معمولا برای اداره هر کشوری یکسری تعیینکنندهها از اهمیت بالایی برخوردارند. از جمله اینها، سرمایه اجتماعی است که خودش مولفههای مختلفی از قبیل اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی و مولفههای دیگر را دربرمیگیرد. به همین دلیل مدیریتها در کشورهای مختلف هنگامی که تصمیمی را میگیرند بهگونهای است که باید ببینند چقدر این تصمیمات، رفتارها و گفتارها زمینه افزایش اعتماد اجتماعی یا زمینه افزایش مفهوم کلی سرمایه اجتماعی را بهدنبال دارد، چراکه هیچ کشوری بدونمشارکت مردم نمیتواند امور خودش را به صورت پایدار و با کیفیت بالا دنبال کند. به همین دلیل وقتی اعتماد اجتماعی افزایش پیدا میکند، احتمالا مشارکت اجتماعی افزایش مییابد و همه اینها میتواند به افزایش سرمایه اجتماعی کمک کند. شاید این روزها موضوع انتخابات ریاستجمهوری بهانهای شده که به این موضوع اشاره کنم و آن، همبستگی اجتماعی است که شعار سال انجمن مددکاران اجتماعی ایران هم هست و خوشبختانه شعار جهانی هم با همین عنوان انتخاب شده، چراکه در سایه اتحاد و همبستگی است که میتوانیم امیدوار باشیم زندگی خوبی داشته باشیم. در سایه همبستگی است که تعلق اجتماعی میتواند افزایش
پیدا کند و حتی در سایه همبستگی اجتماعی است که میتوانیم از بحرانهای مختلف با کمترین هزینه و با بالاترین مشارکت مردم عبور کنیم. کمتر کسی است که در تمام جنبههای سیاسی شرایط خاص کشورمان را بخواهد انکار کند. شرایط خاص از این نظر که حال اقتصاد مردم خوب نیست، معیشت مردم دچار چالش جدی شده و از آن طرف تحریمهای غیرمنصفانه و به عبارتی دیگر تحریمهای ظالمانه به این شرایط و وضعیت دامن زده است و باید بپذیریم شرایطی که الان در آن قرار گرفتیم و چشماندازی که بر مبنای وضع موجود میتوانیم با نگاه به آینده، تحلیل کنیم؛ چشمانداز خیلی روشنی نیست. همهمان این را میدانیم که در تمامی جوامع، پشتوانههای مردمی، دژ مستحکمی است که میتواند در قبال هر بحران و تهدیدی از هر جنس و شکلی که باشد؛ اعم از سیاسی، نظامی، اقتصادی و... بایستد تا این بحرانها تاثیرات کمتری بر جامعه بگذارند. حال که همهمان میدانیم حال جامعهمان خوب نیست، باید بهگونهای برنامهریزی کنیم که نتیجه و پیوست برنامهریزیهای ما، آثار مشهود و پنهان تصمیمگیریها و برنامهریزیهای، اعتمادسازی بیشتر باشد. باید پشتوانه تصمیمگیری ما کمک کند برای نزدیکتر شدن همه
گروهها و جناحها و همه مردم از همه اقشار. اگر این نوع نگاه در تصمیمگیریها وجود نداشته باشد، میتواند تبعاتی داشته باشد؛ حتی اگر این تبعات خیلی کوتاهمدت هم نباشد. بیاییم فضایی را فراهم کنیم که زندگی را سختتر نکنیم. بیاییم فضایی را فراهم کنیم که ناامیدی نسبت به افزایش سرمایه اجتماعی افزایش پیدا نکند. فکر میکنم مردم ما شایسته زندگی خیلی بهتر هستند. زندگیای که در آن بحرانها کمتر باشد، همدلیها بیشتر باشد، احساس تعلق بیشتر باشد، اعتماد به نهادها و اعتماد بین مردم افزایش پیدا کند و شکلهای مختلف خشونت، ظهور و بروز آنچنانی و جدی پیدا نکند. فکر میکنم هر زمانی که تصمیم میگیریم مردم را نادیده بگیریم بدونشک آن نوع تصمیمات میتواند آثار نامیمونی در زندگی مردم داشته باشد. آنچه الان بیش از همیشه بدان نیاز داریم، تلاش برای کاهش دغدغهها و نگرانیهای مردم است. بخش عمده این موضوع به سیاستگذاران و مدیرانی برمیگردد که در عرصهها و زمانهای مختلف، تدابیرشان اطمینانآفرین باشد. من به عنوان یک مددکار اجتماعی تحلیلم این است که در هر جامعهای به هر دلیلی سرمایه اجتماعی کاهش پیدا میکند، از آن طرف باید منتظر افزایش
نابسامانی، جرم، جنایت، آسیبهای اجتماعی و بیتفاوتی در آن جامعه باشیم. امیدواریم تصمیمات در جهت افزایش همبستگی اجتماعی باشد که محصول یا یکی از خروجیهای سرمایه اجتماعی همین افزایش همبستگی اجتماعی و رضایت اجتماعی باشد.