آرمان ملی - امید کاجیان: ابراهیم رئیسی رئیسجمهور آینده ایران است؛ چهار سال، اوست و ساختاری یکپارچه. نخستین نشست خبریاش را هم برگزار کرده است. اظهاراتش در این نشست اما از دید برخی خوب و از نگاه گروهی دیگر شاید دوپهلو بوده است؛ هم گاهی صریح و هم گاهی محافظهکارانه. مثلا درباره گفتههای برجامیاش برخی با استناد به بخشهایی از آن میگویند مواضعش به احیای برجام لطمه نمیزند، گروهی با استناد به بخشهایی دیگر از گفتههایش نظر عکس دارند و میگویند اتفاقا او درنهایت از برجام حمایت کرده است. در مورد مواضع داخلیاش نیز همینطور؛ برخی به آن امیدوارند و برخی از آن ناامید شدهاند. شاید تا اینجای کار، این شگرد کار رئیسی است که به نحوی حرف بزند که هر دو طرف با توجه به بخشهایی از آن راضی باشند و طبیعتا نسبت به بخشی از آن هم ناراضی. آینده دولت رئیسی برای ایران، بستگی به تیمی دارد که قرار است او بچیند؛ کابینهای که تا امروز در مورد آن سخنی به میان نیاورده و همین پرسشها را بیش از گذشته میکند. رئیسی در سال 96 هم که نامزد شده بود اگرچه کاندیدای نهایی جمنا به شمار میآمد، اما در بیانیهاش خود را به نحوی نامزد مستقل معرفی
کرد. او در انتخابات امسال نیز تلاش داشته این موضوع را بازهم به نمایش بگذارد و خود را مستقل از اصولگرایان بنامد. اما در نهایت آنچه در ستادهای انتخاباتی او میگذشت عمیقا نشان میداد بسیاری از چهرههای اصولگرای بعضا تندرو نیز دراین ستادها فعالیت دارند؛ مسالهای که قطعا باعث ایجاد نگرانیهایی برای آن 42 میلیون نفر واجد شرایط رایی شده که به رئیسی رای ندادهاند. از همینرو یکی از وظایف رئیسجمهور آینده ایجاد اعتماد در دل آن 70 درصدی است که متفاوت از او و جناح اصولگرا میاندیشند. چنین موضوعی نیازمند نوعی بازنگری و تغییر در راستای نگرشها و البته سیاستهای اقتصادی و اجتماعی و... این جریان است و رئیس دولت سیزدهم نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت باشد. رئیسی برای ارتباط با همه مردم باید فراجناحی بیندیشد. شاید نگرانیهای مردم از ستاد وی باعث شده اعلام کند وجود این افراد در ستاد من لزوما به معنای استفاده از آنها در کابینه آینده نیست. او در این باره گفت: ستادهای انتخاباتی در واقع آیینه دولت آینده نیستند و دولت بر اساس بررسی عملکردها و سوابق و برنامههای افراد مختلف طراحی شده و شکل میگیرد و کسی که وارد دولت و به نماد
دولت تبدیل میشود باید متخصص، کارآمد و انقلابی باشد تا با همکاری همدیگر تلاش کنیم عقبماندگیهایی را که داریم جبران کنیم.
انقلابی یعنی چه؟
رئیسی در توصیف کابینه آینده خود واژه « انقلابی» بودن اعضایش را نیز مطرح کرده است؛ واژهای که میتوان به طرق مختلفی از آن تعبیر کرد. آنگونه که معمولا جناح راست خودش را انقلابیتر میداند و نام مجلس کنونی را هم مجلس انقلابی گذاشتهاند از دید بعضی میتوان این کلمه را همان تاثیر ویژه جناح راست اصولگرا و بعضا تند در تشکیل کابینه رئیسی دانست. حضور چهرههایی مثل تهیهکننده سریال گاندو در ستاد فرهنگی رئیسی سروصداهای زیادی بهپا کرده بود یا حمایتهای زاکانی و جلیلی از او و کنارهگیریشان به نفع وی این موضوع را پیش میکشد که احتمالا آنها هریک خود کاندیدای بعدی وزارتخانهها یا مدیریتهای کلان باشند. با این حال اینها در حد گمانهزنی است. تا به اینجای کار به نظر میآید شخصیتی که حضورش در دولت بعدی قطعی است کسی نیست جز علی نیکزاد، رئیس ستاد انتخاباتی او که وزیر دولتهای نهم و دهم است. رئیسی با صراحت از عملکرد او در دولت احمدینژاد تقدیر کرده و کارش را بسیار خوب دانسته است. در ایام انتخابات در شبکههای اجتماعی تصویری فرضی از کابینه رئیسی هم منتشر شده بود؛ کابینهای که هیچگاه تایید نشده است اما برخی اسامی آن باعث هراس
شده یا اینکه بخشی از آن یادآور همان دولتهای نهم و دهم بوده که نتیجه عملکردشان مشخص است. اما رئیسی تا امروز بدوناشارهای به کابینه واقعیاش خود نیز به این مطلب اشاره میکند که دولتش یک دولت فراجناحی است. انتخابات امسال انتخابات عجیبی بود؛ از همه لحاظ. از موضوع ردصلاحیتها تا میزان مشارکت و آرای باطله همه و همه مجموعهای از گسست میان جامعه و مقامات را به نمایش گذاشت؛ گسستی که نیاز فوری به ترمیم دارد. با هر شرایطی که بود اکنون ابراهیم رئیسی مسئولیت اجرایی ایران طی 4 سال آینده را برعهده دارد و نخستین وظیفهاش تلاش برای پرکردن خلأ موجود و نزدیکتر کردن مردم با مقامات است و قطعا لزوم این موضوع توجه وی به تمامی نظرها، نگرشها و گرایشات اجتماعی و سیاسی است. این بدان معناست که او باید از ظرفیتها بدونتوجه به جریان سیاسی بهره ببرد و کسانی را که ظرفیت نخبگی، توانمندی و تجربه داشته باشند، در دولت خود به کار بگیرد؛ بیآنکه به منش و مرام و عقاید سیاسیشان کاری داشته باشد. منافع ملی ایجاب میکند رئیسی به همه کسانی که نگران چهارسال آینده هستند این باور را بدهد که او رئیسجمهور همه مردم ایران است نه آن حدود 18
میلیون. بنابراین چینش کابینه وی میتواند بازگوکننده این مساله باشد که او تا چه اندازه به این امر اهمیت میدهد.