آرمان ملی- امید کاجیان: این یک اتفاق بیسابقه است؛ اظهاراتی از سوی مقامات و چهرههایی که در لفافه میگویند، میزان رای برایمان مهم نیست و ما کار خودمان را میکنیم. دلسوزان کشور همواره تلاش داشتهاند به اشکال مختلف در انتخابات، با شور انتخاباتی هم که شده مردم را به وجد آورد و پای صندوقهای رای بکشاند. در تمام این سالها نیز بخش قابلتوجهی از مردم با هراس از نامزدهای اصطلاحا تندرو و رئیسجمهور شدن آنها به کاندیدای اصلاحطلب رای میدادند و همین موضوع همواره باعث میشد در نهایت مساله مشارکت مطلوب مردم در انتخابات، حل شود؛ چه نامزد اصلاحطلب ببرد، چه در نهایت نامزد اصولگرا. جبهه اصلاحات ایران در بیانیهای اعلام کرده که برای این انتخابات کاندیدایی ندارد. این جبهه خاطر نشان کرده از میان نامزدهای معرفیشده توسط اعضای مجمع عمومی جبهه اصلاحات ایران، ۹ نفر ثبتنام کرده بودند و جبهه میخواست از میان آنها نامزد نهاییاش را انتخاب کند. اما با ردصلاحیت همه آنها، اینک جبهه، نامزدی برای معرفی به مردم در انتخابات ۱۴۰۰ ندارد. حتی اگر فرض را براین بگذاریم که امسال بخش از مردمی که معمولا به جریان اصلاحطلب رای میدادند، در
این انتخابات مشارکت مطلوبی داشته باشند، باز هم گروههایی بودند که هنوز اصلاحطلبان را بهتر از هیچ میدانستند و به کاندیدای آنها رای میدادند و خود این موضوع، میزان مشارکت را بالا میبرد.
اهمیت رای
در چنین شرایطــی ظاهرا بخشی از همان گروههایی که با استناد به تشکیل صفهای انتخاباتی از مشروعیت سخن میگفتند این بار اهمیت مساله مشارکت را نسبت به کسی که باید انتخاب شود یا جوی که باید در انتخابات داشته باشیم در رده پایینتری میدانند، ابتدا گفته شده که کاهش مشارکت در پای صندوقهای رای لطمهای به مشروعیت انتخابات نمیزند؛ اظهارنظری که بیشتر گویای آگاهی مقامات و مسئولان در قدرت، از انتخابات است، اما ظاهرا دراین انتخابات موارد دیگری جز مشارکت، برای این گروه مهمتر است. حتی بعضی چهرهها با صراحت گفتهاند که عدمرقابت و پیروزی افرادی که مورد نظر است به جوها و شورهای انتخاباتی ترجیح داده میشود. ظاهرا برخی در طول این سالها به این نتیجه رسیدهاند که معمولا به دلیل جو شدید بگومگوهای رقبا و برخی افشاگریهای پرهزینه صورت نگیرد و در فضایی آرام رئیسجمهور آینده انتخاب شود. به ویژه اینکه در ایام کرونا میتوان دلیل این سردی را به ویروس مذکور نسبت داد.
خروس جنگی نداریم
یکی از اظهــارات جنجــالی در ایــن بــاره گفتههای عبدالرضا مصری، نایبرئيس مجلس است که در کمال شگفتی در برنامه زنده صداوسیما گفته که وقتی مردم در انتخابات زیاد شرکت میکنند و شور انتخاباتی بالا میرود، انتخاب مردم نادرست میشود. اظهارات مصری در حالی مطرح میشود که اساسا نمایندگان مجلس یازدهم با پایینترین مشارکت مردمی وارد مجلس شدهاند؛ مشارکتی که خود مقامات آن را در تهران 20 تا 25 درصد و در ایران 40 درصد اعلام کرده بودند. جالب اینکه بنابه تخمینها شخص مصری نیز تنها رای ۱۱درصد واجدان حقرای در کرمانشاه را دارد و اکنون نایب رئیس مجلس شده است. این در حالی است که امیرحسین قاضیزاده هاشمی که امروز کاندیدای ریاستجمهوری و در سال نخست همین مجلس یازدهم یکی دیگر از نوابرئیسان مجلس محسوب میشد در اظهاراتی بحثبرانگیز اساسا ساختار ریاستجمهوری را با اماواگر روبهرو کرده و اظهار داشته بود: به نظر میرسد لازم است که در کشور مدتی طولانی نظام پارلمانی حاکم شود. حالا در میان همه این حرفها باید گفتههای حجتالاسلام علیرضا پناهیان را هم اضافه کنیم؛ کسی که از قرار خرسند از ردصلاحیتها میگوید: در کشور
عقبافتادهای مانند آمریکا، برای پرشور شدن انتخابات نیازمند رویکردهای هیجانی هستند، بنابراین افرادی مثل بایدن و ترامپ هرچه از دهانشان درمیآید بههم میگویند. او در ادامه با اظهاراتی عجیب میگوید: امسال در میان کاندیداهای تاییدصلاحیتشده افرادی که همچون سالهای قبل همانند خروس جنگی به یکدیگر میپریدند، نیستند. هرچند حرفهای پناهیان نوعی خودزنی هم به شمار میآید؛ اینکه پناهیان از کاندیداهای تاییدصلاحیتشده در دورههای پیشین با عنوان خروس جنگی یاد میکند، قابلتامل است، اما از گفتههای پناهیان یک نکته را میتوان فهمید و آن اینکه بخشی ترجیحشان تحقق خواستههای خودشان به هر قیمتی است.
تحلیل برخی اظهارات
نکات دیگری نیز از اظهارات اخیر برخی افراد میتوان استنباط کرد؛ یکی از آنها هزینههایی است که انتخابات ریاستجمهوری در هر دوره برای ساختار موجود سیاسی کشور ایجادکرده است. اوج آنها شاید در 88 و مناظرات آن زمان قلمداد شود. اما نکته مهم این است که در دوره های بعد از آن یعنی 92 و 96 نیز شاهد اظهارات نامزدها و افشاگریهای تاریخی و پنهان شده از مردم بودیم؛ اظهاراتی که باید امروز مقامات پاسخگوی آنها باشند. اتهامات و چهبسا فسادهایی که طرفین آن را بازگو کردند و در تاریخ ثبت شد و تداوم این مساله زنگ خطری برای آینده به شمار میآید. از سویی دیگر وقایعی که از سال 96 به بعد رخ داده، نیز نکته بعدی ماجراست؛ وقایعی که در تمام این سالها بیسابقه بوده است. موضوعاتی مانند حوادث دی ماه 96 ، آبان 98، هواپیمای اوکراینی، مشکلات شدید و باعث و بانیهای معضلات اقتصادی، عرصه سیاست خارجه و تحریم و... . شاید اینها تمامی مواردی بودهاند که مطرح شدن آنها در مناظرات دو گروه، چالشها را برای عدهای بیشتر میکرد. آنطور که کسانی مثل جهانگیری گفته بودند میخواستم مسببان این اتفاقات را معرفی کنم. شاید از همین روست که برخی هیجان نداشتن
را به صلاح میدانند اما آنچه باعث تاسف است احساس بیتفاوتی عدهای از مسئولان نسبت به مطالبات مردم است. فرمانده ناجا اعلام کرده هرکس تبلیغ به تحریم انتخابات کند با او برخورد خواهد شد، واقعا چاره ترغیب مردم و کشاندنشان پای صندوق رای چگونه است؟ با پدید آوردن جو مساعد میتوان هم از مردم خواست پای صندوق رای بیایند و هم نظرات آنها را شنید.