1 -تکرار میکنم
بر برگی از درختی از این باغ
نامی به روزگاران
نقش بسته است
و بس شیارها
گوشه به گوشه
بر چهرهاش
نشسته است
با بادها بگویی
بر این درخث
آرامتر وزید
تکرار میکنم
با بادها بگویید
بر این درخت
آرامتر وزید.
2 - درخت و پیچک
به پیچک باغ گفتند
اگر تکیهگاهی نیابی
آغاز سبزت را
کسی نخواهد شنید
گفت
به درختان سوخته باغ بنگرید!
3 -گریز
همزمان
میخواهم کبوتر باشم و درخت اقاقی
نهر باشم و خزه
بر خود بنشینم و بر خود سبز شوم
و کلمهها
حیران به من نگاه کنند.
4 -قماللیل
ستارهها خیس از آبیاند
و ماه در سفری نورانی
هوشیار گام برمیدارد
صدای زنجرهها شب را بیدارتر کرده
اتاقهای روشن، انکارِ شب است
و مادران کودکانشان را هر شب به زور میخوابانند
قسم به آفتاب
که شب برای بیداری است.
*مجمـوعــهشــعر «بــا بــه ازِ مــن» از ســـوی نــشر نیــلوفر منتشر خواهد شد