بستن
کد خبر: ۱۰۱۵۲۰۷

وعده دادن سبب خوش نامی نمی‌شود

وعده دادن سبب  
خوش نامی نمی‌شود

آرمان ملی- محمد رحمانی‌: تاریخ پر از حوادث تکراری است، که نو به نو در جوامع مختلف بارها و بارها رقم می‌خورد و نه برای فعالان عرصه سیاست و نه برای مردم تبدیل به درس نمی‌شود؛ به ویژه برای جامعه ما که از حافظه تاریخی ضعیفی بهره می‌برد، اساسا بیشتر وعده‌های انتخاباتی نه‌تنها تحقق نمی‌یابند؛ بلکه بیشتر عاملی برای کسب رای کاندیدا‌ها هستند و پس از رسیدن به این مهم به دست فراموشی سپرده می‌شوند. از همین رو است که بسیاری بر این باورند که نباید به وعده‌های کاندیداها در جریان رقابت‌های انتخاباتی چندان چشم امیدی دوخت؛ چرا‌که آنها به واسطه شرایط موجود و برای به سلامت گذشتن از این آوردگاه و پیروزی احتمالی این شعار‌ها را می‌دهند، در حالی که در حالت عادی و با در نظر گرفتن واقعیت‌های موجود در کشور بسیاری از این وعده‌ها جنبه محال و نشدنی دارند و صرفا در بیان و سخن مطرح می‌شوند. البته تعجبی ندارد در شرایطی که مساله اول کشور و ملت، اقتصاد و معیشت است کاندیداهای انتخابات نیز برای کسب اقبال عمومی بیشتر به‌جای طرح واقعیات، وعده‌های دل‌خوش کن و مردم‌پسند بدهند تا شاید رای بیشتری به سبد آرای خود بیفزایند. در این راستا برای بررسی وعده‌های کاندیداهای انتخابات، شرایط حاکم بر انتخابات و مشارکت مردم «‌آرمان ملی» با سید‌محمد غرضی، وزیر دولت‌های دفاع‌مقدس و سازندگی و نامزد انتخابات پیشین ریاست‌جمهوری به گفت‌و‌گو پرداخته است که می‌خوانید.
فکر می‌کنید کدام کاندیدا‌ تا پایان رقابت باقی می‌مانند؟
اینکه می‌بینید عده‌ای آمده‌اند و مسئولیت این کار را به عهده گرفته‌اند از استعداد اجتماعی جامعه سیاسی ماست. تعداد 7 نفر در نهایت به تایید شورای نگهبان رسیده‌اند که برایشان از خدا طلب توفیق در خدمت به ملت ایران را دارم. به عقیده من 5 نفر از این افراد می‌مانند که دو نفر از آنها یا به نفع شخص دیگری کنار می‌کشند یا خود احساس می‌کنند موفق نخواهند شد و انصراف می‌دهند، البته من به این دلیل که حقی از مخاطب به گردن من می‌افتد که به لحاظ شرعی و اجتماعی صحیح نیست، برای همین نامی از این افراد نمی‌برم.
اساسا با چه استدلالی می‌توان رد‌صلاحیت افرادی مثل آقایان لاریجانی و جهانگیری را توجیه کرد؟
تا آنجایی که می‌دانم و بر اساس آنچه در رسانه‌ها مفصل به آن اشاره شده است، این افراد مسئول بر‌خی از دلایل وضعیت موجود و مسائلی که از مقطع زمانی سال 84 تا امروز سبب شده مملکت دچار مشکلات غیر‌قابل حلی شود، بوده‌اند و همین بار مسئولیتی که بر گردن آنها بوده است ابزاری شده در دست شورای نگهبان تا رد‌صلاحیت شوند.
برخی معتقدند با روی کار آمدن یک دولت همسو با سایــر ارکـان نظام مشکلات کشور در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و ... به سهولت حل خواهد شد و دیگر شاهد برخی کارشکنی‌هایی که در دولت آقای روحانی بوده‌ایم نخواهیم بود. چه میزان با این سخن موافقید؟
امیدوارم چنین پیش‌بینی‌ای درست از آب درآید و تحصیلکردگان بیکار، فقرا و سایر قشر‌های آسیب‌پذیر جامعه آب سرد گوارایی به گلوی‌شان ریخته شود. آنچه من شنیده‌ام این است که ممکن است دولت بعد مبالغ هنگفتی دلار و ارز در جامعه تزریق کند. من تنها به عنوان کسی که از دهه 30 به بعد مستقیما شاهد چنین اتفاقاتی بوده‌ام بیشتر دیده‌ام که با اینگونه کارها تورم را گسترش داده‌اند. مثل زمان دولت زاهدی که وقتی آمد دلار 20 ریالی را 35 ریال کرد، یا دولت آقای منصور که دلار 35 ریالی را 67 ریال کرد. پس از آن در دهه‌های 40 و 50 دولت‌هایی که می‌آمدند درآمدهای ارزی بسیار خوبی داشتند ولی بیشتر وقت‌ها این درآمد‌ها را به جامعه تزریق می‌کردند که در دهه 50 آن دولت‌ها مخصوصا حزب ایران نوین و حزب مردم کل تاج و تخت را از دست دادند. در دهه 60 که من وزیر نفت بودم پیش‌بینی این بود که سالیانه 18 تا 20 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته باشیم؛ ولی به‌خواست خدا ظرف آن 4 سال نزدیک 100 میلیارد دلار درآمد نفتی برای کشور کسب کردیم ولی باز به همان روال گذشته شاهد تزریق مستقیم آن به جامعه بودیم که به تبع آن به یک‌باره دلار 30 تومانی به قیمت 70 تومان رسید. در دوره بعدی هم که من دیگر وزیر نبودم، 20 میلیارد دلار از محل نفت برای دولت درآمد حاصل شد که دولت وقت مجبور شد برای جبران کسری از ریال استفاده کند و دلار 70 تومانی به 150 تومان رسید و این روند در دوره‌های بعدی بسیار شدید‌تر از آنچه گفتم شد‌. فقط به کاندیداهایی که فکر می‌کنند با تزریق ریال و دلار به جامعه می‌توانند رضایت فقرا، بیکاران و متخصصان را به دست بیاوند توصیه می‌کنم که حاصل آن چیزی جز تورم نخواهد بود.
کاندیداها در جــریـان مـناظرات بهتر است به چه چیزهایی اشاره کنند؟
باید به حقوق عامه اشاره کنند و در مقابل حقوق خاصه که بیشترین ثروت را در دولت و مجلس و جامعه برای خود کسب کرده، بایستند. امیدوارم چنین اتفاقی بیفتد اما بر اساس اطلاعات و اخباری که به من می‌رسد بیشتر سخن کاندیداها این شده است که ما پول را به جامعه بی‌پول می‌دهیم. مثلا افزایش یارانه‌های نقدی را در نظر دارند تا تورم را کنترل کنند، که همانطور که گفتم در اینکه چنین کارهایی موثر باشد، شک دارم.
هــمه کـــاندیداها وعده‌های محال اقتصادی می‌دهند. با توجه به سابقه وعده‌های انتخاباتی پیش از این توسط روسای‌جمهور‌، چقدر این وعده‌ها بر مبنای واقعیت و در راستای ظرفیت‌های کشور است؟
تعداد زیادی نخست‌وزیر پیش از انقلاب و این همه رئیس‌جمهور پس از انقلاب هیچ‌یک با وعده‌هایی که داده‌اند موفق به رسیدن به خوشنامی نشده‌اند و دولت‌هایشان گرفتار این مسائل شده‌اند. اگر دولت‌های بعدی هم از همین روش‌ها استفاده کنند بدون‌شک گرفتار می‌شوند. مثلا آن کاندیدایی که وعده یارانه 450 هزار تومانی به مردم می‌دهد‌، تصورش به اثر‌گذاری آن در رفع مشکلات مادی جامعه است ولی همانطور که گفتم بی‌اثر است و در صورت تحقق نیز تنها منجر به تورم بیشتر می‌شود. در صورتی که ممکن است دولت بعدی بتواند‌، آزادی اقتصاد در بخش خصوصی را جایگزین رانت‌خواری کند، اگر به نزدیکان خود برسند و به یکی دلار با نرخ دولتی بدهند و به دیگری تخفیف بدهند و اگر به مدعیانی که امروز در ستاد‌ها دورشان جمع می‌شوند امتیاز‌های ویژه بدهند نتیجه عکس خواهد داد و تورم تک‌رقمی که امروز به عنوان وعده‌های انتخاباتی از زبان‌شان خارج می‌شود به یک رویا تبدیل می‌شود. اگر کاندیداهای محترم حقوق عامه را بر حقوق خاصه ترجیح دهند‌، مردم به حضور در انتخابات تشویق می‌شوند. تاکید می‌کنم که رسانه‌ها از صدا‌و‌سیما‌، روزنامه‌ها، رسانه‌های مکتوب و شنیداری‌، چه داخلی و چه خارجی از زندگی مردم فاصله گرفته‌اند لذا هرکس به این اخبار توجه می‌کند به شکل حمله به حقوق عامه تلقی می‌شود. صدا‌و‌سیما که خیلی وقت است از زندگی مردم فاصله گرفته است. برای همین مردم وعده‌های انتخاباتی را گوش می‌کنند ولی حواس‌شان جمع روزمرگی‌های خود و مشکلات معیشت‌شان است. این موارد همه ابزار تبلیغاتی هستند که بیشتر مردم از حدود دهه 70 به بعد تجربه دارند و توجه چندانی به آن نمی‌کنند.
با توجه به احتمال مشارکت پایین در انتخابات و منتخب بعدی با چه چالش‌هایی رو به‌رو خواهد بود؟
امیدوارم کاندیداها در مناظرات بتوانند حقوق عامه را بر حقوق خاصه ترجیح دهند تا جمعیت کثیری را پای صندوق‌ها بیاورند. اگر چنین چیزی نباشد و مشارکت در سطح پایین رخ دهد رانت‌خوارها دور رئیس‌جمهور بعدی را می‌گیرند‌، مدعی وی می‌شوند و مثل دولت‌های دو دوره گذشته‌، افرادی که امروز در ستادهای تبلیغاتی حضور دارند با مطالبه‌گری خود از رئیس‌جمهور بعدی مسائل غیر‌قابل‌حلی را برای وی پیش می‌آورند زیرا یک‌طرف مردم قرار می‌گیرند و طرف دیگر رانت‌خوارها .
تحلیل شما از شرایط جامعه پس از رد‌صلاحیت‌ها چیست؟
مردم عکس‌العمل خاصی نشان نخواهند داد. همانطور که در مورد مجلس هم به همین ترتیب عمل کرده و تعداد کمی در انتخابات شرکت کردند. متاسفانه مردم گرفتار مسائل معیشتی و روزمره خود هستند و رسانه ها فکر می‌کنند عامه مردم به مسائل طرح شده از سوی آنان مثلا در همین حوزه رد‌صلاحیت‌ها توجه ویژه نشان می‌دهند و دائما در حال دنبال کردن آن هستند‌، در صورتی که این‌گونه نیست. باید بگویم حقیقت جامعه این است که بخش عظیمی از مردم نان را با پول یارانه می‌خرند و تازه عده‌ای هم به نانوا بدهکار می‌شوند، بنابراین از این مردمی که گرفتار مسائل روزمره هستند توقع نمی‌رود پیگیر مسائلی همچون رد‌صلاحیت‌ها باشند‌. مردم بیشتر با مشکلات خود درگیرند؛ پس در این وضع نه‌ پیگیر انتخابات می‌شوند نه حضور حداکثری برایشان معنا پیدا می‌کند.
با توجه به شرایط فعلی اقتصادی و تاثیر تحریم‌ها، رئیس‌جمهور بعدی فارغ از اینکه چه شخصیتی باشد؛ با چه مشکلاتی رو‌به‌رو خواهد بود؟
در دهه‌های 60 و 70 یعنی تا سال 76 متوسط درآمد دولت سالیانه 10 میلیارد دلار بوده است. همین درآمد بین سال‌های 76 تا 84 حدود 20 میلیارد دلار شد و از سال 84 تا امروز رقمی نزدیک به 75 میلیارد دلار بوده است. این در حالی است که خرج کشور حدود 30 یا 40 میلیارد دلار بیشتر نیست؛ پس برای تثبیت قیمت‌های اقلام روزمره و ضروری مردم دولت‌ها درآمد کافی دارند که متاسفانه همه آن به صورت رانت‌خواری از بین می‌رود. من به شما می‌گویم که کشورداری در ایران با این ثروت عظیم خیلی مشکل نیست و به مسائل متعدد داخلی و خارجی و اینگونه موارد بستگی ندارد و خود استعداد کشور هزینه‌هایش را تامین می‌کند. اگر خدای نکرده دولت بعدی هم حقوق خاصه را بر حقوق عامه ترجیح دهد و دست رانت‌خواران را باز بگذارد، دچار گرفتاری‌هایی مشابه دولت‌های قبلی خود می‌شود. امیدوارم رئیس‌جمهور بعدی توانایی این را داشته باشد که به قاعده و کف جامعه نگاه کند.
کشور مـــا همواره به مشارکت حداکثری مردم در صحنه‌های گوناگون افتخار کرده و در سطوح بین‌المللی از آن به عنوان یک امتیاز یاد کرده است؛ اما در انتخابات پیش‌رو برخی از چهره‌های سیاسی و کارشناسان از مشارکت پایین مردم استقبال کرده‌اند چنین رویکردی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
زمانی که در سال 57 امام (ره) به وطن بازگشت حدود 6 میلیون نفر به استقبال ایشان رفتند که آن زمان کشور 36 میلیون جمعیت داشت که می‌شود یک‌ششم کل جمعیت کشور. در سال 68 که امام(ره) ملکوتی شدند 9 میلیون نفر ایشان را مشایعت کردند. در آن زمان جمعیت کشور چیزی نزدیک به 45 میلیون نفر بود که می‌شود یک‌پنجم جمعیت کل کشور. سال گذشته که حاج قاسم سلیمانی به درجه شهادت نائل شدند 25 میلیون نفر برای تشییع جنازه ایشان آمدند. کشور 80 میلیون جمعیت داشت که می‌شود یک‌سوم کل جمعیت ایران؛ یعنی مردم از انقلاب و اهداف کشور حسابی حمایت کرده‌اند ولی اکنون گروه‌های چپ و راست و مستقل و... برای جمع کردن 25 میلیون رای دچار مشکل هستند. نتیجه اینکه جامعه به انقلاب و اهداف آن پایبند است ولی به گروه‌های چپ و راست و ... پشت کرده‌اند.
نقش مردم چقدر در مسیر انتخابات اهمیت دارد؟
من نیز از زبان برخی گروه‌ها و شخصیت ها شنیده‌ام که عدم حضور مردم در صحنه‌هایی مانند انتخابات خیلی هم اهمیتی ندارد؛ بلکه ممکن است به نفع آنها هم باشد. به عقیده من این نظر آن دسته از گروه‌ها‌، دسته‌ها و شخصیت‌هایی از جامعه سیاسی کشور است که با انقلاب فاصله دارند.
شورای نگهبان بر اساس مصوبه‌ای که داشتند خیلی از افراد همچون شما از انتخابات کنارگیری کرده‌اید. این رویکرد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
من از سال 58 به بعد با اعضای شورای نگهبان همواره در تماس بوده‌ام و از همه فقها و حقوقدان‌ها شناخت دارم، اما در دهه اخیر این بحث که معیارهای شورای نگهبان تطبیقی با اهداف شورای نگهبان ندارد، مطرح است که من به شخصه برایشان این مطلب را توضیح و شرح داده‌ام. به خاطر می‌آورم وقتی موضوع رجل سیاسی در خبرگان مطرح می‌شد من خدمت مرحوم شهید بهشتی توضیح دادم که رجل سیاسی یعنی کسی که خودش دارای عقبه سیاسی- اجتماعی باشد و کسانی که در پی خرید این عقبه سیاسی- اجتماعی باشند نمی‌توانند به رجل سیاسی تبدیل شودند یا به قول سعدی که می‌گوید؛ کس نتواند گرفت دامن دولت به زور/ کوشش بیفایده است وسمه بر ابروی کور.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی