بستن
کد خبر: ۱۰۱۵۱۲۶

بسترهای آموزش مجازی و تهدید زبان ملی

بسترهای آموزش مجازی و تهدید زبان ملی
نوید مجیدی معلم و کارشناس آموزشی

ایران در آستانه‌ پایان دومین سال برگزاری کلاس‌های مجازی قرار دارد و پرداختن به پیامدهای منفی یا مثبت چنین کلاس‌هایی، موضوع این نوشتار نیست، بلکه هدف، پرداختن به چند مورد از آسیب‌های کلان کلاس‌های مجازی‌ست که متاسفانه در برهه‌ فراگیری کووید- ۱۹ فراموش شده است. با پیدایش کرونا، برخی بسترهای آموزشی در نظام آموزشی ایران طراحی و اجرا شدند که از همان آغاز با کاستی‌هایی روبه‌رو بودند و اگرچه ایرادهای‌شان در گذر زمان کم شد، اما هنوز هم قابلیت بالایی برای برگزاری کلاس ندارند. از این‌رو مدرسه‌ها و گاه دانشگاه‌ها، وادار شدند تا سراغ بسترهایی چون آدوب کانکت، اسکای روم، اسکایپ، گوگل میت و ... بروند که هر کدام ویژگی‌های مثبت و منفی خود را داشتند. بزرگ‌ترین آفت برگزاری کلاس در بستر مجازی، یا نبودِ امکان بهره‌گیریِ کاربرانِ یک بستر از امکانات آن، به‌زبان فارسی است. نبود کنترل بر شیوه‌ املای فراگیرندگان توسط معلم (البته معلم به‌تنهایی توانایی یا صلاحیت نظارت بر همه‌ چالش‌های آموزش مجازی را ندارد و نهادهای مسئول هم باید وظیفه‌ خود را انجام دهند) که یک آفت زبانی-ادراکی است. برخی از این برنامه‌ها یا قابلیت فارسی‌نویسی توسط کاربر را ندارند و یا نوشتن به‌فارسی در آنها کمی سخت است. برای نمونه، نگارش حرف «ی» در بستر «آدوب کانکت» باعث به‌هم ریختگی واژگان و جمله‌های فارسی و درنتیجه ناخوانایی آنها می‌شود و به‌همین خاطر معلمان و دانش‌آموزان، یا بنابر جریان روانی «گرایش به ساده‌ترین راهکار»! یا به‌دلیل نبود امکان تایپ و پیچیدگی دستور تایپ توسط لپ‌تاپ یا گوشی، متاسفانه جمله‌های خود را به‌صورت «فینگلیش» می‌نویسند! که در کنار عادت به عامیانه‌نویسی خطری بزرگ برای درک دیداری- معنایی واژگان فارسی‌ یا تغییر خط است. نگارنده خود به‌عنوان دبیر ریاضیات، از آغاز کلاس‌های مجازی با معضل نگارش واژگان و جمله‌ها به «‌زبان گفتاری» یا «فینگلیش»! از سوی دانش‌آموزان - و حتی همکاران- روبه‌رو شده است. البته این معضل تنها محدود به‌ زمان کرونا نیست و در یکی-دو دهه‌ گذشته و در نوشتن پیامک‌، چت کردن‌، گذاشتن پیغام و‌... در میان عموم کاربران گوشی یا کامپیوتر، بسیار به‌چشم خورده است. کارشناسان کشور تاکنون بارها در این‌باره‌ هشدار داده‌اند؛ اما رواج این پدیده‌ی شوم، آن‌هم در میان معلمان و دانش‌آموزان و ورود آن‌ به نظام آموزش رسمی مساله‌ای نیست که بتوانیم به‌سادگی از کنار آن بگذریم. رواج و گسترش کاربرد اصطلاحات یا واژگان گفتاری (شکسته) و اصطلاحات کوتاه‌شده‌ برآمده از فضای مجازی‌، باعث می‌شود که در طولانی‌مدت ذهن کسانی که با این واژگان سروکار دارند، به‌شیوه‌‌ای «پاولوف» و در مواجهه با «محرک شرطی‌»‌ای به‌نام واژگان گفتاری یا کوتاه‌شده‌ی مجازی، شرطی ‌شود و آنان در برخورد با واژه‌های زبان رسمی (معیار) و دریافت معنای جمله‌ها، دچار دوگانگی یا بیگانگی معنایی می‌شوند؛ چراکه چشم‌شان کمتر با املای رسمی واژگان برخورد کرده است. علی شاپوران، پژوهشگر ادبی، می‌نویسد: «نوشتن به‌زبان گفتار( یا نگارش فینگلیش)، با اندیشیدن بدان زبان همراه است و این خود ناتوانی در اندیشیدن به‌فارسی نوشتاری را به‌دنبال دارد. زبان گفتار (یا فینگلیش‌نویسی) از نظر پیشینه، توانایی و نحو و افعال و... در قیاس با زبان نوشتار فقیر است و این فقر، باعث فقر بیش‌تر در اندیشه ایرانیان خواهد شد». باید توجه داشت که روند این ناتوانی و بیگانگی، تدریجی است و شاید در نگاه نخست، محسوس نباشد اما گفتاری‌نویسی و فینگلیش‌نویسی قطعا در درازمدت پیامدهای بدی خواهد داشت که از آن جمله‌، ظهور املای نادرست است. امروزه در متن‌های بسیاری، حرف «را» را به‌فرم گفتاری «رو» می‌نویسند! که گاه در متن خبرهای رسمی شبکه‌های تلویزیونی هم به‌چشم می‌خورد! دلیلش هم بیگانگی دیداری-ادراکی نسل جدید گروه ویراستاری خبر، با املای درست واژگان است. به‌دلیل گسترش فاجعه‌بار عامیانه‌نویسی در میان اهالی مدرسه، دانشگاه و حتی رسانه‌های جمعی، ممکن است خواننده‌ای «رو» را صورت عامیانه‌ی حرف «را» بداند! برخلاف زبان رسمی، برای نگارش به‌فرم گفتاری، دستور املایی یکسانی وجود ندارد و همین سبب می‌شود تا اثر آن بیگانگی‌ای که اشاره کردیم بیشتر شود. به‌باور نگارنده چاره این نیست که دنبال گردآوری دستورالعمل برای نوشتار محاوره‌ای باشیم و گفتاری نوشتن را نشانه‌ای از دگرگونی زبان یا یک ضرورت بدانیم!. متاسفانه برخی، تلاش در تغییر شیوه‌ املا دارند و چنان‌که گفتیم باعث گسترش این بدعت بدفرجام در میان بخشی از جامعه شده‌اند. بی‌شک بی‌توجهی به روند زبان در هزاره‌های گذشته، جامعه را دچار سقوط زبانی-درکی و فرهنگی خواهد کرد و آیندگان، دیگر نخواهند توانست آثار گرانمایه‌ ادبیات کهن فارسی را به‌سادگی بخوانند و درک کنند، در صورتی که امروز و پس از حدود هزار سال همه‌ ایرانیان می‌توانند گلستان سعدی یا شاهنامه‌ فردوسی را بخوانند و بفهمند و این از نیرومندی زبان فارسی ‌است. پس به‌ویژه در حوزه‌ آموزش و پرورش، که نخستین رکن آموزش جامعه‌ ا‌ست، باید بر لزوم نوشتار به‌زبان رسمی تکیه کنیم. متاسفانه در دو دهه‌ اخیر، هم به‌خاطر دیدگاه‌های مسئولان و هم به‌خاطر تحولات جهانی و نیز برآمدن رسانه‌های الکترونیک، در آموزش زبان فارسی و پاسداری از آن، کوتاهی شده است که تاکنون هم ادامه دارد. امروز که زبان فارسی متولی ندارد! و چون طفلی یتیم به‌حال خویش رها شده! و تقریبا هر کوششی هم که در پاسداری و گسترش زبان ملی وجود دارد، از همت دلسوزان و بنگاه‌های فرهنگی اندکی است که در این زمینه فعال‌اند، لزوم چاره‌اندیشی برای حل مساله نوشتار در آموزش مجازی (و حضوری) بسیار حس می‌شود. لازم می‌دانم که هم نهادهای مسئول مانند وزارت آموزش و پرورش، فرهنگستان زبان و ادب پارسی و دانشگاه‌ها برای حل چنین مساله بااهمیتی گام‌های اساسی بردارند و هم همکاران ارجمندم در سراسر ایران، به‌رسم وجدان و احساس مسئولیت، به وظیفه‌ معلمی خود عمل نمایند و در راه حفظ ارجمندی و کارایی زبان فارسی، که مایه‌ همبستگی و غرور ملت ایران و پل ارتباطی آنان با نیاکان است، بکوشند و از هرگونه تلاش برای تضعیف آن جلوگیری کنند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی