روز گذشته شاهد آن بودیم که یکی از چهرههای موسوم به جناح راست در صفحه توئیتری خود یکی از اعضای سابق دولت را تهدید و از سوی دیگر هم یکی از سرداران سابق معترضان را تهدید کرد. باورم این است که اصولگرایان نسبت به پیروزی خود در انتخابات ذوقزده شدهاند و باتوجه به اینکه آقای رئیسی رقیب جدی جز آقای رضایی در صحنه انتخابات ندارد، نتیجه تا حدی قابل پیشبینی است. بهنوعی بعد از انتخابات سال 76 که آقای خاتمی منتخب مردم شدند و به این علت که کاندیداهای انتخاب شده از جناح راست نبودند، تصورشان این است که باید تلافی این چند دوره را بر سر کسانی که باعث شدند آنان از پاستور جا بمانند، در بیاورند. درصورتی که باید اینگونه اندیشه شود که این انتخابات هم مانند تمام انتخاباتی است که در این 40 ساله برگزار شده و یک سر آن برد و سر دیگر آن باخت است. با این تفاسیر اگر هم آقای رئیسی به پاستور برود، ذوقزدگی ندارد. مساله دیگر بحث تهدید کردن مردم است که اساسا امر شایستهای نیست و باید هشدارها و عتابهای جدی از سوی حاکمیت به این افراد که ناقض حق مردم میشوند، داده شود چرا که اگر فضا به سمت رادیکال شدن پیش برود، به ضرر انتخابات است، آن هم حال که در مقدمه انتخابات قرار داریم. به بیانی دیگر تهدید و ترساندن، نتیجه عکس میدهد. همچنین ایجاد جو رادیکالی، نشان از ناپختگی و خامی است. با این تفاسیر اینگونه سخن گفتن چند اشتباه دارد؛ یک آنکه فضای کشور و جامعه را رادیکالی میکنند، دوم تهدید در اکثر موارد همیشه نتیجه عکس میدهد و سوم این نوع نگاه که بودن کشور را مشروط به نبودن منتقدان میدانند، وضع را به بیراهه میکشاند. اشتباه دیگری که در این افراد میبینم این است که متاسفانه سعی دارند کل جامعه را پای محفلها و تریبونهای انتخاباتی بکشانند که حتی اگر از این عمل هم نتیجه بگیرند، به صلاح نیست. تاکید و توصیه میکنم که دستگاه مداحی کشور از ورود به انتخابات چه له و چه علیه هر نامزدی خودداری کنند و بگذارند این دستگاه مقدس باقی بماند و کسانی که تریبونهای عمومی در اختیارشان است اشتباه دورههای قبل را که با نوعی سرافکندگی مواجه شدند را نکنند.