انتخابات بحث مهمی برای هر کشوری است و وقتی مطرح میشود چهرههای جدیدتر و نگاههای نو و تفکرات نو میتواند ظهور پیدا کند از سوی دیگر عملا انتخابات بهنحوی شرایط پاسخگویی و بررسی عملکرد و کارنامه دولت گذشته را هم فراهم میکند. همه جای دنیا میخواهم بگویم همین است وقتی انتخابات مطرح میشود میبینید که کاندیداهایی که آمدند میتوانند عملکرد دولت گذشته را نقد و موشکافی کنند، دلایل ضعف عملکرد را مشخص کنند، این در ذات انتخابات در همه جای دنیاست، آن بحث نگاه نو، تفکرات نو، ظهور نگرشهای جدید و بهنحوی آشکار ساختن ضعفهای دولت گذشته مطرح میشود، در همه جای دنیا هم چنین بحثی است. واقعیت این است تا زمانیکه رفتارها و نگرشها بهصورت عوامفریبانه و بر مبنای پوپولیستی باشد، یعنی شعارها و بحثها عوامفریبانه باشد، مردم از فضای مدیریتی کشور زده خواهند شد. دهه پیشرو مهمترین دهه و شاید حیاتیترین دهه اقتصاد ایران باشد. بهعنوان دهه 90 را باید بگذاریم دهه فرصتسوزیها و ما فرصت طلایی را در دهه 90 از دست دادیم و واقعیت این است که وقتی از دهه 40 تا دهه 90 را من در حوزه اقتصاد تحلیل میکنم بدترین عملکرد برای دهه 90 بوده است. میانگین رشد اقتصاد ایران در دهه 90 صفر و میانگین تورم در این دهه 24 درصد شد و متوسط رشد تشکیل سرمایه ناخالص 5ــ درصد شد. از سوی دیگر شرایط رکود و تورمی را داشتیم بهویژه در دهه 90 آن بار تحمیلی که روی اقتصاد ایران شد، قدرت خرید مردم را هم بهشدت تنزل داد و مهمتر از همه بینظمی اجتماعی در دهه 90 گسترش پیدا کرد. در دهه 90 ما با یک بحرانهای جدیدی مواجه شدیم مثلا بحران امید، بحران امید برای حل مسائل، من چون بین توده مردم هستم و زندگی میکنم و درد مردم را درک میکنم، میخواهم بگویم مردم در دهه 90 امیدوار بودند که بخشی از مسائل اقتصادیشان با شعارهایی که داده شده بود برطرف بشود، ما شعارهای مهمی را در اقتصاد داده بودیم، گفته بودیم رونق اقتصاد ایجاد میشود و رفاه ایجاد میشود و افق روشنی ایجاد خواهد شد و بهنحوی اقتصاد سامان پیدا خواهد کرد که مردم به یارانهها نیاز پیدا نکنند و امثال این شعارها، ولی میخواهم بگویم دهه 90، مصادف شد با دو بار تحریم، بهانضمام تصمیمات اشتباهی که در حوزه اقتصادی گرفته شد و آن نظم اجتماعی حاکم بر فضای اقتصادی از هم پاشید و شرایط سختی بر مردم گذشت. فارغ از اینکه نمیتوانم از زبان مردم سخن بگویم دهه 1400 حیاتیترین دهه در طول نیم قرن اخیر است، باز هم جملهام را تکرار کنم دهه 1400 یعنی دهه پیشِرو، حیاتیترین و مهمترین دهه در طول نیم قرن گذشته است، از این منظر که ما چالشهای انباشتشده اقتصادی داریم که برخی از این چالشها به یک مرحله بحرانی رسیده است. مردم باید بدانند که ما در دهه پیشِرو 4 بحران بزرگ را پیشِرو داریم. بحران آب، بحران جمعیت، بحران صندوقهای بازنشستگی و بحران پایان عصر صادرات نفتی. این 4 بحران، چهار بحران لایه اول است. ما در لایه دوم، چالش نظام بانکی را داریم و در لایه سوم، چالشهایی مثل بیکاری، فضای نامناسب کسب و کار، مثل نابرابری، چالش آلایندهها و دیگر چالشهای اقتصادی را داریم. اما لایه اول بسیار بسیار خطرناک است، بهعنوان مثال بحران آب، امروز آخرین گزارشها نشان میدهد که هفتاد درصد ایران به مرحله تنش آبی رسیده است و نظام بهرهوری پایین در بهرهبرداری از آب موجب شده است که ما وارد بحران آب میشویم و این بحران آب خطرناک است چون میتواند موجی از اعتراض استان به استان و روستا به روستا را ایجاد بکند. آخرین گزارشها در حوزه رشد نشان میدهد رشد جمعیت کشور به زیر یک درصد رسیده و بحث این است که برآوردها نشان میدهد که اگر نتوانیم دگرگونی اساسی ایجاد کنیم در پایان این دهه پیشِرو رشد جمعیت ایران صفر خواهد شد و برآوردها نشان میدهد که رشد جمعیت جهان در 2100 صفر خواهد شد، اما ما با این وضعیت بحرانی هفتاد سال زودتر از دنیا رشد جمعیتمان صفر میشود و این بسیار خطرناک است، همچنین صندوقهای بازنشستگی ما به مرحله فاجعهآمیز رسیدند و بحث این است که هر چقدر جمعیت دهه 50 و 60 به مرحله سن بازنشستگی دارد میرسد این بحران عمیق و عمیقتر میشود.