آرمان ملی- امیدکاجیان: هرچند همیشه برای رسانهها و عرصههای فرهنگی در همه این سالها، موضوع خط قرمزها امری ثابت بوده و درمورد برخی بخشها و افراد نمیتوان اظهارنظرکرد یا در کنار این به برخی مقولهها و مباحث نیز نباید وارد شد یا همگان میدانند در عرصههای مختلف فرهنگی یکسری محدودیتهای ثابت و غیرقابل تغییر وجود دارد و از این نظر تغییر دولتها نقشی در تغییر وضعیت درفضای رسانهها و فرهنگی دراین بخشها ندارد، اما با تمامی این احوال، مروری بر دولتهای گوناگون نشان میدهد که شدت و حدت مرزهای محدودیت کمابیش دستخوش تغییراتی هم میشود. گاه دامنه خط قرمزها بیشتر از قبل شده و گاه فضا کمی بازتر. امروز خیلیها درباره این فضا در آیندهای نهچندان دور سخن میگویند؛ از مشی رسانهای و فرهنگی که جامعه به سمت و سوی آن خواهد رفت و البته تغییر مسیرهای احتمالی و بعضا ناملموسی که بهزودی شاهد آن هستیم. چرخش رفتاریای که در برخی چهرهها بعضا با گرایشهای چپ میبینیم هشداری برای یادآوری همین تغییر فضاست. اما یک زنگ خطر جدی برای عموم مردم هم هست و آن اینکه فضای رسانهای و فرهنگی چه خوشمان بیاید چه نه، دستخوش تغییراتی در آینده
خواهد شد.
مسئولان و فعالان فرهنگی آینده؟
دراین میان خیلی از مسئولان و فعالان فرهنگی هم بیش از هرچیزی نگران این هستند که در دولت در حوزه مدیریت فرهنگی چه اتفاقاتی میافتد و کدامین چهرهها صاحب جایگاه و منصب شده و فضا تا چه میزان تغییر خواهد کرد؟ یا مثلا چه کسی عرصه مدیریت ارتباطات و اینترنت را برعهده میگیرد. وزیر ارتباطات آینده تا چه اندازه همراه با برخی خواستههای خاص است و این مسائل، دنیای روابط میان مردم در آینده را تا چه میزان تحتالشعاع قرار خواهد داد؟ به هر حال رویکرد جریان راست در قبال فضای مجازی همیشه نگرانکننده بوده و این روزها نگرانکنندهتر هم شده است. اینکه اساسا دنیای مجازی در دولت محافظهکاران آن هم بنابر سیاستهای احتمالی برنامهریزی شده در سطح کلان، چه سرنوشتی را برای مردم رقم میزند نیز جای سوال دارد.
تندی فرهنگی؟
در چنین شرایطی اما اکنون شنیدن برخی اخبار در حوزه فعالیتهای فرهنگی کاندیداهای ریاستجمهوری، هر چه بیشتر براین نگرانیها میافزاید؛ نگرانیهایی که شاید به معنای این باشد که باید منتظر خیلی چیزها بود. از همین الان حضور و نزدیکی با کاندیداهای فعلی ریاستجمهوری، بیانگر همین آینده عجیب فرهنگی است. آیا باید منتظر تغییر رویهای تند در این عرصه باشیم؟ شاید بعضی رسانههای به اصطلاح اصلاحطلب نیز با علم به همین موضوع موقعیت و عافیت خود را در همراه شدنشان با جریان در حال شکلگیری اصولگرایان و تبلیغ کردن آنها دیدهاند؟.
تهیهکننده گاندو در ستاد انتخاباتی
شرایط تغییر جو فرهنگی را میتوان درخبری درباره ریاست بخش فرهنگی ستاد کاندیدای اصولگرایان حس کرد. خبر این است که مجتبی امینی، از عوامل حمله به سفارت بریتانیا و تهیهکننده سریال گاندو، رئیس بخش فرهنگی ستاد انتخاباتی مذکور شده است. امروز با این اتفاق بیشتر از هر زمان دیگری مشخص میشود که تا چه میزان ساخت سریال گاندو براساس گرایشها و اهداف سیاسی بوده تا واقعیات. از سویی حضور امینی دراین ستاد، میتواند خیلیها را درباره آینده فعالیتهای فرهنگی و البته دیپلماسی به تاما وا دارد.
رائفیپور و قاضیزادههاشمی
در سویی دیگر اما نامزدهایی که به عنوان یار کمکی کاندیدای اصلی اصولگرایان از آنها یاد میشود نیز با تحرکات و مواضعشان در مباحث فرهنگی، باعث شگفتی شدهاند و این ذهنیت را ایجاد میکنند که مسیر حرکت به سمت فضای بسته فرهنگی با سرعت به پیش است. دیدار امیرحسین قاضیزادههاشمی با چهرهای مثل علیاکبر رائفیپور یکی از این دلایل است. شخصیتی که بعضا برخی اظهاراتش به دلیل تندی یا غیرمستند بودن به سوژههای طنز تبدیل میشود. حال آنکه قاضیزادههاشمی از دیدار اخیرش با او با افتخار یاد میکند و توئیت میزند که «نشستی صمیمی با آقای رائفیپور در موسسه مصاف داشتم. ماحصل اقدامات ارزشمند این مجموعه میتواند برای اداره کشور مفید و موثر باشد. از اینکه جوانان میتوانند کارهای بزرگی را بدون دریافت بودجه از بیتالمال انجام دهند، امیدبخش است.» گفتنی است که ظاهرا مصاف مخفف «مبارزه با صهیونیسم، اومانیسم و فراماسونری» است. رائفیپور همانی است که شلوار «جین» را برآمده از مفهوم جن و کفش پاشنهبلند را نماد سُم جن دانسته است. رائفیپور، نوشتههای روی برخی تیشرتها را «شعارها و وردهای شیطانپرستی» خوانده بود، از جمله نظریههای او
این است که هدف ساخت کارتونهای تام و جری و میکیماوس محبوب کردن یهودیها بوده است. از جمله دیگر سخنرانیهای بحثبرانگیز او حملهاش به اهمیتی است که مردم برای جشن نوروز قائل هستند. رائفیپور معتقد است عید نوروز یک تشریفات بیفایده است که به مناسبت اتفاقی بیمعنی یعنی آمدن بهار شکل میگیرد. درهمین رابطه رائفیپور بود که گفت: «زمستون میره بهار میاد خب حالا بیایــد به درک!» او هـمـانــی است که بعـد از دیـــــدار امیــر تتــلو و رئــیـسی در نامــهای خــطاب به تتلــو نوشت که «ســلام امیرحسیـن عــزیـز بـه خاطر ایــن روزهــا بـه حالت غبطه میخورم... بیشتر بــرای ایــنکه معیــار تشخیــص حــق از باطل گشتهای ...»حال آنکه او در جریان اصولگرا و ایام انتخابات به عنوان یکی از چهرههای فرهنگی از سوی دولت احتمالی اصولگرا تقدیر میشود و بیم آن میرود که به تدریج بخشیهایی از مدیریت فرهنگی کشور را از آن خود کند .
یامینپور هم هست
از دیگر چهرههای مرتبط با مسائل فرهنگی که درباره او گمانهزنیهایی میشود کسی نیست جز وحید یامین پور که به خاطر برنامههای تلویزیونی و ادبیات خاصش علیه جریانات اصلاح طلب و دولت و... معروف است. دراین میان محمدباقر قالیباف یارکمکی رئیسی در سال 96 که به نفع او کنار رفته بود و امسال هم ظاهرا حضورش برای نامنویسی در انتخابات 1400 را منوط به شرکت نکردن رئیسی کرده بود هم نگاه بسیار نزدیکی به وحید یامینپور دارد. وحید یامینپور ضمن اینکه به عنوان چهره هنر انقلابی سال ۱۳۹۹ معرفی و تقدیر شد طی حکمی از رئیس مجلس به عنوان مشاور رئیس مجلس و دبیر کارگروه تحول فرهنگی منصوب شد. با این اوصاف بعید نیست او هم یکی از گزینههای فرهنگی دولت بعدی اصولگرا باشد و در آینده در بدنه مدیریت فرهنگی دولت اصولگرا ازاین چهره بیشتر بشنویم. یامینپور نیز با برخی گروهها قرابت دارد. هرچند در این بین اسامیای مانند حسن کردمیهن از اعضای هیأتهای بسیجی و مدیر چند مجموعه فرهنگی اصولگرا نیز ممکن است مطرح باشد. کسی که به عنوان بانیان حمله به سفارت عربستان نام گرفته و در سال 96 جهانگیری ادعا کرده که در ستاد قالیباف بروبیایی دارد. با نگاه و
مروری به این چهرهها و اینکه شاید مدیریت فرهنگی کشور لااقل در بخشهایی از آن برعهده چنین افرادی باشد بهخوبی میتوان فضای آینده دراین حوزه را متصور بود. عرصــه جـولان برای گــروهی بـسیــار و از سویــی بــرای گروهی محـدود میشود و شــاید هم همین است که بعضــی از جریــانات نیز به تغییر موضــع ترغیب شدهاند.