آنچه مقامات ایران در مورد مذاکرات وین صحبت میکنند، این است که چالشها در درون برجام قرار دارد، چرا که ایران از همان ابتدا گفته بود که هیچ مذاکرهای را برای تغییر مفاد برجام یا مذاکرات فرا برجامی نمیپذیرد. اگر این حرف درست باشد، بنابراین اگر مشکلاتی بروز پیدا کرده باشد مربوط به برجام است و خود برجام به اندازه کافی چالش و مشکلات برای اینکه آمریکا برگردد به برجام دارد، یک، آنکه کدام تحریم از هزار و 500 هزار و 600 تحریم برداشته شود. اگرچه خود آمریکاییها پذیرفتهاند تعداد زیادیاش برداشته میشود اما نه تماما برداشته نمیشود و یکسری تحریمها هستند که آمریکاییها ادعا میکنند که با لیبلهایی مثل تحریمهای موشکی، حقوق بشری، ضد تروریستی و... را نمیتوانیم برداریم در صورتی که ایران تاکید دارد هر تحریمی بعد از خروج آمریکا از برجام به هر اسم و عنوانی بوده باید لغو شود. به نظرم یکی از موضوعات اصلی در حال حاضر این است. گره دیگر این است که ایران اگر بخواهد برگردد به نقطه اولش، با تجهیزاتش باید چه کند؟ فرض کنید که سانتریفیوژهای نفت جدید را ایران نباید داشته باشد، حالا که ایران میخواهد برگردد اینها باید تحویل داده شود؟ خورد شود؟ انبار شود؟ هر کدام از اینها میتواند محل مناقشه باشد. به زعم من آنچه الان طرفین در مورد مشکلات برجام صحبت میکنند، موارد درون خود برجام است به این علت که آمریکا هم قبول کرده که فعلا تکلیف خود برجام مشخص شود و بعد که به نتیجه رسیدند در مورد طولانیتر شدن خود برجام یا مذاکرات منطقهای و موشکی تصمیم گیری شود که تا آن زمان فکر میکنم که گام اول برداشته نشده که بخواهیم فکر کنیم که در گامهای دوم و سوم قرار است چه اتفاقی بیافتد. از دید ایران بازگشت آمریکا به برجام کار دشواری نیست یعنی انتظار ایران از آمریکا این است که همانطور که ترامپ در جلوی دوربین چند کاغذ را امضا کرد و تحریمها را اعمال کرد، حال بایدن هم به همین شکل تحریمها را بردارد. با این تفاسیر از نظر ایران این موضع راحت است و دستیابی به آن ساده و قریب الوقوع است و به اراده سیاسی طرف مقابل بستگی دارد. این در حالی است که از نظر آمریکاییها این موضوع، بسیار ساده نیست همان اندازه که ما این موضوع را ساده فرض میکنیم، آنها هم این موضوع را ساده فرض نمیکنند. چرا که هم خودشان میدانند که چه کاری کردهاند و دولت قبلی چه میدان مین گذاری را به برای دولت بایدن به ارث گذاشته و هم مخالفتهای جدی هم از درون آمریکا وجود دارد. در نتیجه همه اینها باعث میشود آمریکاییها مقداری محتاطانه صحبت کنند و خوشبین نباشند. در صورتی که این مشکلات را ایران ندارد و اعلام کرده به محض اینکه آمریکا به تعهدش عمل کند، ما هم در زمان بسیار کوتاه به تعهمدمان عمل میکنیم در حالی که در گفتههای مقامات ایران همچون آقای روحانی و آقای عراقچی، موضوع را بسیار ساده، دم و دستی و قریب الوقوع تصور میکنند و از نظر ما چندان زمانبر به نظر نمیرسد ولی آمریکاییها سیاست خودشان را دارند. شاید بتوان گفت میان خوشبینی ایران و احتیاطی که آمریکاییها دارند، اروپاییها منطبق بر واقعیت هستند یعنی نه به اندازه ایران امیدوارانه و نه به اندازه آمریکاییها ناامیدوارانه صحبت میکنند. اروپاییها هم گفتهاند که این دستیابی امکان پذیر است و تنها زمانش محل بحث است. در حال حاضر هم آمریکاییها گفتهاند که دیگری تاریخی برای پایان دور ششم قرار نمیدهیم. به همین علت چندان نمیخواهند که این عدد افزایش پیدا کند و روی دور ششم نگه میدارند اما اینکه چقدر به طول میانجامد مشخص نیست.