در شرایطی که اپیدمی کرونا و فضای سیاسی خاص حاکم بر کشور و جامعه سبب شد نامزدهای این دوره تلاش چندانی برای تبلیغات شهری انجام ندهند، انتظار میرفت مناظرههای تلویزیونی به نقطه کانونی تمرکز و توجه کاندیداهای ریاستجمهوری تبدیل شوند و دیدگاههای آنها را در حوزه مختلف بیان کنند. با این وجود طراحی و برنامهریزی خاص این مناظره ها هم سبب شد تنها یکسری مسائل خاص از جمله اقتصاد، رانت و فساد و مسائل زنان و جوانان به طور کلیشهای و بریده بریده مطرح شود و مساله مهمی همچون مواضع نامزدها در حوزه سیاست خارجی و برنامه و طرحهای آنها برای رویارویی با مشکلات منطقهای به کلی مغفول بماند. این در حالی است که در مقطع کنونی ایران با یکی از چالشبرانگیزترین شرایط منطقهای و جهانی مواجه شده و توان رقابتی کشور در عرصههای مختلف با موانع اساسی روبهرو شده است. هر چند احتمالا چگونگی اجراییکردن برجام و رفع تحریمها همچنان مشغله مهم دولت سیزدهم در عرصه بینالمللی خواهد بود، اما این امر نباید سبب غفلت از شرایط جدید منطقهای شود. یکی از مهمترین تهدیدات کنونی در عرصه منطقهای، که باید در اولویت رسیدگی رئیسجمهور آینده ایران قرار
بگیرد، سیاستها، جهتگیریها و اقدامات خصمانه رژیم صهیونیستی است که در ابعاد مختلف امنیت، ثبات و پیشرفت ایران را تهدید میکند. رژیم صهیونیستی تحت رهبری بنیامین نتانیاهوی افراطی در سالها و ماههای اخیر بیشترین ضربه را به برنامهها، تاسیسات و متخصصان هستهای کشور وارد کرده و البته با ایجاد روابط دیپلماتیک و تاسیس سفارتخانه در برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، بیش از هر زمان دیگری به حریم امنیتی و حیات خلوط جمهوری اسلامی ایران نزدیک شده است. هر چند کنار زده شدن نتانیاهو از قدرت و روی کار آمدن نخستوزیری جدید در این رژیم میتوانست شرایط متشنج منطقه را تا حدودی تغییر دهد، اما صدور اجازه راهپیمایی برای صهیونیستهای تندرو از سوی نفتالی بنت، نخستوزیر جدید آن هم برای جشن گرفتن سالگرد اشغال سرزمینهای فلسطینی در سال ۱۹۶۷ که منجر به درگیری و خشونت نیز شد، بیانگر این واقعیت است که دولت جدید این رژیم نیز بنایی برای تمرکز بر مشکلات داخلی و آرام کردن شرایط منطقه ندارد. بنت که پیش از این از بنیانگذاران و مالکان شرکتهایی در حوزه تجارت الکترونیک، فیشینگ و رایانشابری بوده، طبیعتا برنامههای جدی برای مقابله سایبری و جنگ
الکترونیکی با ایران خواهد داشت. وی همچنین در سالهای اخیر وزیر دفاع رژیم صهیونیستی بوده و بسیاری از حملات به نیروها و پایگاههای ایران در سوریه و سایر مناطق تحتهدایت وی انجام شده و به اتخاذ مواضع سرسختانه در مقابل ایران مشهور است و این مساله لزوم توجه رئیسجمهور آینده ایران به مشکلات منطقهای را صدچندان میکند. اگر از زاویهدید مکتب امنیتی کپنهاگ به ویژه نظریه مجموعه امنیتی منطقهای به تحولات منطقه غرب آسیا و نوع بازیگری رژیم صهیونیستی در آن بنگریم، به این جمعبندی خواهیم رسید که این رژیم امنیت جمهوری اسلامی ایران را در ابعاد مختلف اطلاعاتی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی تهدید میکند و از این رو لازم است سیاست و رویکرد ایران به این تهدیدات نیز ابعاد و زوایای مختلفی داشته باشد. در واقع رژیم صهیونیستی تحتحاکمیت راستهای افراطی همواره در حال تغییر استراتژی، هدف، رویکرد و شکل جنگهای خود بوده و به نظر می رسد در سالهای اخیر به نوعی جنگ هیبریدی علیه ایران اقدام کرده است. جنگ هیبریدی یا همان جنگ ترکیبی به راهبرد نظامی پیچیدهای اطلاق میشود که ترکیبی از نبردهای متعارف، نامتعارف، سایبری، روانی و اطلاعاتی را در
خود جای میدهد. به همین دلیل است که هوشیاری همیشگی در مقابل این رژیم و تعریف یک برنامه نظاممند و همهجانبه، باید جزو الزامات و اولویتهای رئیسجمهور آینده ایران باشد. البته جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته نیز استراتژیهای بازدارنده و موثر بسیاری برای مهار این رژیم اتخاذ کرده که بسیاری از آنها نیز کارآمد بوده و سبب محدود شدن اقدامات و شکست سیاستهای آن شده؛ حقیقتی که بخشهایی از آن در سریال اسرائیلی تهران هم به نمایش درآمده است. با این وجود، سرقت برخی اسناد محرمانه، خرابکاری و ایجاد آتشسوزی در تاسیسات هستهای و البته تلختر از همه اینها ترور ناجوانمردانه شهید فخریزاده به صورت سایبری آن هم در نزدیکی پایتخت ایران نشان میدهد مقابله با این دشمن سرسخت، اهتمام، جدیت و همکاریهای بیننهادی بیشتری را میطلبد که بخشی از آن به عهده دولت جدید خواهد بود. در مقطع کنونی پیشرفت و تحول اقتصادی بهحق دغدغه اصلی و اولیه مردم ایران است، اما بیشک این تنها نیاز ایران نیست. انتظار میرود دولت جدید با بهبود اقتصاد ایران از آن سکوی پرشی بسازد که بتواند حلال دیگر نیازها و الزامات ایران آزاد و آباد باشد؛ افزایش قدرت
اطلاعاتی، علمی و سایبری کشور، تامین کارکنان بخشهای حساس و حفظ آنها از نفوذ دشمن و توسعه مناسبات با کشورهای عربی- اسلامی منطقه و بازداشتن آنها از عادیسازی روابط با رژیم اسرائیل برخی از مهمترین این الزامات هستند. در قالب مجموعه امنیتی منطقهای، ائتلافسازی با قدرتهای منطقهای یکی از راههای اساسی برای مقابله با تهدیدات امنیتی است و در این راستا دولت سیزدهم نیز باید بکوشد در ادامه تلاشهای دولت کنونی، یخ روابط با کشورهای عربی حوزه خلیجفارس را ذوب کند، آنها را از موضع ایرانهراسی خارج کرده و جبهه واحدی علیه دشمن مشترک یعنی اسرائیل تشکیل دهد.