براین بود كه مشكلات معیشتی مردم را حل كند. بهقول مولانا: «ای عجب آن عهد و آن سوگند كو/ وعده آن لب چون قند كو؟»