آرمان ملی- سهیل ثابت: یک ماه دیگر رئیسجمهور جدید در پاستور مستقر میشود و رسما کار خود را به عنوان هشتمین رئیسجمهور ایران در دولت سیزدهم آغاز میکند. این در حالی است که بسیاری از هماکنون گمانهزنیهای بسیاری درخصوص کابینه آینده صورت دادهاند. اما نکته مهمتر از آن بحثی است تحتعنوان دولت فراجناحی یا دولت ملی که برخی بر اساس صحبتهای رئیسجمهور منتخب مبنیبر شایستهسالاری مطرح میکنند. آنچه مسلم است رئیسی طبق گفته خود مستقل آمده و انتظارات از او این است که کابینهای کارآمد روی کار آورد؛ حال این کابینه میتواند متشکل از نیروهای توانمند هر دوجناح سیاسی باشد. در این راستا برای بررسی احتمال تشکیل دولت فراجناحی و استفاده از همه نیروها در کابینه آینده «آرمان ملی» با سیدمحمود میرلوحی، فعال سیاسی اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
بسیاری با اشاره به صحبتهای رئیسجمهور منتخب آقای رئیسی مبنیبر شایستهسالاری مطرح میکنند که میتوان بر این اساس از چهرههای کارآمد در همه جناحهای سیاسی استفاده کرد و دولت ملی و فراجناحی تشکیل داد. ارزیابی شما در این خصوص چگونه است؟
آقای رئیسی در تبلیغات انتخاباتی خود به این مساله اشاره داشتهاند ولی باور اینکه وی بخواهد دولتی فراجناحی تشکیل دهد برای کسانی که در این کشور زندگی میکنند مقداری سخت است. باید دید از کدام منظر به مقوله فراجناحیبودن باید نگریست. بالاخره جریان اصلاحلات تنها جریانی است که فعلا در چارچوب قانون اساسی و متن نظام کار میکند. لذا معلوم نیست که چه منظوری از فراجناحی بودن مدنظر است. یعنی آقای رئیسی از اصولگرایی فاصله میگیرند یا دیدگاههای مختلف در درون اصولگرایی را مبنا قرار میدهند؟ اگر رئیسجمهور منتخب مصادیق فراجناحی را معرفی کند بهتر میتوان در این خصوص اظهار نظر کرد. در صحبت، بیان و تبلیغات همه سعی میکنند از یکدیگر جلوتر و جذابتر بوده و دست بالاتر را داشته باشند. این بحثها برای زمان انتخابات است اما اینکه در مقام عمل چنین چیزی بشود و منظور از فراجناحی این باشد که ما سعی کنیم از ظرفیت، توان، انرژی و پیشنهادات همه نیروهای موثر، فعال و حاضر در صحنه کشور استفاده کنیم، یکی از مهمترین نیارهای کشور در این دوره است. لذا هیچ جناحی نمیتواند کشور را با این چالشهای مختلف و پیدرپی؛ از خشکسالی گرفته تا اقتصاد و
بحرانهای مختلف اجتماعی، برجام، تحریم و کرونا به تنهایی اداره کند. اگر همه ظرفیتها تجمیع شوند بازهم به خاطر اینکه این چالشها مضمن و طولانیشده بسیار سخت بتوان آنها را حلوفصل کرد. لذا بحث استفاده از همه نیروهای توانا و کارآمد فارغ از گرایشات سیاسی امری ضروری است. هر کسی خیر کشور را بخواهد حتما باید این توصیه را جدی بگیرد. ولی اینکه در عمل چه رخ خواهد داد بالاخره آقای رئیسی نمایندگی یک جریان را دارد. خلاصه مقداری داوری در این خصوص سخت است. هر چند تجربه دولت آقای احمدینژاد پیشروی ما است. حال اینکه آقای رئیسی بتواند فراجناحی باشد و از همه ظرفیت و توان جناحها استفاده کند کسی انتظار ندارد که اینها برابر باشند ولی خود همین امر میتواند نوعی رویکرد مثبت به همه جریانات سیاسی باشد.
نمونه این فراجناحیبودن را در کدام دوره و دولت میتوان مشاهده کرد؟
در دوره آقای خاتمی، آقای درینجفآبادی جزو کسانی بودند که تبلیغ آقای ناطقنوری را میکردند و عضو ستادی وی بودند اما آقای خاتمی، آقای دری را در وزارت اطلاعات خود به کار گرفت. پس این تجربه قبلا در دولت آقای خاتمی صورت گرفته است. در دولت آقای خاتمی داشتیم نیروهایی را که از جریان اصولگرا هم حضور داشتند و از آنها استفاده شد و به عبارتی آقای خاتمی هم فراجناحی عمل میکرد. اما میبینید که رقبا هم آن زمان و هماکنون میگویند دولت آقای خاتمی فراجناحی نبوده است. حال اینکه آقای رئیسی چگونه عمل خواهد کرد به شرایط و گذشت زمان بستگی دارد. اگر کسی تصور کند که آقای رئیسی میخواهد نصف کابینه خود را از غیراصولگراها انتخاب کند به نظر میرسد این موضوع با فضای سیاسی و واقعیتهای میدان سیاست کشور و پشتیبانان وی همخوانی ندارد. اما به نظر من حتی اگر تعداد معدودی هم از غیراصولگراها و چهرههای مستقل و اصلاحطلبانی که میانه خوبی با اصولگرایان دارند، دعوت کنند میتواند امر مطلوبی باشد و کسی نباید نسبت به این مساله خوشبین نباشد.
اخیرا تماسهایی از سوی دفتر رئیسجمهور منتخب و رئیس جدید قوه قضائیه با برخی فعالان سیاسی و دبیران احزاب اصلاحطلب گرفته شده که واکنشهایی را نیز در پی داشته است.تحلیل شما در خصوص این نظرخواهی از اصلاح طلبان چگونه است؟
این حرکت انجام شده و امر خوب و مطلوبی است. من در کلابهاوس نیز گفقتم که این کار فیالنفسه خوب است. چراکه در گذشته راهها و گزینههایی بوده است که آن جریان بگویید همه قوا را در اختیار داریم و عملکردمان نیز همین است که هست. البته زمانی هم در تشریفات امر ولو در ظاهر از جریان رقیب نظرخواهی میکنند. لذا من در اصل این کار را تحسین میکنم اما اگر این کار بخواهد استمرار، تاثیر، کارآمدی و نتیجهبخشی داشته باشد باید صرفا در ظاهر نباشد و واقعی و عملگرایانه باشد. مهمترین بحث اصلاحطلبان تاکید بر حقوق اساسی مردم است. مثلا در مورد انتخابات اکنون که هر سه قوه در اختیار اصولگرایان است، در انتخابات بعدی نیز همینگونه و با همین شیوه عمل خواهند کرد؟ درست است که آقای رئیسی در 2 سال اخیر در دستگاه قضایی برخوردی با مطبوعات نداشته اما آیا این عدمبرخورد میتوانددائمی شود؟ هنوز این دغدغهها رفع نشده است. اینها بحثهایی است که وجود دارد. اما اگر مسیر بخواهد ادامه راه قبلی باشد و تکصدایی رواج یابد متاسفانه حقوق بخشهای خارج از حاکمیت نادیده گرفته میشود. به نظر من آقای رئیسی میتواند نشستی با دبیران کل احزاب، مدیران کل
رسانهها و سمنها و اصناف بگذارند و صدای همه را بشوند و برای حل مسائل در حوزههای مختلف برنامهریزی کنند و احیانا اگر هم نظراتی خواستند آنها را دریافت کنند.