آرمان ملی- علیرضا پورحسین: دور ششم مذاکرات وین، که از روز شنبه با برگزاری نشست کمیسیون مشترک برجام آغاز شده، به صورت فشرده و مستمر ادامه دارد. از روز شنبه چندین نشست دوجانبه و چندجانبه در سطح معاونان و مدیران سیاسی و کارشناسی با هیاتهای مختلف برگزار شده و جلسات به صورت فشرده و مستمر ادامه خواهد داشت. معاون سیاسی وزیر امورخارجه کشورمان درباره روند مذاکرات وین اظهار کرده سایر طرفهای برجام باید به ایران اطمینان دهند که آنچه در گذشته اتفاق افتاده، در آینده تکرار نخواهد شد. برای رسیدن به این منظور، ما نیازمند بحث و رایزنیهای زیاد سیاسی، فنی و قانونی هستیم و تا هر زمان که لازم باشد به این گفتوگوها ادامه خواهیم داد. همچنین میخائیل اولیانوف، دیپلمات ارشد روسیه در وین درباره این رایزنیها گفت که اختلافنظرها میان تهران و واشنگتن زیاد نیست؛ اما اساسی است. مساله اصلی حل نشده و مساله باقیمانده در این مرحله از مذاکرات، این است که توافق چگونه اجرایی شود؛ اینکه طرفین، چهکاری را در چهزمانی انجام دهند. او از سوی دیگر عنوان کرده است که انجام یک توافق خوب و محکم مهمتر از سریعتر به توافق رسیدن است که برخی از این
جمله تحتعنوان موکول شدن توافق به زمان روی کار آمدن دولت جدید در ایران یاد کردهاند؛ اتفاقی که با توجه به طولانی شدن مذاکرات بعید نیز به نظر نمیرسد. در راستای بررسی این مسائل «آرمان ملی» گفتوگویی با حسن بهشتیپور، تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی داشته است که در ادامه میخوانید.
در واقع طرفهای غربی تصمیم گرفتهاند توافق را با دولت جدید در ایران به امضا برسانند و آیا علت طولانی شدن مذاکرات به این موضوع مرتبط است؟
پرونده هستهای از طرف ایران زیر نظر رهبری هدایت میشود و طرفهای غربی نیز به خوبی میدانند دولت تصمیمگیر نهایی نیست. بنابراین مذاکرات را در این راستا ادامه میدهند که امتیاز بیشتری از طرف مقابل بگیرند. هماکنون در مرحله چانهزنی هستیم و اینکه گفته میشود از داخل ایران پالسهایی ارسال شده است تا منتظر دولت آتی بمانند به نحوی سیاسی کردن مذاکرات است. متاسفانه امروز برجام اسیر بازی جریانهای سیاسی و چنین موضعگیریهایی شده است. در گذشته نیز علیه دولت مواضعی گرفته میشد و عنوان میشد دولت عجله دارد توافق را شکل دهد. در همین راستا غربیها را از دولت آینده میترسانند که این نیز سیاسی کردن این مساله ملی بوده است. هم آن حرف اشتباه بوده و هم این شائبهای که امروز مطرح میشود. امروز مردم تحتفشار شدیدی هستند و بعید به نظر میرسد دستاندرکاران در این برهه زمانی وارد چنین بازی نامطلوبی شوند.
برخی بر این باور هستند که روی کار آمدن دولت محافظهکار در ایران اجتنابناپذیر است، در صورتی که این فرض صحیح باشد، آیا تغییری در روابط خارجی و سیاست خارجی ایران پیش خواهد آمد؟
سیاست خارجی ایران پس از انقلاب اسلامی و با روی کار آمدن دولتهای مختلف، تقریبا یک مسیر را دنبال کرده است؛ اما بعضا شاهد تغییر رویکردهایی بودهایم که با روی کارآمدن دولتها تغییر میکرد. برای مثال رویکرد دولت روحانی تعاملی و رویکرد دولت احمدینژاد تقابلی بود. بنابراین اصول سیاست خارجی ایران غالبا تغییر نمیکند اما رویکردها تغییر میکند. نتیجه تغییر رویکرد ایران از دولت اصلاحات تا دولت احمدینژاد نیز تحمیل 6 قطعنامه به کشور و تبعات سنگین آن بوده است. سیاست تعاملی در سالهای اخیر نیز منجر به خارج شدن پرونده ایران از شورای امنیت و کاهش تنشها بوده است. باید منتظر دولت آینده ماند و رویکرد آنها را مشاهده کرد اما به نظر میرسد اگر دولتی محافظهکار روی کار آید شاهد یک سیاست تقابلی- تعاملی باشیم. بعید به نظر میرسد تقابلها در عمل به تنش و برخورد و جنگ سخت بدل شود. امروز سایه جنگ از کشور دور شده است به این علت که برخی گروههای سیاسی شعارهایی میدهند اما مشخصا زمانی که روی کار میآیند و با واقعیتها مواجه میشوند، تا حدود زیادی سیاستهای خود را تعدیل میکنند. شعار دادن با عمل متفاوت است. مسئولان تا پیش از روی کار
آمدن خوب شعار میدهند و بعضا تند شعار میدهند. موضع انتقادی با موضع مسئولیتی از زمین تا آسمان متفاوت است. بر همین اساس دولت آینده تقابلی- تعاملی عمل میکند. برخی رویکردها و آرمانها در تئوری زیباست اما زمانی که اجرایی میشوند نتایج وحشتناکی را بهجا میگذارند. گاهی با نیت خیر اقداماتی انجام میشود اما به علت اینکه آن موارد عملیاتی نبودهاند، نتیجهای به دور از ذهن در مقابل ما ظاهر میشود.
احتمال اینکه روابط خارجی ایران در دولت آینده به سمت شرق گرایش بیشتری پیدا کند، وجود دارد؟ این سیاست چه آفتهایی دارد؟
باید سیاستگذاران بدانند که شرق و غرب همچون گذشته معنا ندارد و امروز چین و اقتصاد این کشور به آمریکا گره خورده و اقتصاد آمریکا نیز وابسته به اقتصاد چین است. در حالی که این کشورها همکاری میکنند، رقابت خود را نیز دارند و در همین راستا عنوان میشود مفاهیم شرق و غرب دیگر وجود ندارد. با توجه به فرضیاتی که مطرح کردید این احتمال زیاد است که ایران رابطه خود را با کشورهایی همچون چین و روسیه بیشتر کند. باید توجه کرد ایران نباید تمام تخممرغهای خو درا در یک سبد بچیند. این سیاست اشتباهی است و گریبان کشور را همواره گرفته است. باید براساس منافع ملی با کشورهای مختلف برنامه داشته باشیم. باید امروز روابط خود را با کشورهای همسایه و کشورهای توانمندی همچون ژاپن، کرهجنوبی، استرالیا و اندونزی در عرصه اقتصادی بیشتر کنیم و اروپا را نیز فراموش نکنیم. نباید دولت آینده، روابط خود را معطوف به ارتباط با شرق کند؛ بلکه باید با همه کشورها مبادلات اقتصادی داشته باشیم.