ادامه از صفحه 3/ این یارگیری احمدینژاد از مجلس به علاوه رویکرد حمایتی مجلسیها از او که البته در وزارت نفت با احمدینژاد همراه نشدند، باعث شد حاکمیت یکدست تحقق یابد و البته این سوال پیش بیاید که مجلسی که اینچنین دل به رئیس قوه مجریه داده چگونه میتواند بر آن نظارت کند؛ البته افرادی مانند عماد افروغ، محمد خوشچهره، سعید ابوطالب و... هم بودند که بعدها منتقد احمدینژاد شدند، اما پس از مجلس هفتم رویشهای دیگری هم برای کابینه او داشت؛ مانند مرتضی تمدن که پس از نمایندگی مجلس استاندار تهران شد یا عادل آذر که پس از پایان نمایندگی رئیس سازمان آمار ایران شد. در انتخابات امسال هم مجلس نقش پررنگی ایفا کرد؛ علی نیکزاد نایبرئیس مجلس بهعنوان رئیس ستاد ابراهیم رئیسی انتخاب شد و فعالیت کرد. احمد امیرآبادی عضو هیاترئیسه مجلس و محمود نبویان هم از اعضای ارشد ستاد رئیسی بودند. دیگر نمایندگان هم برخی فعالتر و برخی آرامتر در دوران انتخابات برای رئیسی کار کردند. همین باعث میشود تا احتمال این داده شود که احتمالا شاهد حضور پررنگی در کابینه خواهند داشت. البته زمزمههای حضور نیکزاد به عنوان معاون اول رئیسجمهوری در پاستور
شنیده شد. کمااینکه بسیاری مخالف و منتقد حضور نمایندگان در کابینه هستند.
دعوتکنندگان رئیسی؟
با اینحال درباره رابطه دولت سیزدهم و مجلس یازدهم هم همین سوال پیش میآید که مجلسی که ۲۲۰ نفر از آنها خواستار ثبتنام و ریاستجمهوری ابراهیم رئیسی بودند، چگونه میتوانند بر آن دولت نظارت کنند؟ چگونه میخواهند دولت مطلوب خود را نقد کنند و ذرهبین نظارت را بر عملکرد دولت محبوبشان بیندازند؟ شاید همانطور که اصولگرایان به نمایندگان مجلس دهم که البته آن زمان کسی نامه دعوت به روحانی هم ننوشته بود، لقب وکیلالدوله را داده بودند، این بار این لقب وکیلالدوله بیشتر بر نمایندگان حامی رئیسی بنشیند؛ البته در صورتی که چشم بر علایقشان نبندند و ضعفهای دولت را بخواهند قوت جا بزنند و برابر کمکاریها توجیهگر باشند و نه پرسشگر.