آیه ۳۱ سوره مائده چگونگی مأموریت کلاغ از سوی خداوند را برای آموزش دادن به قابیل شرح داده است. به نوعی کلاغ نقش معلمی نسبت به قابیل را ایفا کرده است: امروز وقتی وارد اداره شدم، سروصدای دو کلاغ را شاهد بودم که از فاصله کوتاه قار قار میکردند. روی زمین جوجه کلاغی را دیدم که یکی از همکاران سعی در هدایت او به حاشیه سبز حیاط مرکز داشت. قارقار کلاغ برای دور کردن عابرها از جوجه کلاغ بود. از همکارم خواستم قدری فاصله بگیرد؛ من هم فاصله گرفتم و به تماشای رفتار کلاغ پرداختیم. دو کلاغی که بدونوقفه قارقار میکردند، آرام گرفتند و برای رصد دقیق جوجهکلاغ به او نزدیک شدند. دو کلاغ که احتمالا پدر و مادر جوجهکلاغ بودند، نگران فرزندشان بودند که نکند رهگذران برای او مزاحمت ایجاد کنند. نیم ساعت بعد به صحنه حضور این پدیده خلقت رفتم تا از سرنوشت جوجه و پدر و مادرش مطلع شوم. دیدم این پدر و مادر در فاصله دو قدمی فرزندشان هستند و به محض نزدیک شدن من به جوجه، شروع به قارقار و بدینسان من را از صحنه دور کردند! من پیش از این عقاب را سمبل غیرت خانوادگی میدانستم و بر این باور بودم که عقاب به محض مشاهده خطر برای اعضای خانواده، برای حفاظت اقدام میکند؛ ولی امروز عصانیت کلاغها و قارقار بیوقفه آنان؛ من را بر آن داشت که خصوصیات رفتاری این پرنده را مطالعه کنم. تحقیقات انجام شده هوشمندی کلاغ را روایت کرده است. کلاغ دارای مغزی نسبتا بزرگ و رفتاری کاملا هوشمندانه است! درسی که امروز آموختم؛ جدیت دو کلاغ برای حفظ جان جوجهکلاغ بود که فوقالعاده پندآموز بود. البته در بازدید بعدی من از صحنه، یک کلاغ دیگر هم اضافه شده بود. جوجهکلاغ بالای شاخه درخت کوتاهی بود و این سه کلاغ مواظب او بودند. اینگونه است که قرآن از این پدیدهها به عنوان پندگیری یاد میکند. من از این پس در مباحث تربیتی از داستان امروز سخن خواهم گفت. انشاءا... پدیده شگفتانگیز امروز من را بر آن بدارد که موضوع را فراتر از جغرافیای خانواده و روابط پدر و مادر و فرزندان ببینم. اکنون که در آستانه انتخابات سیزدهمین دوره ریاستجمهوری قرار گرفتهایم، خوب است نیمنگاهی هم به مردان میدان انتخابات بیفکنیم. قرار است در انتخابات ۲۸ خرداد سکاندار اداره کشور برای یک دوره چهار ساله انتخاب شود. او هم به نوعی پدر خانواده بزرگ؛ ایران عزیز خواهد بود. اگر چنین حسی در رئیسجمهور آینده نباشد، بهتر آن است که وارد این هماورد ملی نشود. من به نیکی بر این باورم که به فرمایش رسول خاتم حضرت محمد (ص) مردم بر دین فرمانروایان هستند. آنان به فرمانروایان تجانس فرهنگی و شخصیتی بیشتری دارند تا پدرانشان. از چنین زاویهای است که قرآن کریم در آیه ۱۲۸ سوره توبه میفرماید: رسولی برای شما آمد که از جنس خودتان است. او نسبت به درد و رنج و هدایت و خوشبختی شما بسیار نگران است. از منظر قرآن شریف حاکم باید از جنس مردم باشد؛ از میان مردم باشد و با همه وجود درد و رنج مردم را حس کند. قرار نبوده مناصب حکومتی سکوی پرش خواص باشد. فریاد همیشگی امام و رهبری این بوده که مسئولان، مردمی باشند و از پشتوانه مردمی برخوردار باشند. از چنین منظری است که مشروعیت جمهوریت در نظام اسلامی منوط به حضور مردم است. مگر نه اینکه رئیسجمهور از سوی مردم برگزیده میشود و از نظر فقهی و قانونی وکیل ملت است. آیا شایسته است وکیلی انتخاب شود که فارغ از درد و رنج مردم باشد و نتواند وظیفه وکالت را بهخوبی انجام دهد. امید است مسئولان در ردههای مختلف از پدیدههای شگفت آفرینش درس بگیرند و دیوار انحصار را فرو ریزند و با نمایش غیرت ملی و دینی مظهر دفاع از شرافت و کیان خانواده بزرگ باشند و باور کنند که تقدیر در انتظار تغییر است؛ «ان ا... لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.»