«آناکارنیا» در سال 1878 به صورت مستقل و کتاب منتشر میشود. پیش از آن از سال 1873 تا پیش از انتشار کتاب، به صورت پاورقی منتشر شده بود. از همان سال انتشار کتاب به روسی، این رمان به انگلیسی، فرانسه و آلمانی نیز ترجمه شد و تا به امروز حدود چهارده ترجمه به انگلیسی، پنج ترجمه به فرانسه و بیست ترجمه به آلمانی شده است. در هر یک از این زبانها اقتباسهای بسیاری از این شاهکار صورت گرفته، اما به طور نمونه، بیش از چهل اقتباس سینمایی، تلویزیونی، رادیویی، تئاتری و اپرایی و موسیقیایی از روی این رمان به انگلیسی شده است. به فارسی نیز حدود بیست ترجمه از این رمان شده است که نشان از اهمیت این رمان برای همه فرهنگها و زبانها از جمله فارسی دارد. پربیراه نیست که داستایفسکی، تولستوی را «خدای هنر» مینامید و پس از آن بزرگترین نویسندههای دنیا از کشورهای مختلف نیز در ستایش تولستوی و شاهکارش «آنا کارنینا» سخن گفتهاند: از ولادیمیر ناباکوف نویسنده روسی-آمریکایی که این رمان را یکی از بزرگترین عاشقفانههای دنیا نامید تا اورهان پاموک نویسنده نوبلیست ترکیهای که آن را بهترین رمان همه اعصار برشمرد. در طول 143 سالی که از انتشار این
رمان میگذرد، این رمان بدون وقفه در همه کشورها بازنشر میشود، ترجمه میشود و به مدیاهای مختلف راه مییابد، هربار هم به شکلی نو و تازه.
اهمیت «آنا کارنینا»ی تولستوی علاوه بر یکی از آثار مهم ادبیات دنیا، در خلق یکی از بزرگترین شخصیتهای ادبی نیز هست: «آنا» شخصیتی که پس از 143 سال هنوز زنده است و به راه خود ادامه میدهد. مثل «اِما» شخصیت رمان «اِما بووآری» گوستاو فلوبر. اگرچه این دو شخصیت نزدیکیهایی به هم دارند، اما هر کدام ویژگیهای منحصربهفرد خود را دارند و راه خود را میروند: یکی از در روسیه و دیگری در فرانسه.
از همین منظر است که میتوان گفت چرا این رمان هنوز هم با داشتن ترجمههای بسیار، ترجمه میشود، نهتنها در زبان فارسی، که در زبانهای دیگر هم: مثلا در زبان آلمانی آخرین ترجمه مربوط به سال 2009 است و در انگلیسی مربوط به سال 2015.
و اما در فارسی: در طول این 143 سال، تنها دو ترجمه از زبان اصلی اثر یعنی روسی شده: یکی سروش حبیبی که در سال 1382 از سوی نیلوفر منتشر شده که میتوان آن را ترجمه از روسی-فرانسه در نظر گرفت و دیگری با عنوان «آنا کارینینا» با ترجمه حمیدرضا آتش برآب و یلدا بیدختینژاد که در سال جاری از سوی نشر علمیوفرهنگی منتشر شده است. این تنها ترجمه مستقیم از روسی است.
همانطور که به دلیل روزآمدشدن زبان در هر چند دهه، نیاز به بازترجمه هر اثری است، مثلا سروش حبیبی این بازترجمه را دو دهه میداند که به نظر زمان کوتاهی است، اما میتوان هر نیم قرن را در نظر گرفت برای ترجمه مجدد از هر اثر ادبی.
تفاوتهای اولیه در ترجمه این رمان، ابتدا در عنوان کتاب و ترجمه نام نویسنده خود را نشان میدهد: سروش حبیبی ابتدا «لئون تالستوی» ترجمه کرده بود و در چاپهای اخیر آن را به «لییو تالستوی» تغییر داده، که ترجمه درست از روسی «لِف تالستوی» است؛ همان ترجمهای که حمیدرضا آتشبرآب و یلدا بیدختینژاد کردهاند. عنوان کتاب را هم سروش حبیبی «آنا کارنینا» ترجمه کرده و حمیدرضا آتشبرآب و یلدابیدختینژاد «آنا کارینینا»، که باز ترجمه جدید درستتر است. اما وقتی به متن کتاب رجوع میکنیم، اولین تفاوت در ترجمه اسامی شخصیتهای کتاب است که مترجمان ترجمه کردهاند (به مانند عنوان کتاب و نام نویسنده). اما در کلیت متن تفاوت چندانی دیده نمیشود و میتوان گفت هر دو ترجمه، کامل و بدون نقص هستند. و به نوعی میتوان نتیجه گرفت که تنها ترجمههای کامل و درست و دقیق این کتاب در طول هفتاد سالی که از ترجمه این رمان به فارسی میگذرد، همین دو ترجمه است.
شروع «آناکارنینا»ی سروش حبیبی: «خانوادههای خوشبخت همه مثل هماند، اما خانوادههای شوربخت هر کدام بدبختیِ خاص خود را دارند.»شروع «آناکارینینا»ی حمیدرضا آتشبرآب و یلدا بیدختینژاد: «خانوادههای خوشبخت همهشان لنگه هماند، ولی هر خانواده بدبختی مصیبتِ خودش را دارد...»همانطور که از همین شروع رمان برمیآید، هـــــر دو متـــــرجم تقریبـــا مســیر یــکسانــــی در تــرجمــه پیـش گـرفتهانــــد که هـر دو ترجـمه را دقیـق و درست در قیـــــاس بــا متــن اصلـــی آن میکند.