سومین دور مناظره کاندیداهای محترم هم انجام شد، هرکس آنچه درتوان داشت روکرد تا نشان دهد او بهتر کشور را اداره میکند وسریعتر به مردم پاسخ میدهد. هر یک به نوعی وعده مبارزه با فسادو تشکیل دولت پاکدست داد،گفتند وام ازدواج بیشتری میدهندتا جوانان تشکیل خانواده دهند،حقوقهارا اضافه ویارانهها را چندبرابر میکنند،تحریمها را همان روزهای اول بلااثر میکنند. جلوی گرانی را میگیرند ومحصول روستائیان را با قیمت خوب میخرند،زنان را وارد کابینه ودولت میکنندتا مهربانی را انتشار دهند. خلاصه مدعی شدند که گل وگلستان میکنند، انشاءا.... برخی گفتند چند سال است در حال مطالعه وبرنامهریزی هستند، یکی هم گفت دو ساعت مانده به انتخابات احساس تکلیف کرده تا به میدانمبارزات انتخاباتی ورود کند.این بار از جمهور ومردم هم یاد شد،بعضی با هدف دوقطبی کردن انتخاباتسعی کردند خود را درمقابل آن طرفیها نشان دهند.همه از تکلیف،ضرورت وفواید شرکت در انتخابات وآمدن پای صندوقهای رای برای استفاده از حقشان سخن گفتند ویادآور شدندآنها که نمیآیند روزی پشیمان میشوند.از ضرورت حمایت از معلولین،سالمندان،زنان بیسرپرست ودهکهای پایین جامعه هم یاد شد
که مورد توجه قرار خواهند گرفت واوضاعشان بهتر میشود. در حالی که اولین ضرورت ایجاد یک سیستم بیمه اجتماعی فراگیر ملی وهمهجانبهنگر والزامی است تا با تحت پوشش قراردادن همه اقشار جامعه در همه سطوح شغلی برای مواجه با هر حادثه وچالشی، پیشبینی لازم را داشته باشد وبه فوریت خدمات جبرانی ارائه دهد که اگر چنین بود وچنین بشود، دیگر نیازی به دستگاههای عریض وطویلی مثل کمیته امداد وبهز یستی نخواهد بود تا با سرگرم کردن خیل بسیاری وبا دادن نان بخور ونمیری هر روز به تعداد افراد تحت حمایتشان افزوده شود وهیچکس هم توانمند نشود.آری هر چقدر گوش جان سپردیم کمتر از برنامهریزی طولانیمدت واستراتژیک برای توانمندسازی اقشار آسیبپذیر ودهکهایپایین جامعه حرفی به میان آمد. وقتی بحث به جوانان رسید، گفته شد به جوانان وام میدهیم درحالی که اشتغال جوانان نیازمند برنامهریزی طولانیمدت وداشتن راهبرد ملی استتا متناسب با جامعه اماری جوانان،میزان تحصیلات،جنیست ونیازهای کشور برای اشتغال بهنگام آنان برنامهریزی شود نه آنکه به جای خوشحالی از وجود این سرمایه ملی تحصیلکرده،امروز نگران آن باشیم که با این خیل فارغالتحصیلان دانشگاهها چه
کنیم؟نکته جالب در این مناظره آن بود که راست وچپ هر یک به طریقی دولت را مورد خطاب قرار میداد که ناتوان بوده وهست وکشور را به این روز انداخته است واگر ایشان بیایند، جلوهمه این ناتوانیها را خواهند گرفت،در حالی که این دولت در روزهای پایانی مسئولیت خوداست وبقچهاش را بسته است،پس چرا اورا میزنیم؟ این دولت که رقیب کسی نیست.با امید به آنکه فرهیختگانی انتخاب شوند ودولت را بدست گیرند که بهجای اندیشه در قدرت بودن وماندن،همه ایامشان صرف خدمت اندیشمندانه وعاقبتاندیشانه به این نجیبترین مردم جهان گردد وآن زمان که به پایان مسئولیت میرسند، مردم دلتنگ آنان باشند.