چهار سال اول دولت روحــانی مقارن شــد با دولت اوباما که به یک دوران سکون و عدمتورم در ایــران منجر شد. دولت روحانی همــزمان با دولت اوباما در حال مذاکره برای رفع تحریمها بود و از اقبــال بد روحانی بلافاصله بعد از انعقاد قرارداد برجام و به دلیل انتخاب ضعیف حزب دموکرات، ترامپ در آمریکا به قدرت رسید و پس از یک سال از برنامه اقدام جامع مشترک خارج شد و شدیدترین تحریمهای تاریخ علیه ایران را وضع کرد. یکی دیگر از تبعات آن شکست سنگین اصلاحطلبان در انتخابات مجلس در ۱۳۹۸ و پیروزی اصولگرایان بر انتخابات مجلس و پس از آن شکست سنگین اصلاحطلبان و اعتدالگرایان در انتخابات ۱۴۰۰ بود. حالا دولت روحانی، که زمانی امید را بر دل مردم ایران زنده کرده بود، با کارنامه شکستخوردهای در زمینه اقتصاد صحنه را ترک میکند. در این راستا میتواند گفت یکی از دلایل آن عدماتکا به اقتصاد داخلی و اتکای بیش از حد به برجام و از همه مهمتر اقبال بد دولت روحانی در زمینه مقارن شدن با دولت ترامپ بوده است. درباره این مساله نیز میتوان گفت اگر دولت روحانی با ترامپ و تحریمها و ویروس کووید ۱۹ مقارن نمیشد و با یک دولت عقلانیتری در ایالات متحده مقارن میشد؛ چهبسا بخت اصلاحطلبان و میانهروها برای پیروزی در انتخابات ۱۴۰۰ بسیار بیشتر بود. همچنین میتوان گفت اگر روحانی و اصلاحطلبان در سال ۱۳۹۶ و قبل از تحریم شدن ایران عرصه را به اصولگرایان واگذار میکردند، اگر شرایط دوسال گذشته منجر به تقابل مستقیم ایران و آمریکا نشده بود، بازنده این دور از انتخابات اصولگرایان بودند و دوباره نیروهای اصلاحطلب و میانهرو بر سر کار آمده بودند. نکتهای که در نهایت میتوان مطرح کرد اینکه بهطور سنتی سیاست ایران و آمریکا به گونهای است که هر زمانی در ایران یک دولت اصلاحطلب یا میانهرو یا نزدیک به اصلاحطلبان بر سر کار میآید در آمریکا یک دولت جمهوریخواه که فشار را بر ایران زیاد میکند، بر سر کار میآید و هرگاه در آمریکا یک دولت دموکرات، که مبنای مقابله با ایران را ندارد یا کمتر از جمهوریخواهان درصدد مهار ایران است بر سر کار میآید در ایران یک دولت نزدیک به اصولگرایان بر سرکار آمده که به ادامه تقابل و تاثیرگذاری منفی دو کشور بر هم منجر میشود. میتوان اظهار کرد مقابله ترامپ با ایران و تلاش وی برای مهار چین نمیتوانسته بر یک دورهای شدن ریاستجمهوری وی تاثیر بگذارد. اما دولت جدید ایران که به اصولگرایان نزدیکتر است نیز دو راه پیشرو دارد؛ راه اول ادامه راه دولت احمدینژاد برای افزایش فشار بر مردم ایران است و راه دوم در پیش گرفتن یک مسیر عقلانی برای مواجهه با روابط بینالملل ضمن حفظ آرمانهای انقلاب اسلامی است که هزینه کمتری را بر دوش مردم ایران بگذارد. صرفنظر از اصولگرا بودن این دولت، دولت آقای رئیسی نیز میتواند با انتخاب افراد لایق در پست وزارت امور خارجه و پستهای دیپلماتیک و حتی عوض نکردن ترکیب اصلی وزارت امور خارجه از وجود دولت بایدن برای رفع تحریمهای ظالمانه علیه ایران استفاده کند و یک کارنامه مثبت در این زمینه از خود به یادگار بگذارد. اما اگر دولت جدید سیاست عقلانیتری را در عرصه سیاست بینالملل در پیش نگیرد؛ دقیقا به تکرار تاریخ منجر خواهد شد و عوض شدن دولتها در آمریکا، به تبع اقدامات ایران و چین یا عوض شدن سیاست بایدن در منطقه، به تبع افزایش تقابل بین ایران و آمریکا یا ایران و عربستان، توانایی تاثیرگذاری منفی بر آرای وی و اصولگرایان در چهار سال آینده را دربر خواهد داشت.