حتما میدانید سه گانه پدرخوانده بر اساس واقعیت ساخته شده و صرفا حاصل تخیل نویسندهاش نیست. بسیاری از کاراکترهای فیلم کاملا اشاره به یک فرد مشخص بیرونی دارد. سوال اینجاست که چگونه و کجا پدرخوانده متولد شد؟ چگونه دون کورلئونه به پدرخواندگی میرسد و چرا مایکل، جزو معدود کاراکترهای تحصیل کرده، آرام و اتوکشیده خانواده به خونخوارگی کشیده شد؟ فساد و هرگونه رفتار غیرقانونی ریشه در پنج پارامتر دارد: امکان، یعنی آنکه عملا امکان یک رفتار دیگر غیر از رفتار قانونی وجود داشته باشد؟ مثلا شما نمی توانید به یک دستگاه خودپرداز رشوه بدهید و از او بخواهید که به جای ۲۰۰ هزار تومان، ۳۰۰ هزار تومان پول بدهد. ماشین است و نفهم و غیرقابل مذاکره. پس شما عملا امکان خلاف ندارید. وسوسه: فکری موذی و اغواکننده که ما را به کاری یا استفاده از موقعیتی دعوت میکند. وقتی میبینید که با استفاده از ارز دولتی میتوانید یک ماهه، معادل ۳۰ سال حقوق کارمندی تان درآمد داشته باشید، حداقل یک بار وسوسه نمیشوید؟ وسوسه با پیشنهادهای اغوا کننده تحریک جدی میشود. فشار: فرض کنید کالای شما پشت گمرک گیر کرده و اگر تا هفته بعد ترخیص نشود ده میلیارد ضرر میکنید. تحت فشار هستید. کسی به شما پیشنهاد رشوه میکند! فشار فضا را مساعد می کند برای پذیرش رشوه، تبانی، تقلب، رابطه غیراخلاقی و... فشار ریشه در نیاز ارضا نشده دارد. نویسنده کتاب دامهای اجتماعی و مسأله اعتماد معتقد است مافیا جایگزین نهادهای رسمی است که قادر نیستند امنیت، عدالت و کارآیی را برای مردم فراهم کنند. توجیه: یعنی اینکه وجدان خود را با یکسری دلایل قانع کنیم و به عبارت دیگر شستشوی اخلاقی دهیم. همه تقلب میکنند من چرا نکنم؟ همه رشوه میدهند حالا من که بچه پیغمبر نیستم. بابا همه دارند میخورند و میبرند، فقط سر ما بیکلاه مونده. خالص منفعت مورد انتظار مثبت: یعنی اینکه هر کاری میکنیم، در ذهن مان و به صورت ناخودآگاه منافع و هزینههای احتمالی را در نظر میگیریم و ضرب در احتمال وقوع منافع و هزینهها میکنیم و اگر جمع جبری منافع احتمالی و هزینههای احتمالی مثبت بود آنگاه اقدام میکنیم. سه پارامتر از این ۵ مورد، کاملا تحت تاثیر ترتیبات نهادی (قواعد جمعی پذیرفته شده) هستند. برگردیم به پدرخوانده: دولت آمریکا ۱۹۲۰ فروش مشروبات الکلی را ممنوع اعلام کرد. بسیاری برای تصویب این قانون لحظه شماری میکردند و بعد از تصویب به سرعت وارد عمل شدند و با توجه به مرزهای گسترده (۱۸۷۰۰ مایل) و بی در و پیکر آمریکا قاچاق مشروبات الکلی بهصورت غیرقابل مهار آغاز شد. مافیا به ثروت و سپس قدرت رسید. پنج خانواده اصلی که در پدرخوانده به وضوح از آنها نام برده شده دقیقا در همین ایام شکل گرفتند. مافیا با کسب ثروت توانست مردان سیاست را بخرد و قمارخانهها، مسابقات اسبدوانی، کلوبها و هتلها را یکی پس از دیگری فتح کند. مافيا براي پاک کردن منشا پولها اقدام به راه اندازی کسب و کارهای معمولی نیز کرد از جمله خشکشويي و گونهای حسابسازی میکردند که انگار تمام پولها از این کسب و کارها بدست آمده و حتي مالياتش را نيز ميپرداختند و پولهایشان را تطهير (پول شویی) ميکردند. کانون مافیای جدید آمریکا سیسیلیها بودند که از ایتالیا میآمدند با فرهنگ و تاریخ خاص خود. با آمدن حکومت موسوليني عرضه بر مافيا تنگ شد و بسياري از آنها به آمريکا (نيويورک) مهاجرت کردند. سیسیلیهای فقیر یک نسخه جدید از مافیای سیسیلی مدرن در آمریکا تاسیس کردند. پدرخوانده کجا متولد شد؟ جایی که وسوسه و امکان فساد وجود داشت (=فرصت قاچاق مشروبات الکلی از مرزهای بی در و پیکر آمریکا)، توجیه و فشار وجود داشت (رهایی از شرایط دشوار معیشتی) و خالص منفعت مورد انتظار نیز مثبت بود (درآمد سرشار از قاچاق، پول شویی و حتی دادن مالیات و خرید پلیس و سیستم قضایی به گونه ای که در مجموع منافع این کار بیشتر از هزینهها، مخاطرات و تبعات آن بود). شخصیت پدرخوانده حوالی ۱۹۲۰ در محله ای به نام آشپزخانه دوزخ نیویورک شکل گرفت. اسم با مسمایی است! آشپزخانه دوزخ موقعیتی است که به خاطر ترتیبات نهادی، خالص منفعت مورد انتظار «فساد سازمان یافته» مثبت است. توصیه میکنم برای آشنایی با نهادها به زبان ساده جلد پنجم کتاب چرا ایران عقب ماند را بخوانید. خواهید دید این نهادها هستند که آشپزخانه فسادند و محل تولد پدرخواندهها و سلطانهای اقتصادی!