زمانیکه سد گتوند را میخواستند احداث کنند هرچه درباره گنبد نمکی هشدار دادیم، گفتند به آن نمیرسیم! در حالی که دریاچه سد گتوند وقتی شروع کرد به آبگیری، آنقدر وسیع شد که به گنبد نمکی رسید؛ گنبدی از نمک را تصور کنید که زیر زمین است، آب که میخورد حجم پیدا میکند و خاک را میشکافد و آب جذب میکند. پس از آن برای جلوگیری از ورود نمک در بزرگترین عملیات انتقال خاک رس، روی این گنبد نمکی را با رس پوشاندند تا بهخیال خودشان شوری را متوقف کند ولی این خاک به عمق پنج متر ترک خورد و تمام نمک وارد آب شد. وزارت نفت برای حفاری چاههای آزمایشی قسمتهایی از تالاب هورالعظیم را خشک کرده و به پنج حوضه تبدیل کرده است تا از نفت هورالعظیم استفاده کند در حالی که در گذشته از آب آن استفاده میشد؛ زمانی با قایق در هورالعظیم میرفتیم سراسر تالاب گیاه بود و آب، پرنده، گاومیش و ماهی و کشور عراق در این تالاب برجهایی را برای راهنمایی کسانی که ممکن بود راه گم کنند، ساخته بود و از بالای این برجها به ما میگفتند کدام منطقه مربوط به ایران است و کدام قسمت در عراق. ایرانیها برای نفت، آب را قربانی کردند، هورالعظیم را به پنج حوضه تقسیم و از سد کرخه برای شالیکاری در ۷۰ هزار هکتار در دشت عباس استفاده کردند و آنچه از آب شالیکاری اضافه میماند طرف شط العرب روانه میکردند و نمیگذاشتند آبی به هورالعظیم برگردد، در نتیجه هورالعظیم در ایران خشکید. در زمان جنگ ایران و عراق نیز صدام حسین قسمتی از این تالاب را در عراق خشک کرد زیرا ایرانیها عملیات ایذایی انجام میدادند. کشت و صنعت نیشکر در هر هکتار ۳۵هزار متر مکعب آب مصرف میکند، از یک سو ساخت سدهای متعدد برای تولید انرژی برقابی، رژیم هیدرولوژیکی آب دشتهای خوزستان را پس از هزاران سال برهم زده و از سوی دیگر طرحهای انتقال آبی که حدود ۷.۸ میلیارد مترمکعب توسط سدهای بالادست خوزستان از زهره، دز، کارون و کرخه قرار است منتقل کند که همین چهار تا سد میتوانست آب ۸۰ میلیون ایرانی را تأمین کند اما آنرا نیز از خوزستان منحرف میکنند. ریشه این کارها قومیتی و ملیتی است و خوزستانیها از این امر دلخورند که غیرایرانی به حساب بیایند. راه حل مشکلات آبی خوزستان سرمایه گذاری و احداث زیرساختها است. آب نیز مانند همه بخشها نیاز به سرمایه گذاری دارد و وقتی سدسازی شد باید در کنار آن شبکههای آبیاری و خطوط آب کشیده شود و با لوله کشی آب را به خانهها و مزارع مردم ببرند، باید زیرساختها را بسازیم و اگر از هم اکنون شروع کنیم دستکم تا پنج سال آینده میتوان مشکل شرب خوزستان را حل کرد. چالشهای بحران آب رفته رفته گریبان همه استانهای کشور را خواهد گرفت، امروز این چالش در زاینده رود و هورالعظیم غوغا به پا کرده و فردا در جای دیگری سر باز میکند، از این رو بهتر است مسئولان با برنامه ریزی و تدبیر درست نسبت به رفع چالشهای ناشی از کمبود آب اقدام کنند تا بتوان به طرحها و سیاستگذاریهای درست این چالش را نیز پشت سر گذاشت.