بستن
کد خبر: ۱۰۱۵۳۶۲

تفاوت حکومت‌داری و ملت‌داری

تفاوت حکومت‌داری و ملت‌داری
امید فراغت روزنامه‌نگار

جوامع کمتر توسعه‌یافته یا در حال‌ توسعه امروز محصول فناوری و تکنولوژی در قالب داده‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دنیای امروز است. حکمرانانی که متناسب با خرد عمومی جوامع‌شان تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری نکنند اگر هم در راس قدرت حکومت حضور داشته باشند، این حضور برنده‌گونه نیست! چنین حکمرانانی در مقابل جوامعی که از نظر ذهنی تکانه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خورده‌اند به تعبیری حضوری بازنده‌گونه را تجربه می‌کنند و تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری‌های‌شان به دلیل جهش ذهنی جوامع، حالت بازدارندگی دارد و بر همین اساس روابط‌شان با اکثریت ملت در فضای عصبانیت، خشم و قهری پیدا و پنهان استوار است! در دنیای امروز پذیرش تفاوت‌ها یک اصل است و اگر حکمرانان تفاوت‌های شکلی و ماهوی جوامع‌شان را نپذیرند ناگزیر در فضای ستیز پنهان با ملت‌شان قرار می‌گیرند و برای جلوگیری از ستیز آشکار اقدام و عمل‌‌شان پلیسی و امنیتی خواهد شد! جامعه‌ای که تحت‌تاثیر ادبیات‌های جهانی قرار گرفته است اگر هم از لحاظ شکلی دامنه حرکت‌شان محدود شود؛ اما از نظر ذهنی جامعه‌ای باز به حساب می‌آیند. همان‌طور که می‌دانید پیروزی و شکست ابتدا در ذهن شکل می‌گیرد و بعد در واقعیت به عینیت در‌می‌آید! وقتی بین حکمرانان و جوامع‌شان، مفاهمه برقرار نباشد و هر کدام جداگانه ساز خود را بنوازند، معلوم است که به جای حاکمیت قانون، حاکمیت قدرت و خرده‌کانون‌های قدرت اجرا می‌شود! وقتی روابط حکمرانان و جامعه تحت‌مدیریت‌شان بر اساس ترس، خشم و قهر باشد و به تعبیری هم حکمرانان از ملت بترسند و هم جامعه از آنان ترس داشته باشد، چنین جوامعی دیر یا زود از درون پاشیده خواهند شد! انسان اصالت دارد و اگر بشر نباشد مکاتب و ایدئولوژی‌ها معنی و مفهوم ندارند؛ بنابراین اگر حکمرانان به بهانه مکاتب و ایدئولوژی‌ها، جوامع را نادیده بگیرند و اجازه ندهند بشر امروز از عناصر و غرایز وجودی خویش یعنی عقل، ذهن، روح، اختیار و انتخاب برای تعیین سرنوشتش استفاده کند باید پذیرفت بین حکمرانان و جامعه‌شان روابط ارباب و رعیتی حاکم است و بشر در چنین جامعه‌ای چیزی جزء مشتی گوشت و استخوان نیست! قدرت اجبار زمان با ابزار فناوری و تکنولوژی به دادِ بشر امروز رسیده است. اگر حکمرانان رشد و آگاهی ملت‌های‌شان را به رسمیت نشناسند و تفاوت‌ها را نپذیرند، حکمرانانِ قابل‌قبول به حساب نمی‌آیند و بر همین اساس در صفحات خوب تاریخ قرار نمی‌گیرند! جامعه‌ای که فقط تابع، فرمانپذیر، سربه زیر و بله قربان‌گو باشد که جامعه نیست! بلکه جماعتی برده هستند که به حکمرانان چنین جوامعی هم برده‌دار اطلاق می‌شود! همان‌طور که حکمرانان حمایت و به‌به و چه‌چه زدنِ ملت‌شان را به حساب عملکرد خود می‌گذارند عدم‌حمایت و انتقادات ملت‌شان را نیز به حساب عملکرد خود بگذارند! بر همین اساس ملتی آگاه است که از حق و حقوق تمام و کمال شهروندی برخوردار باشد. ملتی آگاه است که بتواند توامان عملکرد حکمرانان را بپذیرند یا نپذیرند! ملتی آگاه است که خواست، نظر و سلیقه‌شان در مملکت‌داری به وضوح دیده شود! شاید حکمرانان بتوانند با زور و ارعاب حکومت‌داری کنند اما مملکت‌داری و ملت‌داری نمی‌کنند! و ملت‌های چنین جوامعی پر از خشم، کینه و قهر هستند و در فرآیند زمان عقده‌گشایی خواهند کرد؛ بنابراین باید پذیرفت بین حکومت‌داری و مملکت‌داری و ملت‌داری تفاوت است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی