در سایه سنگین اتکای کشور به نفت، بخش مولد کشور بهصورت فرسایشی به نابودی کشیده شد و امروز میبینیم که برند و کالای ایرانی اعتبارش را در بازارهای جهانی از دست داده و حتی در داخل کشور هم محصولات ایرانی مهجور واقع شدهاند. اینها بخشی از صدها مشکلی است که در کنار ابرچالشهایی نظیر تورم و کاهش ارزش پول ملی در چهار دهه مدیریت راهبندی بهوجود آمده است و نتیجهاش را امروز بهوضوح میتوان در لایههای مختلف مردم دید. چالشهایی که از دولتی به دولت بعد میرسد و هر دولت جدیدی دولت قبلی را مقصر میداند و بهجای حل مساله، صورت آن را پاک میکند!
اقتصاد ایران از بعداز انقلاب با انواع و اقسام تحریمها مواجه بوده است، اما با شدتگرفتن تحریمها از سوی آمریکا در چند سال اخیر تا امروز مسئولان آن را دلیل تمام بدبختیهای اقتصادی دانسته و صرفا برای دورزدن آن اقدام کردهاند در همه این سالها ایران فرصت رشد و توسعه خود را صرف مبارزه با عقایدی کرد که آن را غربگرایی میدانست و بهجای استفاده از ظرفیتهای اقتصادی و تجاری کشورها درهای تجارت خارجی را بست و به کسی هم اجازه نداد وارد این عرصه شود و آزادانه عمل کند. این رویه ادامه یافت تا اینکه بازارهای تجاری ایران از دست رفت. با کاهش روابط تجاری و اقتصادی بین ایران و جهان کمکم ایران جایش را به ترکیه، چین و روسیه و سایر کشورها داد و حالا بهسختی میتوان بازاری را حتی در کشورهای همسایه یافت که تشنه کالای ایرانی باشد. نگاهی به آمار تجارت ایران میبینیم که حجم واردات چقدر کمتر از صادرات به کشورهایی است که ایران با آنها مراوده تجاری دارد. تجارت خارجی موضوع بسیار مهمی است چراکه با توسعه تجارت ارزآوری به کشور افزایش مییابد و میتوان شاهد کاهش نرخ ارز بود، کشور از تکمحصولیبودن نجات پیدا میکند و دلیل نیاز کشورها به
کالاهای ایرانی تحریم سختتر میشود، بخش مولد رونق میگیرد و مجبور به تولید کالای باکیفیت و قیمت مناسب شده و در این شریط اشتغال بیشتر و پایدارتر میشود و در نتیجه با چرخش چرخ اقتصاد، درآمدها افزایش مییابد و مردم زندگی بهتری خواهند داشت. ولی در عین ناباوری، ایران همه فرصتهای طلایی رونق اقتصادی خود را از دست داده است.
ابرچالشی بهنام تورم
بهعقیده برخی از کارشناسان اقتصادی «تورم» بزرگترین چالش اقتصادی در ایران است که مهار آن به مهار سایر مشکلات کشور منجر میشود. براساس دادههای رسمی مرکز آمار ایران تورم اردیبهشت 1400 به 41 درصد رسید که یکی از تورمهای بالای جهان محسوب میشود. رشد تورم نتایج بسیار وحشتناکی برای کشور بهویژه طبقات آسیبپذیر بههمراه دارد و نتایج آن را در رشد قیمتها میتوان دید. تورم اقتصادی معضلی جدی است که کارشناسان اقتصادی بر این باورند میتوان آن را در طول مدتی معین و با اتخاذ تصمیمات درست اصلاح کرد ولی دولتها بهجای اصلاح به رشد آن با اقدامات اشتباه دامن زدند. تورم ریشه بسیاری از مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم است و تا زمانیکه به تکرقمی نرسد وضعیت بدتر از این چیزی که هست خواهد شد. با این وجود برخی همچنان مشکلات اقتصادی که کشور را به تحریمها نسبت میدهند البته که تحریم در رشد و افزایش مشکلات اقتصادی ایران اثرگذار است، ولی خودتحریمی و ایجاد انحصار بهواسطه قطع روابط اقتصادی با دیگران و انحصارطلبی لبههایی برندهتر از چاقوی تحریم هستند که کشور را به ورطه نابودی کشانده است.
دولت آینده و انتظارت اقتصادی
کاندیداهای سیزدهمین انتخابات ریاستجمهوری در تریبونهای تبلیغاتی شعارهای اقتصادی مختلفی را بدون اشاره به جزئیات این طرحها؛ مطرح کردند که بیشتر به «جوک» شبیه بودند. آنها تلاش کردند تا با وعدههای اقتصادی رای مردم را بخرند، ضربالمثلی میگوید «بهفکر نان باش که خربزه آب است» که تمثیلی درست از وعدههای کاندیداهای انتخاباتی است. ایران به دولتی نیاز دارد که پشت مخروبههای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و... دولتهای قبلی پنهان نشود، ایران دولتی میخواهد که بتواند با استفاده از نخبگان اقتصادی و سیاسی و افزایش ارتباط با کشورهای جهان تنشها را کاهش دهد و از بین ببرد و با اتصال به شبکه تجاری جهانی سرمایهگذاران خارجی و برندهای بزرگ و مطرح جهان را برای سرمایهگذاری و راهاندازی خطهای تولید وارد کشور کند. ایران دولتی میخواهد که اقتصاد را بفهمد و سیاست را در اختیار رشد اقتصادی قرار دهد نه اینکه از اقتصاد برای پیشبرد اهداف سیاسی بهره بگیرد. دولت آینده ایران در قبال معیشت ایرانیان مسئول است و باید بهدور از تندروی و با اعتدال و نگاه به آینده به توسعه اقتصاد و ثبات آن کمک کند. کشور در 40 ساله گذشته به اندازهای تنش داشته
که امروز به یکی از بدترین اقتصادهای جهان بدل شود و در دوره جدید دولت که از آن بهعنوان حساسترین دوره ریاستجمهوری یاد میشود؛ باید مشکلات بهجای عمیقترشدن بهسمت ازبینرفتن بروند چراکه طاقت مردم ایران از این همه بیسروسامانی در اقتصاد کم شده است.