بستن
کد خبر: ۱۰۱۴۳۹۵

چرا قاتل، از بروز جنایت پشیمان نیست؟‌

چرا قاتل، از بروز جنایت پشیمان نیست؟‌
مصطفی فروتن رفتارشناس اجتماعی

هیچ پدیده‌ای در عالم علوم رفتاری تک عاملی نیست و در هر رفتاری مسلم است، که اغلب بیش از یک عامل باعث واکنش یا پاسخ می‌شود. تجربه همیشه ثابت کرده است که در واکنش یا پاسخ‌ها از سوی افراد همیشه ابعاد پنهانی وجود دارد. وقتی که صحبت از برنامه‌ریزی می‌شود، یعنی از قبل درباره این ماجرا فکر شده است حالا این پرسش مطرح می‌شود که چرا باید از قبل روی یک قتل فکر شود آن هم توسط والدین؟ اساسا قتل در جرائم بزرگ نشان از فقدان هوش هیجانی در افراد دارد و مهارت حل مسأله را در آنها زیر سوال می‌برد. در حقیقت کسی که درگیر جرمی مانند قتل می‌شود، نیاز به یک انگیزه قوی دارد. یعنی برای انجام چنین فعل بزرگ مجرمانه‌ای فرد هم نیازمند یک انگیزه قوی است و هم فاقد هوش هیجانی و مهارت حل مساله. حال این پرسش پیش می‌آید که کار به چه جایی رسیده است که فرد عزیزترین موجود زندگی‌اش را خودش با دستان خود و با مشارکت همسرش از بین می‌برد. از نظر روانپزشکی برای اغلب افراد نرمال بچه تنها موجودی است که پدر و مادر حاضرند به خاطر آن از تمام ارزش‌های خودشان بگذرند، اما اینکه می‌بینیم پدر و مادری فرزند خود را از بین می‌برند باید بگویم که این یک اختلال روانپزشکی قطعی است به انضمام انگیزه قوی مجرمانه. حال اینکه این انگیزه قوی مجرمانه چیست از آنجا که اطلاعات کافی در خصوص این پرونده نداریم و مستندات در حد اقرارها و اعترافاتی است که ممکن است تغییر کند، حدسیات درباره انگیزه‌ها درست نیست. جنبه عمومی جرم از منظر روانشناسی و جامعه شناسی به دلیل اینکه باعث تشویش اذهان عمومی می‌شود، دارای اهمیت است. این گونه اتفاقات باعث تولید ترس و ناامیدی در جامعه می‌شود، چنین قتل‌هایی در جوامع ملتهب که دارای زیرساخت‌های آسیب دیده و در حال گذار است، باعث تشدید التهابات می‌شود. اساسا جرائم و به ویژه جرائمی که در این وسعت است، روح جامعه را آزار می‌دهد و باعث تبلور اتفاقات بد در جامعه می‌شود، به طور مثال امروز پرونده‌ای را داشتم که تحت تاثیر همین اتفاق افتاده بود، یک مادری به فرزندش در قالب طنز گفته بود که این فردی که کشته شده، تقریبا همسن و سال تو است و می‌بینی که من الان اعصاب ندارم. در حالت طنز هم چنین موضوعاتی گرفتاری برای روح و جسم جامعه ایجاد می‌کند. در این میان پدر و مادر پس از قتل ابراز پشیمانی نداشته‌اند، از نظر رفتارشناسی انگیزه‌ها بسیار مهم هستند، حال درباره اینکه فردی از قتل فرزندش نادم نباشد باید بگویم که به صورت پیش فرض سه حالت وجود دارد، اول بیماری‌، دوم فقدان هوش هیجانی و مهارت حل مسأله، حالت سوم ترکیب دو موضوع اول است. در بسیاری از پرونده‌ها به طور مثال پدری تحت تاثیر اعتیاد، فرزندش با وی درگیر شده و او را با چاقو مصدوم می‌کند، یا اینکه سر مسائل دیگری مانند ناموس و... به اشتباه اما فرزند خودش را از حیات ساقط کرده ‌است. گاهی این عدم پشیمانی پس از قتل ناشی از بیماری است یعنی فرد تحت تاثیر مواد مخدر یا بیماری‌های روانپزشکی اقدام به قتل کرده و باورش بر این بوده که کار درستی کرده است، از این دست پرونده‌ها بسیار است که فرد تحت تاثیر دارو یا مواد محرک مرتکب چنین قتل‌هایی شده است. در مواردی هم انگیزه باعث قتل فرزند شده است، دلیل اینکه از قتل پشیمان نیستند را نیز می‌توان رضایت فرد از این دانست که یک عامل ناکام کننده یا یک عامل خجالت دهنده را از زندگی حذف کرده‌ام به طور مثال در یک نمونه پدری به دلیل اینکه معتقد بوده، فرزندش آبروی او را برده است اقدام به قتل کرده است. باید دانست مشخصا آن چیزی که در زندگی مهم است، این است که سلامت زندگی کنیم و اجازه دهیم که دیگران هم در سلامت زندگی کنند، چنین اتفاقاتی در جوامع بشری بوده و تا ابد هم خواهد بود و فقط می‌توانیم با ارتقای سطح دانش و آگاهی‌ها و آموزش و تنظیم یکسری از اصول که در روابط بین افراد حاکم است، از بروز چنین وقایعی جلوگیری کنیم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی