پریروز حین چرت 10دقیقهای بعداز ظهر خواب میدیدم که در یک استخری در حال شنا هستم اما هرچه جلوتر میروم عمقش بیشتر میشود و ساحل دورتر میرود. بعد یک کوسهای دورم میچرخید و خنده شیطنتآمیزی میکرد و میگفت بیا، بیا که خوب اومدی. بعد وسط اقیانوس پیشبندش را بست و با قاشق چنگال من را گذاشت وسط بشقابش و گفت به سلامتی اون وقتا... و گاز محکمی از پایم گرفت. از خواب که بیدار شدم وضعیتم کم از موش آب کشیده نداشت. برقها قطع و در نتیجه کولر خاموش بود و من از گرما خیس عرق. برای همین خواب اقیانوس میدیدم. کوسه هم همان برادرم بود که کمی آنورتر از من خواب بود و از شدت گرما پایم را گاز میگرفت.
غرض اینکه ما که نه تفریح درست و درمانی داریم نه شغل درست وحسابی، گرانی هم که ماشاءا... بیداد میکند. وعده و وعید هم که فراوان و عملکننده، کم! تنها دلخوشیمان به یک چرت بعد ازظهر بود که آن هم از ما گرفتند. برای همین دیروز تصمیم گرفتم بیدار بمانم. بیدار ماندن من همانا و قطع نشدن برقها همانا. هرچه من منتظر بودم برقها قطع بشوند، نشد. این شد که تصمیم گرفتم زنگ بزنم اداره برق:
الو سلام. خسته نباشید.
سلامت باشید بفرمایید.
آقا این برقای ما چرا امروز قطع نشده؟
انشاءا... و با یاری حق و تلاش شبانهروزی پرسنلمون تو فکریم که قطعش کنیم، چطور؟
آخه گفتم خدایی نکرده اتفاقی افتاده دارید وظیفهتونو درست انجام میدید؟
نه، نه نگران نباشید. الان پیگیری میکنیم که زودتر برقهاتون قطع بشه تا از گرما هلاک بشید.
ممنون از شما بابت زحمات شبانهروزیتون.
خب همانطور که برایتان مستندسازی کردم با تلاش بیوقفه، بسیاری از شهرستانهای کشور همچنان دچار قطعی برق هستند و مسئولان هم در این امر تمام تلاششان را میکنند که همچنان برقشان قطع بماند!
اما قبل از به پایان بردن این متن، این را هم اشاره بکنیم که طبق آماری که مجله دروغگو و سیاهنمای فوربس گزارش داده، 60 درصد مردم ایران در فقر هستند. البته بیخود کرده گزارش داده چون این خبر اصلا قابل بررسی نیست؛ زیرا فوربس بهتر میداند یا مسئولان خودمان؟ مسئولین با این کارهایشان دارند ما را تحتفشار میگذارند تا بیشتر قدر داشتههایمان را بدانیم. مثل همین چرت بعدازظهر که تا پیش از این من نمیدانستم چقدر خوشبختم.