در روزهایی قرار گرفتهایم که به گفته بسیاری از مقامات سیاسی، توافق کلی میان ایران و طرفهای برجام حاصل شده است و به دنبال این شکلگیری توافق کلی منطقه خاورمیانه نیز دچار تحولاتی شده است که از جمله مهم ترین آنها را میتوان در سرزمینهای اشغالی، مصر و یمن مشاهده کرد. این تغییرات بهزودی در عراق و لبنان نیز نمایان خواهد شد. در این میان انتخابات ایران نیز میتواند یک نقطه عطف در میان این تحولات باشد. امروز بایدن و پوتین نیز در همین راستا با یکدیگر دیدار میکنند تا در خاورمیانه جدید با مولفههای جدید به گونهای دیگر نقش آفرینی کنند که شاید کلید ورود به این عصر جدید احیای برجام باشد. در همین راستا احتمال دارد که حتی بایدن دست به کار شده باشد و نقشی در تغییر دولت در رژیم صهیونیستی نیز ایفا کرده باشد. یکی از موانع صلح و ثبات در منطقه در سالهای اخیر همواره نتانیاهو و تیم او بود که در ماههای اخیر در مسیر احیای برجام نیز کارشکنی میکرد. او همواره تشدیدکننده تنشها و ایجاد کننده اختلافات در منطقه خاورمیانه بود. در سالهای اخیر از جمله اقداماتی که نتانیاهو انجام داد، تشویق ترامپ به خروج از برجام و محرک تنشهای سخت میان ایران و آمریکا بود. او حتی پای اسرائیل را به خلیج فارس باز کرد و از این طریق تنش ها را میان ایران و کشورهای عربی افزایش داد. مسلما پس از کنار رفتن دونالد ترامپ و به دنبال آن روی کار آمدن بایدن، آمریکا دیگر خواهان تنش در خاورمیانه نبود و نتانیاهو عملا مانع جدی آن چه بایدن درخواست میکرد، شده بود. عدم تسلیم ایران در مقابل فشار حداکثری سیاستی بود که نتیجه نداده بود و تنها هزینه های بیشتری به کشورهای منطقه تحمیل کرده بود و ناامنیها بیشتر شده بود که به تبع آن جهان نیز به علت اینکه خاورمیانه منبع انرژی جهان است، تحت تاثیر قرار میگرفت. مسلما بایدن خواستار چنین وضعی نبود و اقداماتی در خصوص تغییر وضع مجود انجام داد که شاید یکی از آنها فشار بر اسرائیل بود. بایدن شعار تغییر را داده بود و امروز در حال عمل کردن به آن است اما با توجه ه تجربه زیادی که دارد گام های خود را در راستای ایجاد تغییر، به آرامی بر میدارد. کند شدن روند مذاکرات برجام نیز به این علت است زیرا او هوشمندانه عمل میکند. بایدن در همین راستا به آرامی در تلاش است تا متحدین آمریکا را بار دیگر به خود نزدیک کند و همین امر شاید در آینده معادلات جدیدی ایجاد کند. او حتی در مابل روسیه و چین نیز محتاط و معقولانه عمل میکند که برگرفته از تاکتیک او در عرصه سیاست خارجی است که مشخصا از یک جانبهگرایی نیز فاصله گرفته است.