پس از ورود ویروس کرونا به ایران در دی ماه 1398 و شناسایی موارد بیماری در بهمن ماه همان سال، کشور وارد موج اول بیماری کرونا شد و این موج بیماری به صورت یک اپیدمی ممتد و مستمر خاموش نشد و بیماری تحت کنترل قرار نگرفت به طوریکه بیماری پس از 16 ماه اکنون وارد پیک پنجم شده است. با موج اول کرونا به دلایل سیاسی و اقتصادی تاکنون محدودیت های اجباری برای فعالیت مشاغل و کارمندان در تهران و بسیاری از شهرهای کشور تاکنون وضع نشده است و تجمعات در کشور هیچگاه مشمول قرنطینه و تعطیلی نبوده و بیماریابی نیز تاکنون انجام نگرفته است. محدودیتها و تعطیلیهای ادعایی نیز در حد حرف و شعار بوده است و انگار که وضعیت شهرها و استانهای کشور عادی است و زندگی روزمره جریان دارد. عادی سازیها و عادی انگاریها در کشور به حدی بوده است که کارشناسان حوزه بهداشت و درمان در رسانهها بایکوت خبری شدهاند و اخبار حقیقی و واقعی کرونا از دسترس جامعه دور نگاه داشته شده است. شیوع کرونا در ایران به مرحله خطرناک رسیده و کشور دو ماه قبل از انتخابات در محاصره گونههای وحشی کرونا در مرزهای شرقی از طرف پاکستان و هند قرار گرفته بود. بستن مرزهای مسافری ایران و پاکستان به فاصله دو هفته پس از انتخابات که کشور در حال اوج گیری به سمت قله پیک پنجم کرونا است، دردی را دوا نمیکند. اکنون در ایران گونههای کرونا ویروس بتا(آفریقایی) و دلتا(هندی) جایگزین گونه آلفا(انگلیسی) شده و میزان سرایت پذیری گونههای جدید حداقل تا 65 درصد گونههای قبلی بوده است. حضور در مراکز پرازدحام، صرف غذا در رستورانها و تالارهای سرپوشیده و سفر با وسایل نقلیه عمومی که تعویض هوای مناسبی ندارند از جدیترین عوامل انتقال بیماری است. علائم کرونای دلتا با کرونای قبلی تفاوت دارد، علائم کرونای دلتا با آبریزش بینی، تب و گلو درد آغاز میشود و شبیه سرماخوردگی است که در کمتر از ۴۸ ساعت علائم آن بروز میکند. سه تا چهار روز این علائم وجود دارد و سپس به درگیری ریه و بستری بیمار میانجامد. با وجود تشدید شیوع کرونا در کشور، کنکور سراسری دانشگاه ها با حضور بیش از یک میلیون نفر طی چهار روز متوالی برگزار شد و استفاده از ماسک صرفا از سوی خود داوطلبان جدی گرفته شده بود. اعتراض دانش آموزان و نگرانی خانواده آنها موجب تغییر تصمیم مقامهای دولتی درباره برگزاری کنکور نشد. گسترش پیک پنجم همه گیری کرونا در ایران نگران کننده است. استانهای جنوبی ایران به ویژه سیستان و بلوچستان کانون پیک جدید همه گیری کرونا هستند. شمار مبتلایان به ویروس در سیستان و بلوچستان چهار برابر پیکهای قبلی است. وضعیت این استان به همراه هرمزگان و بوشهر فوق بحرانی توصیف شده و پیک پنجم کرونا در استانهای جنوبی به شکل خطرناکی در حال گسترش است. وضعیت کرونا در جنوب و شرق کشور در حال تبدیل به یک فاجعه انسانی است و سونامی مبتلایان و مرگ و میرهای کرونایی میرود که کل نقشه ایران را تصرف کند و تحت محاصره قرار دهد. تهران نیز با رشد ۱۰ درصدی مبتلایان مواجه شده است و از روز شنبه در وضعیت قرمز قرار گرفته است و محدودیتهای وضع شده نیز پاسخگوی پیک پنجم بیماری نیست. مشکلات واکسیناسیون در کنار شیوع گونه جهش یافته دلتا از ویروس کرونا در بسیاری از شهرها بر نگرانیها افزوده است. کرونا میدان تاخت و تاز سیاست و اقتصاد شده است. واکسیناسیون به کندی پیش می رود و برای دریافت واکسن، صفهای طولانی تشکیل میشود. مردم ایران هم اکنون آواره و دربه در تأمین واکسن خود و عزیزانشان هستند، اما این روزها کشورهای خاورمیانه و همسایه ایران در حال واکسیناسیون نوبت اول در ایستگاه های حمل و نقل عمومی مانند مترو هستند. کشورهای همسایه ایران اکنون با وجود اینکه واکسیناسیون نوبت دوم و سوم را آغاز نموده اند با مازاد واکسن روبهرو هستند و تاریخ انقضای واکسنها در حال اتمام است. سعید نمکی، وزیر بهداشت و درمان ادعا کرده ایران تنها کشور دنیا در دوران کرونا است که هیچ بیماری پشت در بیمارستانهای آن سرگردان نشد. این در حالی است که طبق آمار رسمی، سرانه تخت بیمارستانی کشور نصف آمار جهانی است. در دو سال گذشته گزارشهای زیادی در رسانههای رسمی درباره کمبود تخت و دارو و واکسن و سرگردانی مردم منتشر شده و خبر تأمین ماهانه ۱۰ میلیون واکسن ایرانی کرونا از شهریور نیز در صورتی منتشر شده است که اول قرار بود واکسیناسیون عمومی از اردیبهشت شروع شود، بعد شد تیر، بعد شد مرداد و حالا علیرضا رئیسی، سخنگوی ستاد کرونا در دولتی که چند هفته به پایان عمر آن نمانده است، گفته از شهریور ماه واکسیناسیون کرونا در کشور آغاز خواهد شد. واکسیناسیون یعنی پایان بیماری کرونا. این روزها جهان در فکر جشن بدون ماسک است و ایران درگیر پیک پنجم کرونا و آواره و سرگردان میان مرگ و زندگی برای تأمین واکسن کرونا.