در تمام این سالها و بهخصوص در دوران انتخابات آنچه به چشم میآید این است که گویا سازمان صداوسیما کارشناس رسانهای درست و باسوادی کم دارد، چراکه اگر به قدر کافی داشت قطعا میدانستند که اینکه از صبح تا شب همه شبکههای تلویزیون را اختصاص به موضوع انتخابات دهیم، تاثیر عکسی بر افکار عمومی دارد. اهالی رسانه میدانند که اگر فرض را بر این بگذاریم که همه مردم تشنه شنیدن اخبار و مطالب انتخاباتی باشند، به فرد تشنه یک لیوان آب میدهند نه اینکه شلنگ آب را در دهانش بگذارند و خفهاش کنند و این امر دقیقا همان کاری است که صداوسیما با مردم میکند که کاملا نتیجه معکوس دارد. به هر روی هفت کاندیدا در صحنه انتخابات هستند و روز 28 خرداد هم انتخابات برگزار میشود، آنهایی هم که تصمیم به شرکت داشته باشند، میروند و رایشان را میدهند در نتیجه اینقدر مسأله انتخابات را در بوق و کرنا کردن، نه تنها تاثیری بر روی افزایش مشارکت ندارد، بلکه اثر معکوس هم دارد. این امر از منظر رسانهای کاملا مردود است، چراکه تبلیغات هم حدود و اندازه مشخصی دارد. جالب این است که اهالی صدا و سیما فکر میکنند این شیوه تبلیغات اثر بخش است و افرادی هم که نمیخواهند در انتخابات شرکت کنند را با این تبلیغات میتوانند پای صندوقهای رای کشانند در صورتی که اینطور نیست، چراکه مردم در دوران انتخابات سه دسته هستند، یک دسته آنهایی که تصمیم به شرکت در انتخابات دارند، دسته دوم آنهایی که نمیخواهند در انتخابات شرکت کنند و دسته سوم هم آنانی هستند که هنوز تصمیمی برای شرکت یا عدم شرکت نگرفتهاند. با این تفاسیر این شکل شلوغ بازی تاثیر بدی در میزان مشارکت دارد. نکته دیگر که کاملا مبرهن است اینکه صداوسیما متعلق به جناح راست و متاسفانه در اختیار تندروهای اصولگرا هم قرار دارد. من قسمت اول مناظره را که دیدم چندان برایم رضایت بخش نبود به این دلیل که از همان ابتدا شروع خوبی نداشت و با پرسش و پاسخ آغاز شد. در حالی که باید در ابتدا فرصتی به کاندیداها برای صحبتهای اولیهشان با مردم داده میشد. شاید بتوان گفت یکی از دلایلی هم که بیشتر کاندیداها پاسخی به پرسشها ندادند، همین امر بود که فرصتی برای خواندن بیانیههایشان نداشتند که این ایراد به نحوه برنامهریزی مناظرات وارد میشود. همچنین در سایر برنامهها هم که در مقدمه و پیش از انتخابات پخش شد، به شخصه دیدم که با عدهای از اصولگرایان در دفتر شخصیشان آن هم با دوربین و به صورت تصویری در مورد انتخابات مصاحبه میکردند اما به اصلاحطلبان که رسید، مصاحبهها تلفنی شد و خبری از دوربین و مصاحبه تصویری نبود. این امر را اهالی رسانه به خوبی میدانند که مصاحبه حضوری و تصویری چه تفاوت فاحشی با مصاحبه تلفنی و غیرحضوری دارد و چه قدر میزان تاثیر گذاری آن بر مخاطبان متفاوت است. این مقدمه جانبدارانه ادامه پیدا کرد تا به زمان تبلیغات نامزدها رسیدیم که در رویکرد صدا و سیما نسبت به مستندهای کاندیداها دیدیم که چگونه از پخش مستند آقای همتی جلوگیری کردند. در صورتی که قطعا آقای همتی چارچوب مقررات را میدانستند اما صداوسیما نخواست چیزی که باب میلش نبود را پخش کند. آقای همتی هم که با سانسور مخالف بود، نخواست که مستندش پخش شود. از طرفی دیگر هم دیدیم که متاسفانه صدا و سیما مانع ورود نماینده آقای مهرعلیزاده به برنامه گفتوگوی ویژه خبری شد. با این تفاسیر معتقدم صداوسیما نباید در مناظرات ورود پیدا کند و سلیقه خود را اعمال کند.