اخبار امروز را در حالی مرور میکنیم که ای بابا! برق چرا رفت؟! حالا من چی ببینم که بتونم اخبار رو پیگیری و مخابره کنم؟! جان؟! با چشم دلم باید ببینم؟! چشم ارباب! فقط جسارتا یه کم هوا گرمه و پوشش ما خیلی زیاد که البته فدای سرتون و اصلا من چرا انقدر بیادب و پررو و غرغرو شدم تازگیا نمیدونم!
از گرمای جذاب و بیبرقی فوقالعاده و بیآبی هیجانانگیزمون که بگذریم میرسیم به این خبر که چیه الکی شلوغش کردین؟! پا شدین اتوبوس اتوبوس رفتید لب مرز واکسن بزنید که چی بشه؟! مثلا اون واکسنهای بیفایده خیلی قراره جلوی پِیکهای هفتم و هشتمرو بگیره؟ بیچارهها خود مردم اون کشور واکسن نزدن چون دوست نداشتن جیپیاسشون فعال بشه یا میکروچیت توشون جاگذاری بشه، بعد شماها رفتید صف کشیدین که مثلا واکسن بزنید؟! خدایی الان انقدر خستهم کردین که باید برم به پفکها و پفپلنگا یه سر بزنم دوباره. خلاصه که خیلی بیچاره و دور از غرورملی و این حرفهایین. همون حقتونه که به جای گوشت یخزده تنظیم بازار و مرغ و یه دبه برق، برید توی صف واکسنهای آلوده وایستین و ندونید که چه بلایی قراره سرتون بیاد. البته که برای ما خیلی فرق نداره، چون ما تحت هر شرایطی براتون جریمههای لازم رو درنظر میگیریم که یه وقت خدایی نکرده غمگین نشید و پوستتون خراب و بدعادت نشه. یه چیزی هم گیر ما بیاد که بتونیم بازم یه واکسن جدید براتون رونمایی کنیم و کمافیالسابق شما رو شاد و خوشحال کنیم. خدا ازمون راضی باشه چون شما که میدونم چقدر از ما راضی هستین.
این وسط اجازه بدید بعد از مدتها یک خبر فضایی هم با همین اندک شارژی که برام مونده خدمتتون مخابره کنم و اونم اینکه جناب جف بزوس مالک شرکتهای آمازون و بلواوریجین قراره یه سفر تفریحی به فضا داشته باشن و یه تُک پا تا ایستگاه فضایی بینالمللی برن و برگردن و به همین دلیل تصمیم گرفتن یکی از بانوان قدیمی فضانورد رو که در دهه هشتاد میلادی به دلیل جنسیتشون نتونستن به فضا سفر کنن رو با خودشون ببرن و دل خودشون و اون بندهخدا رو شاد کنن. واقعا من نمیفهمم این خارجیا به چیشون مینازن! یعنی انقدر باید از ما عقب باشن؟! یعنی چیزی که ما یک عمر میدونستیم و بهش باور داشتیم رو این بیچارهها تازه تو دههی هشتاد فهمیدن و تازه انقدر سستعنصر و بیثباتن که زدن زیر میز عقایدشون و پای اعتقاداتشون نموندن و دوباره شروع کردن به فرستادن بانوان ریحانه و پروانه به فضا! واقعا تاسفبرانگیزه! کاش مثل ما بودن و یه جو غیرت داشتن! کاش یه کم میفهمیدن ارزش زن یعنی چی و به جای این قرتی بازیا کابینتا رو یهجوری میساختن که بانوان فرزانه مجبور نشن رو نوک پاشون وایسن تا قدشون برسه به قابلمههای طبقه بالا! حالا که انقدر بچههای خوبی هستید و از
تمام چیزهایی که گفتم درس گرفتید اجازه بدید که اخبار امروز رو با این خبر خوب به پایان ببرم که یکی از اعضای ستاد مقابله با کرونا (منم نمیدونم چیه فقط یه چیزی شنیدم ازش) فرمودن که وضعیت در سیستان و بلوچستان اصلا سیاه نیست و ...ای بابا... باز کی این مداد سیاه منو از جعبه مدادرنگیا برداشته و جاش قهوهای گذاشته؟! اشکال نداره بده همونو با همون روی این استان رو رنگ میکنم... بله... داشتم میگفتم! اوضاع اصلا سیاه نیست و سخنگوی محترم وزارت بهداشت هم فرمودن که همهجور امکاناتی به اندازهی کافی در تمام استانها به خصوص در استان مذکور هست و تمام اینایی که الان دارن از ویروس دلتا فوت میکنن و بستری میشن و از حداقل امکانات برخوردار نیستن همهشون منم که به جز سیاهنمایی و قدرناشناسی هیچ کار دیگهای ازم برنمیاد!
آهان اینم بگم و برم که امروز تولدمه و قراره یه فضاپیمای جدید بگیرم و برم یه سمت دیگه برای مخابره اخباری که دردسرشون کمتر باشه. اونم فقط به خاطر اینکه دیروز روز قلم بود و ما ازادیم که هرچیزی که دلمون میخواد رو به انتخاب خودمون ننویسیم و دم ما و شما و آزادیرسانها گرم خلاصه.