آمار مشارکت در سیزدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری و ششمین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا، کمترین میزان در طول ۴۰ سال گذشته بوده و میزان آرای باطله در این دوره از انتخابات هم بیش از هر دوره انتخابات است. این دو رقم مشارکت و آرای باطله واقعیاتی هستند که نهتنها نباید در بوق و کرنای انتخاباتی فراموش و پوشیده شوند؛ بلکه باید در گام نخست برای افزایش مشارکت در انتخابات آینده و کاهش میزان آرای باطله، ابتدا بهعنوان یک چالش پذیرفته و بعد به عنوان یکمساله مورد پژوهش و واکاوی قرار گیرد. این مهم از مسئولیتهای اصلی دولت آینده و سیدابراهیم رئیسی در مقام رئیسجمهوری خواهد بود تا بتواند به عنوان رئیسجمهوری همه ایران اعتماد و مشارکت مردم را برای انتخابات آینده جلب کرده و حافظ جمهوریت نظام جمهوری اسلامی باشد. سیزدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری برای شناخت هشتمین رئیسجمهوری تاریخ جمهوری اسلامی ۲۸ خرداد برگزار شد. همچنین در این تاریخ ششمین دوره انتخابات شوراهای شهروروستا، انتخابات میاندورهای مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری هم همزمان در استانها و شهرهای کشور برگزار شد. براساس اعلام عبدالرضا رحمانیفضلی وزیر
کشور، در مجموع ۵۹ میلیون و ۳۱۰ هزار و ۳۰۷ نفر واجد شرایط رای بودهاند که از این تعداد، ۲۸ میلیون و ۹۳۳ هزار و ۴ نفر، آرای خود را به صندوقها انداختهاند که معادل 8/48 درصد مشارکت واجدین شرایط در انتخابات است. همچنین۳ میلیون و ۷۲۶ هزار و ۸۷۰ رای باطله نیز در این انتخابات اخذ شده که رتبه دوم انتخابات را بالاتر از سه نامزد دیگر به خود اختصاص داده است. کاهش مشارکت در این دوره از انتخابات، غیرقابل انکار است و در بررسی دلایل این کاهش میتوان عوامل بسیاری را برشمرد از آنچه مخالفان دولت اعلام میکنند؛ یعنی مشکلات معیشتی و ناتوانی دولت در پاسخگویی به نیازهای مردم، تا آنچه اصلاحطلبان به آن اعتقاد دارند؛ یعنی ردصلاحیت گسترده نامزدهایی که نماینده سلایق دیگر در انتخابات بودهاند یا حتی پروپاگاندای بزرگ رسانهای ضدانقلاب برای تشویق مردم به عدممشارکت. هر یک از این عوامل میتوانند بخشی از پازلی باشند که تصویری تلخ از انتخابات این دوره را برای کشور ساخته است؛ تصویری که رئیسجمهوری درباره تبعات آن هشدار داده و گفته است: «در انتخابات و در جمهوریت باید فضا را باز کنیم. باید مردم را در آغوش بگیریم. طرد مردم که هنر نیست.
۵۰ تا ۳۰ درصد جمعیت را که به تفکری علاقه دارند، حذف کنیم و بگوییم اینها نباشند؛ این چه هنر و خدمتی به کشور میکند؟ اگر ۳۰ درصد مردم را کنار زدهایم آیا به کشور و امنیت ملی و انسجام ملی خدمت کردهایم؟ اینکه مردم نگران و ناراحت و اندوهگین شوند،خاصیتی برای ما دارد؟ اینکه اشکال کار از کجاست بحث دیگری است». در کنار کاهش مشارکت آمار آرای باطله نیز میتواند در پیمایشهای نهادها و مطالعات دستگاههای اجرایی و نظارتی به عنوان موضوعی مهم مورد توجه قرار گیرد. مسالهای که عجیب بودن و هشدارآمیزی آن نقطه مشترک اظهارات و تحلیلهای اصولگرایان و اصلاحطلبان است. حسن غفوریفرد، از چهرههای اصولگرا درباره پیام آرایباطله تصریح کرده است: «پیامشان این بوده که ما حاضریم، رأی میدهیم، شرکت میکنیم، شهروند این کشور هستیم، برای انتخابات ارزش قائل هستیم، اما با هیچکدام از این کاندیداها موافق نیستیم. بههرحال عدهای با هیچکدام از این هفت کاندیدا موافق نبودهاند. ممکن است نامزد مورد نظرشان را پیدا نکرده باشند و این بهحق است.» عباس سلیمینمین هم آرای باطله را هشدارآمیز دانسته، اما تاکید کرده است: «برخی اظهارات آقای رئیسی این
مساله را تایید میکند که ایشان برای کسانی که به او رای ندادهاند برنامهای برای کسب اعتماد آنها دارد، اظهاراتی که ایشان در کنفرانس مطبوعاتیشان داشته به نظر من به این مطلب توجه ویژه ای داشتهاند، از جمله دفاعی که ایشان از مردم کردهاند.» احمد توکلی دیگر اصولگرایی است که درباره آمار مشارکت و آرای باطله با اشاره به اینکه عمده حرف مردم این است که ما را به حساب نیاوردهاید، گفته است: «یک عده از روی محبت رای دادند و یک عده هم از روی منفعت و اینکه از این نمد برای خودشان کلاه بدوزند. وقتی یک عده هم شرکت میکنند و رای باطله میدهند نشاندهنده این است که ما این راه را قبول نداریم.» تقی آزادارمکی، جامعهشناس هم آرای باطله را هشداری به اصولگرایان و اصلاحطلبان دانسته و تصریح کرده است: «گروههای سیاسی باید شروع به فکر دیگری کنند و دامنه طرح موضوعات و مباحث و چالشهایشان را متفاوت از آن چیزی که تاکنون به آن پرداختهاند، کنند، خصوصا جریان اصولگرایی که الان حاکم است باید خیلی توجه کند که این رای سوم، یعنی رای نه به اصولگرایی و نه به اصلاحطلبی، متکثر خواهد شد.»
رئیسجمهوری آینده و مسئولیت تحکیم جمهوریت
بیتفاوتی مردم به سرنوشت سیاسی خود صورت مساله امروز عرصه سیاست کشور است؛ صورت مسالهای که پاک کردن یا وارونه جلوه دادن آن، شاید در کوتاهمدت از شیرینی پیروزی نکاهد اما در درازمدت به نفع هیچکس نخواهد بود. دولت آینده مسیر پرپیچ وخمی را برای اداره کشور و عبور از موانع پیشرو دارد و این جز با حمایت و همراهی تکتک ایرانیان میسر نخواهد بود. به نظر میرسد سیدابراهیم رئیسی هم به عنوان رئیسجمهوری آینده به این مهم توجه ویژه داشته و تلاش خواهد کرد مردم را بار دیگر با صندوق رای آشتی دهد. کافی است مردم احساس کنند در راستای خواست و منافع آنها برنامهریزی و اقدام میشود، کافی است دریابند مسئولان بیش از آنکه به فکر قدرت و جایگاه خود و همفکران خود باشند به فکر آنان هستند، کافی است مردم به این قطعیت برسند که رئیسی و کابینه او، رئیسجمهوری و دولت تمام مردم ایران فارغ از جهتگیری فکری و سیاسی هستند، در این صورت بار دیگر به نقش صندوق رای و انتخابات برای بهبود شرایط کشور اعتماد کرده و چهار سال آینده شاهد افزایش مشارکت به میزان دورههای انتخاباتی پیشین خواهیم بود.