ایران در معرض عوارض سنگین ناشی از تحولات زیست محیطی از جمله آثار ناشی از خشکسالی و بحران آب است، بنابراین اهمیت شناخت بستر تاریخی، فرهنگی، طبیعی ایران صد چندان میشود. شناخت بدون رجوع به شواهد عینی تاریخی و مطالعه در آنها ممکن نیست. طی سالهای آتی چارهای نداریم جز اینکه با تغییر رویکرد دوباره مختصات تاریخی، فرهنگی، طبیعی سرزمین ایران نماییم. این تغییر رویکرد است که منجر به اصلاح تلقی مدیران و برنامهریزان میشود و در این صورت دست از تلقی عوامانه که میراث فرهنگی را صرفا مقصد گردشگری به جا میآورد، برمیدارد. با این تغییر رویکرد تازه جایگاه میراث فرهنگی و گردشگری مشخص میشود. نکته دیگر اینکه از زمان ادغام میراث فرهنگی و گردشگری نهاد متولی این دو موضوع به عنوان حیات خلوت سیاسی و مدیریتی دولت درآمده است. رئیس جمهور و یارانش مدیریت این نهاد را به عنوان بدهی به طلبکاران پرداختند و هیچگاه با توجه به اقتضای به جا آوردن تخصصی این موضوعات و توجه به پیچیدگیهای علمی این دو موضوع مسئولان فاقد تخصص را در رأس این نهاد گماردند. مدیریت کشور موضوع گردشگری را صرفا موضوعی اقتصادی و آن هم از نوع اقتصاد زود بازده به شمار میآورد. هر زمان در زمینه کسب در آمد نفتی خللی پدید میآید برنامهریزان به یاد گردشگری میافتند و به محض رفع مشکل رونق گردشگری از اهمیت خارج میشود. باید دانست وجه امنیتی توسعه گردشگری اولویتی به مراتب بیشتر از وجه ملموس اقتصادی آن دارد. یکی از مهمترین مشکلات ایران در سطح جهانی تصویری است که رسانههای معاند از ایران تشبیه کرده تلخ و تاریک است و بسیاری از درها را به روی ما بسته و ما را از بسیاری فرصتهای جهانی محروم کرده است. اصلاح این تصویر از جمله مهمترین اقداماتی است که باید صورت گیرد. طی ۴۲ سال اخیر هر خارجی که به ایران آمده کشور ما را شگفتزده ترک کرده است. از همین تجربه ۴۲ سال اخیر میتوان نتیجه گرفت که برای اصلاح تصویر ایران نزد جهانیان هیچ اقدامی موثرتر، ارزانتر و عملیتر از رونق گردشگری نیست. بیشک این پیامد توسعه گردشگری از محصول اقتصادی ملموس آن گرانقیمتتر است. در داخل کشور شاهد سوء تدبیر نسبت به تنوع فرهنگی فراوان به ترتیبی که هر دو شهر یا دو روستا یا دو قلمرو فرهنگی در کشور را نمیشناسیم که دچار کدورت و سوءظن نسبت به یکدیگر نباشند. در حقیقت سوءمدیریت یک قرن اخیر زمینهساز نقارملی میان این تنوع فرهنگی بوده است. با رونق سفر با قصد به جا آوردن یکدیگر در داخل کشور میشود. این نقار را به وفاق تبدیل کرد. اگر توسعه گردشگری را به کشت گندم تشبیه کنیم، همچنان که کشاورز مقصودش از این کشت حاصل کردن گندم است و البته کاه هم بدست میآورد، مقصود از رونق گردشگری اصلاح تصویر ایران نزد جهانیان و برخورداری از آثار این اصلاح و در داخل کشور تبدل نقار به وفاق ملی است و البته محصولی جانبی مثل کاه هم بهدست میآید. آنچه که تحت عنوان اقتصاد گردشگری میشناسیم. یادمان باشد کشاورزی که کاه بکارد کاه درو نمیکند.