بستن
کد خبر: ۱۰۱۷۱۸۲

موضع ایران در عصر طالبان

موضع ایران در عصر طالبان
آرمان ملی- امید کاجیان: طالبان این روزها دوباره ورد زبان خیلی‌هاست؛ گروهی که حالا زمان جولانش رسیده است و روزی نیست که در افغانستان پیشروی نداشته باشد. در سویی دیگر گروهی از زنان و مردان افغان خود اسلحه به دست گرفته‌اند و اعلام آمادگی کرده‌اند تا از پیشروی این گروه جلوگیری کنند. آنچه بیش از هر چیز دیگری به چشم می‌آید تنهایی افغانستان در این روزهاست. آمریکایی که خروج کاملش از این کشور را مدت‌هاست کلید‌ زده و از سویی دیگر برخی در چنین شرایطی ظاهرا خود را آماده هر شرایطی حتی با تغییر ساختار حکومت‌داری این کشور توسط طالبان کرده‌اند. هرچند اخیرا نوشته‌های روزنامه کیهان در‌باره طالبان باعث تعجب بسیاری شده است اما قطعا این نوشته‌ها می‌تواند نشانه‌هایی نیز در آینده داشته باشد. کیهان در باره طالبان نوشته است: در این پیشروی‌ها خبری از جنایت‌های هولناک، شبیه جنایات داعش در عراق نیست. طالبان حتی اعلام کرده کاری با شیعیان این کشور هم ندارد (و تا لحظه تنظیم این گزارش نیز خبری درباره جنایت این گروه علیه شیعیان افغان لااقل، مخابره نشده است). طبق این گزارش‌ها، خبری از قتل‌عام غیرنظامیان بی‌گناه و تخریب خانه‌ها هم نیست و آنچه هست، صرفا درگیری با نیروهای مسلح دولتی است. منابع خبری در این کشور حتی می‌گویند، درگیری‌ها با نیروهای نظامی دولت افغانستان است و غالبا نیز، همین نیروهای مسلح به همراه مقامات محلی خیلی راحت و بدون مقاومت به طالبان می‌پیوندند. توصیف‌هایی کوروش گونه از طالبان در این رسانه نمونه‌ای است از نوعی آمادگی شاید برای آینده و ارتباطات و شاید هم تغییر سیاست‌ها که به وضوح خود را در این تعاریف کیهانی نشان داده‌اند. اما چرا امروز طالبان بار دیگر جان گرفته، ریشه پدیداری طالبان در مکتبی به نام مکتب «دیو بندی» ‌‌ها‌ست؛ مکتبی که پس از شکست هندی‌ها و سرکوب قیام میروت در سال 1857 شکل گرفته است. مسلمانان شبه‌قاره بعد از آن مدرسه‌ای دینی را برای مبارزه تشکیل دادند که به‌تدریج این مدرسه تبدیل به تفکری جهادی شد و جریان طالبان ریشه در همین گروه دارد؛ تفکری رادیکالی از این گروه که بر حاکمیت قوانین اسلامی به شکل جهاد‌گرانه معتقد است. در دوران حکمرانی طالبان و ماجرای شهید‌شدن دیپلمات‌های ایرانی در کنسولگری ایران در مزار‌شریف ماجرا تا مرز جنگ کشورمان با طرف مقابل پیش رفت و کمتر کسی تصور می‌کرد این سطح از تنش بعدها در قالب و شکل دیگری درآید. اختلافات ایران و طالبان آنقدر بود که گفته می‌شود در جنگ آمریکا و طالبان کشورمان همکاری‌هایی با ایالات متحده نیز داشته است. اما بعد از پایان حکومت طالب‌ها، به مرور زمان چیزهای دیگری شنیده می‌شد.اما نخستین‌بار در سال 94 وقتی خبرگزاری تسنیم خبر از حضور هیات سیاسی طالبان افغانستان به‌رهبری طیب‌آغا را در ایران داد همه شوکه شدند. آن موقع گفته شد هیات سیاسی طالبان افغانستان در سفر به تهران با مقامات امنیتی ایران دیدار کرده‌اند و پیرامون مسائل منطقه‌ای به‌ویژه مسائل جهان اسلام و همچنین مسائل مربوط به مهاجرین به بحث و تبادل‌نظر پرداخته‌اند. از همان زمان معلوم شد که اساسا سیاست‌های ایران و طالبان در قبال یکدیگر آنگونه هم که تصور می‌شد در تنش نیست. بعضی‌ها استنباط‌شان این بود که ایران می‌خواهد از طالبان به عنوان ابزاری برای مقابله با آمریکا بهره بگیرد و به عنوان یک سپر از آن استفاده کند. آن زمان ذبیح‌ا... مجاهد به عنوان سخنگوی طالبان از علاقه‌اش به‌رابطه با کشورهای همسایه از جمله ایران سخن گفته بود. مقامات دولتی با اظهاراتی غیر‌مستقیم صرفا همکاری با گروه‌های تروریستی را تکذیب می‌کردند. شایعات به جایی رسید که حتی برخی از وجود دفاتر طالبان در ایران نیز حرف می‌زدند که هیچ یک تایید نشدند؛ از دفتر شورای مشهد طالبان بگیرید تا زاهدان. برخی رسانه‌ها مانند وال‌استریت‌ژورنال مدعی بودند طالبان دست‌کم از اوایل سال ۲۰۱۴ میلادی در مشهد حضور داشته‌اند. این ادعا در حالی مطرح می‌شد که پیشتر از آن در تاریخ ســیزدهم مرداد 9۱ خبری مبنی‌بر بازگشایی دفتر طالبان در زاهدان رسانه‌ای شد. البته مقامات هیچ یک این دفترها را نه‌تنها تایید نکرده‌اند؛ بلکه بارها نیز تکذیب کرده‌اند. خردادماه 95 بود که سایت اصولگرای جهان‌نیوز ادعایی دیگر را مطرح کرد؛ خبری که البته اندکی بعد قدس‌آنلاین‌ نیز آن ‌را منتشر کرد.
هفدهم خرداد95 جهان‌نیوز مدعی شد ملامحمد اختر منصور، رهبر طالبان تقریبا یک هفته قبل از کشته‌شدن به مدت دو ماه در ایران حضور داشته است. سرانجام علی شمخانی پنجم دی ماه 97 اظهاراتی داشت و اینکه ملاقات و گفت‌وگوهایی با مقامات طالبان صورت گرفته است. این دیدارها به منزله حل مشکلات افغانستان اعلام شده بود‌. علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران که به کابل سفر کرده بود در دیدارش با حمدا... محب، همتای افغانستانی خود با صراحت از دیدار و گفت‌وگوی مقامات ایران طی سال‌های گذشته با طالبان سخن گفته است. شمخانی اظهار کرده بود: «مجموعه ارتباطات و گفت‌وگوهای انجام شده با طالبان با اطلاع دولت افغانستان بوده و این روند همچنان ادامه خواهد یافت.»
تکلیف ایران با طالبان
اما دیدارها در سال 99 جنبه‌های رسمی‌تر و ملاقات‌های دوستانه‌تری به خود گرفت. مثلا اعلام شد هیات دفتر سیاسی طالبان در سفارت ایران در قطر برای عرض تسلیت به مناسبت شهادت شهید فخری‌زاده حضور یافتند. هفتم بهمن ماه 99 هم بود که سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه از سفر هیات سیاسی طالبان به تهران به ریاست «ملا‌عبدالغنی برادر» خبر داد و گفت این هیات بر اساس هماهنگی قبلی و به دعوت وزارت امور‌خارجه ایران وارد تهران شد و مورد استقبال مقامات وزارت امور خارجه قرار گرفت. بعد از این علی شمخانی هم با معاون دفتر سیاسی طالبان دیدار کرد. شمخانی در این باره اظهار داشته بود: در ملاقات با هیات سیاسی طالبان، رهبران این گروه را در مبارزه با آمریکا مصمم دیدم. کسی که 13 سال در گوانتانامو زیر شکنجه‌های آنان بوده، مبارزه با آمریکا در منطقه را کنار نگذاشته است. هیات سیاسی طالبان به سرپرستی ملا‌عبدالغنی، برادر معاون دفتر سیاسی و از موسسان جنبش طالبان وارد تهران شده بود. همه اینها در حالی است که محمدجواد ظريف، وزير خارجه ايران در گفت‌وگو با شبکه طلوع‌نيوز افغانستان گفته بود» «ايران هنوز طالبان را از گروه تروريستي خارج نکرده است»؛ اظهاراتي که بعد از بيانش منجر به ایجاد واکنش‌هایی شده است، به ویژه با توجه به دیدارها و ملاقات‌هایی از این دست، امروز طالبان اما دوباره جولان می‌دهد؛ وضعیتی پیچیده که این سوال را مطرح می‌کند که آینده افغانستان و ایران چه خواهد بود. اگر طالبان قدرت را به‌دست بگیرد ایران با توجه به همه این داستان‌ها و ارتباطات می‌تواند رابطه بهتری از دولت مستقر در افغانستان با آنها داشته باشد.در نهایت تکلیف ایران با طالبان چیست؟ آیا آنها به قول ظریف هنوز در گروه تروریستی قرار دارند یا باید تغییری در آینده آنها را مشاهده کرد؟
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی