آرمان ملی- امید کاجیان: سردرگمی اصلاحطلبان در نوع رفتار انتخاباتیشان به وضوح مشخص است. آنها تا امروز اظهارات متفاوت و متناقضی باهم داشتهاند. برخی میگویند بیآنکه از جریان اصلاحطلبی سخن بگوییم، شخصیتهای اصلاحطلب از یک کاندیدا حمایت کنند. برخی میگویند جریان اصلاحطلب مشخصا از نامزد موردنظر حمایت کند. کسانی مثل حسین مرعشی اظهار میدارند همتی کاندیدای پنهان ما بوده تا تاییدصلاحیت شود و اکنون در واقعیت اصلاحطلبان در این انتخابات نامزد دارند. عدهای میگویند ما هیچ کاندیدایی نداریم. برخی به مشارکت مردم به صورت صریح در انتخابات اشاره میکنند. برخی گنگ و مبهم بیانیه میدهند که هر کسی بتواند به تعبیر خود آن را حضور یا عدمحضور در انتخابات تلقی کند. بعضی هم با اینکه غیرصریح مردم را دعوت به انتخابات کردهاند اما از روشن حرف زدن هم پرهیز میکنند. در واقعیت این جریان، در شرایط کنونی هم میخواهد باشد و هم نباشد، هم میخواهد پیروز شود و هم راهی برای توجیه شکست برای خود بگذارد. تمام نظرسنجیهای انتخاباتی نشان میدهد از میان کسانی که قرار است در انتخابات شرکت کنند دو کاندیدای مستقل غیراصولگرا شانسی برای
پیروزی که هیج، شانس رقابت نزدیک با نامزد اصلی اصولگرایان را هم ندارند. طی آخرین نظرسنجیهای جبهه اصلاحطلبان، که روز پس از مناظره سوم در ۱۲ استان کشور انجام یافته، رئیسی ۴۷ درصد، همتی ۱۸ درصد و رضایی ۸ درصد آرا را از آن خود کردهاند. اما این نظرسنجی بهرغم اختلاف رای فراوان رئیسی و همتی یک معنا دارد و آن اینکه «انتخابات با شمایل فعلی، به مرحله دوم میرسد.» اصلاحطلبان با این اوصاف میخواهند محسوس یا نامحسوس با حمایت از یک کاندیدا کاری بکنند، اما از قرار معلوم این حمایت تنها به یک دلیل است؛ اینکه انتخابات به دور دوم بکشد. البته به شرط اینکه سایر نامزدهای اصولگرا نیز به نفع رئیسی کنارهگیری نکنند. این موضوع خود باعث میشود تا چند درصدی از آرای رئیسی کم شود. شاید علم به همین مطلب است که جریان اصلاحات را که تا پیش از این میگفت کاندیدایی در این انتخابات ندارد، به حمایت از یک نامزد ترغیب کرده است. با رسیدن به زمان 28 خرداد؛ البته زبان این جریان در نوع نگاه به انتخابات هم نرمتر شده است. سیدحسن خمینی که بعد از ردصلاحیتها پشت تریبون میگفت اگر جای کاندیداهای تاییدصلاحیتشده بود انصراف میداد و آنها هیچ
یک توان این مسئولیت بزرگ را ندارند یا میگفت انتخاب این نیست که تو بگویی من چه کسی را انتخاب کنم. حالا به صورت پنهان حمایتهایش از همتی را هم شدت بخشیده است؛ ابتدا خبر دیدار او و رئیس کل سابق بانک مرکزی و بعد هم انتشار تصویر خودش و همتی در صفحات مجازی به نوعی نشان از همین حمایت دارد. حسن خمینی در صفحه خود این عکس را منتشر کرد تا حجت را تمام کند. درسویی دیگر جبهه اصلاحات ایران را داریم؛ جبههای که اعلام کرده بود هیچ نامزدی دراین انتخابات ندارد و هر 9 نامزد مورد نظرش ردصلاحیت شدهاند اما وضعیت به همین منوال باقی نماند؛ اگرچه پیشتر همتی درخواست دیدار با بهزاد نبوی را نیز مطرح کرده بود. حالا نبوی به عنوان رئیس جبهه اصلاحطلبان از مردم خواسته برای انتخابات بیایند. بهزاد نبوی، رئیس جبهه اصلاحات ایران، در پیامی ویدئویی گفت: خواهش من این است که برای نجات ایران و برای اینکه کشور دچار سرنوشتی نشود که راه برگشت نداشته باشیم، در انتخابات شرکت کنید. وی افزود: در هر انتخاباتی که مردم حضور پیدا نکردهاند، قبلا هم شکست خوردهایم و الان هم اگر مردم حضور پیدا نکنند، شکست خواهیم خورد. اگر مردم در صحنه آمدند، هم در
انتخابات شورا برندهایم و هم در انتخابات ریاستجمهوری مانع تحقق سناریوی طراحیشده خواهیم شد. موضعگیریهای خاتمی، رئیس دولت اصلاحات نیز قابلتوجه و تامل است. او که پیشتر از آنچه در انتخابات رخ داده ابراز نگرانی میکرد حالا در بیانیهای گفته است: در این فضای سرد و افسرده، در حالی که جامعه ما نیاز به نشاط و امید و اشتیاق به شرکت در عرصه سرنوشت دارد، امیدوارم این حزب و همه تشکلها و احزاب و جریانهای سیاسی و ملی بتوانید در این برهه حساس مسئولیت خود را نسبت به میهن و مردم به درستی بشناسند و در انجام مسئولیت موفق باشند. وی در واقعیت در پیامی کوتاه و گنگ سعی کرد مردم را به مشارکت دعوت کند؛ اما آن را به صراحت اعلام نمیکند. این موضوع را میتوان در راستای همان شناخت و آگاهی از شکست و همینطور سردرگمی در شرایط فعلی تعبیر کرد. برای همین اصلاحطلبان در شرایط کنونی و دعوتشان به شرکت در انتخابات و اینکه از حضور کاندیدای اصلاحطلبی نام میبرند که پیشتر از آن نگفته بودند، یک دلیل میتوانند داشته باشند؛ تنها انتخابات را به دور دوم بکشانند .
به دور دوم کشیدهشدن چه عایدی دارد؟
اما عملا این موضوع چه ویژگیای برای آنها دارد؟ درواقعیت به دور دوم کشاندن انتخابات در این شرایط هیچ عایدی برای اصلاحطلبان نخواهد داشت. نکته نخست اینکه وقتی در نظرسنجی خود اصلاحطلبان، آرای نفر اول 47 درصد (کاندیدای اصولگرا) و نفر دوم (رقیب کاندیدای اصولگرا) را 18 درصد اعلام میکنند، به این معناست که حتی اگر به فرض اصلاحطلبان، انتخابات به دور دوم هم بکشد این جریان در دور دوم نیز به دلیل چنین اختلاف رایی کوچکترین شانسی برای پیروزی ندارد. این مساله را در کنار چنین واقعیتی بگذارید که با تجمیع جریان رای اصولگرایان در دور دوم، اتفاقا رئیسجمهور بعدی میتواند میزان آرایی به مراتب بالاتر از آنچه در دور اول به دست آورده بود، از آن خود کند و برای رئیسجمهور بعدی، آرای دور دوم در تاریخ ثبت میشود. نکته دیگر اینکه تجربه نشان داده میزان مشارکتها در انتخابات دو ردوم کمتر از دور اول است و این یعنی برخلاف تصورات چهبسا عده کمتری از همانهایی که در دور اول میان رای ندادن و رای به کاندیدای مقابل اصولگرایان ترجیح دادهاند به کاندیدای مقابل اصولگرایان رای دهند در دور دوم در خانه بنشینند، معمولا بخشی از آرای خاکستری و
مردد- یعنی همانهایی که آرایشان در نهایت به حساب اصلاحطلبان ریخته میشود - اگر در دور اول رای دهند در دور دوم چنین نخواهند کرد. اما پایگاه رای اصولگرایان ثابت است و به دور دوم کشیده شدن انتخابات تاثیری در کاهش آرای کاندیدای اصولگرایان ندارد، در حالیکه این شرایط باعث ریزش آرای کاندیدای مقابل اصولگرایان میشود. از سویی تلاش برای رقابت با اصولگرایان حتی به نیت به دور دوم کشاندن انتخابات، بدین معنا خواهد بود که اصلاحطلبان دیگر نمیتوانند بهانهای مانند نبودکاندیداهای اصلاحطلب در این انتخابات داشته باشند و آن را عامل شکست خود بدانند؛ چراکه آنها در نهایت، برای رقابت با اصولگرایان با تمام ظرفیت خود از یک نامزد حمایت کردهاند؛ یعنی همانکاری که با وجود هر نامزد دیگری از جهانگیری و پزشکیان گرفته تا خود شخص خاتمی انجام میدادند و احتمالا شکست هم در انتظارشان است. همه اینها را در کنار این موضوع قرار دهیم که به دور دوم کشیده شدن این انتخابات در شرایطی محتمل است که سایر کاندیداهای اصولگرا تا پایان انتخابات باقی بمانند، این در حالی است که آرای نزدیک کاندیدای اول به 50 درصد نشان میدهد از میان 4 گزینه دیگر حتی
اگر دو یا یک نفر هم حاضر به کنارهگیری شود، انتخابات به دور دوم کشیده نمیشود و این اشتباه محاسباتی اصلاحطلبان باعث خواهد شد شکستهای انتخاباتی و استراتژیک خود را متحمل شوند. بنابراین به نظر میآید نگاه اصلاحطلبان و گاهی به این طرف و آن طرف غش کردنشان نیز ناشی از همین بنبستی است که در آن گرفتار آمدهاند. تلاش اصلاحطلبان صرفا برای اینکه کاندیدای اصولگرا کارش به دور دوم کشیده شود، تا حدودی منطقی است؛ این جریان با امید به پیروزی بهدنبال ترغیب مردم به رای به کاندیدای موردنظر خود باشد که این نیز با توجه به نظرسنجیها احتمالش سخت است.